گوش کن خدا با تو حرف میزند!

برچسب های این مطلب:
گوش - گوش کن خدا با تو - گوش دهیم به سخنان نورانیش - گوش فرا دادن - گوش - و اگر ما خوب گوش - حال تعظیم گوش - گوش - گوش کن خدا - ما خوب گوش دهیم به - کن - کن خدا با تو حرف - کن د آنگونه که برای - کن د موانع فهم - گوش کن - وجود ما تبلور پیدا ن کن - برای اولیاء الله جلوه می کن - از فهم قرآن دور کن - گوش کن خدا با - تبلور پیدا ن کن د آنگونه - خدا - خدا با تو حرف میزند - خدا حرف میزنیم اما وقتی - خدا با ما حرف میزند - گوش کن خدا - که نماز میخوانیم با خدا - اما وقتی قرآن میخوانیم خدا - از این هست که خدا - گوش کن خدا با تو - میخوانیم با خدا حرف میزنیم - با - با تو حرف میزند حتما - با خدا حرف میزنیم اما - با ما حرف میزند آیا - گوش کن خدا با - هنگامی که نماز میخوانیم با - وقتی قرآن میخوانیم خدا با - حرف میزند آیا سعادتی با - کن خدا با تو حرف - نماز میخوانیم با خدا حرف - تو - تو حرف میزند حتما شنیده - تو اند از قرآن استفاده کند - تو اند معانى قرآن را بفهمد - گوش کن خدا با تو - که باید نمى تو - مى شود که قلب ن تو - از این که قلب ب تو - خدا با تو حرف میزند - نمى تو اند از قرآن - حرف - حرف میزند حتما شنیده اید - حرف میزنیم اما وقتی قرآن - حرف میزند آیا سعادتی بالاتر - کن خدا با تو حرف - نماز میخوانیم با خدا حرف - میخوانیم خدا با ما حرف - کن خدا با تو حرف - با تو حرف میزند حتما - با خدا حرف میزنیم اما - میزند!

گوش کن خدا با تو حرف میزند!

فرق ما با خدا نشناسحتما شنیده اید: هنگامی که نماز میخوانیم با خدا حرف میزنیم اما وقتی قرآن میخوانیم خدا با ما حرف میزند آیا سعادتی بالاتر از این هست که خدای عالم تاب با همه عظمتش با ما با همه حقارتمان به این راحتی و هر وقت که بخواهیم سخن بگوید؟ و اگر ما خوب گوش دهیم به سخنان نورانیش کم کم نور ذاتش را نیز خواهیم دید! اما چه باعث میشود که این حس رویایی و غیر قابل وصف در وجود ما تبلور پیدا نکند؟ آنگونه که برای اولیاء الله جلوه میکند؟
 

موانع فهم قرآن : 

لازم است کسى که مى خواهد قرآن را بفهمد موانع فهم را از بین ببرد و الا آنگونه که باید، نمى تواند از قرآن استفاده کند و حتى گاهى به عوض سود، زیان مى بیند. موانعى از قبیل :
1- تقیّد به اداى دقیق حروف از مخارج آن و رعایت دقیق قواعد تجوید. این مطلب از تدبر در آیه جلوگیرى کرده و مانع فهمیدن قرآن مى شود. البته درست خواندن قرآن و رعایت آداب تلاوت باید باشد اما نه به حدی که قاری را از فهم قرآن دور کند و در الفاظ وا گذارد.
3-  داشتن هریک از صفات و اخلاق رذیله سبب مى شود که قلب نتواند معانى قرآن را بفهمد چنانچه مفاد بعضى از آیات نیز همین است مانند:
«کَلَّا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِم مَّا کَانُوا یَکْسِبُون کَلَّا إِنَّهُمْ عَن رَّبِّهِمْ یَوْمَئِذٍ لَّمَحْجُوبُونَ »1؛ نه چنین است، بلکه آنچه مرتکب مى‏شدند زنگار بر دل هایشان بسته است. زهى پندار، که آنان در آن روز، از پروردگارشان سخت محجوبند.
این صفات باعث کدورت قلب شده و مانع فهمیدن حقیقت اشیاء مى شود؛ مانند آینه اى که زنگار گرفته و شکل ها را بخوبى منعکس نمى کند.
3- اعتقاد به مطلبى باطل و درست پنداشتن آن و اعتقاد به این که خلاف آن کفر یا گمراهى مى باشد، نیز از موانع فهم است . زیرا قبل از این که قلب بتواند حق را ببیند و با آن روشن بشود، آن را کفر پنداشته و آن را توجیه و تأویل مى کند. و تا زمانى که چنین تعصب باطلى در شخص باشد، هیچگاه توانایى رسیدن به حق را نخواهد داشت .
4- هنگام تفسیر آیه تفسیر ظاهر و آشکارى را ببیند و خیال کند تمامى مراد آیه همین است و برداشتى غیر از این ، تفسیر برأى و حرام مى باشد. و این خلاف دستور خدا برای تدبر در قرآن است.
داشتن هریک  از صفات و اخلاق رذیله سبب مى شود که قلب نتواند معانى قرآن را بفهمد مانند آینه اى که زنگار گرفته و شکل ها را بخوبى منعکس نمى کند.زمانى که خواننده قرآن حقیقت و بزرگى قرآن را دریافت ، باید در آیات او تدبر کند و وقتى تدبر کرده و موانع فهم را از سر راه برداشته و در صدد فهمیدن آن بر آمد، طبیعتا منظور خدا در کلامش براى او، آشکار مى شود. - البته بمقدار ایمان خود - و
در طلب خدا دعا آنگاه که از این آبشخور جامى نوشید، مست مى شود. و زمانى که از جلوه هاى معارف الهى مست شده ، قلب او از آیات مختلف ، که هر کدام اثر مخصوصى دارند، تأثیر پذیرفته و با هر معنایى حال و سرورى براى او پیدا مى شود. به این دلیل که نگرش او به هر آیه بگونه اى است که گویا خود مخاطب آن آیه بوده ، یا براى او نازل شده و این آیه فقط براى اوست. آنگاه حالت غم یا خوشحالى ، ترس یا امیدوارى ، توکل یا خوشنودى یا یکتا دانستن خدا به او دست داده و سپس بحسب حالى که از تاثیرات قرآن پیدا کرده، با پناه بردن و استعمار، اعتراف و توبه، دعا و شکر، تسبیح و حمد نمودن و با گفتن «لا اله الا الله » یا «الله اکبر»  به آیات جواب مى دهد.
زمانى که ترس او را فرا گیرد، فکر مى کند که از تمام خیرات و سعادت هایى که در آیات، براى بندگان صالح خدا آمده محروم شده است. و در این حال براى رفع بدبختى خود به پروردگارش پناه مى برد. و هنگامى که امیدوار شد، آرزوى رسیدن به مقامات بالاى کاملین، عارفین و مقربین را مى نامید و از خدا مى خواهد او را نیز از آنان بگرداند. و هنگامى که این تاثرات براى او کامل شد، با برکات وحى و عطایاى خداوند، یقینا ترقى کرده تا جایى که گویا خدا را مى بیند که با او سخن گفته و او را مخاطب قرار داده است و گویا با دل مى بیند که خداوند با الطافش به او خطاب و با نعمت بخشیدن و نیکى کردن با او مناجات مى کند، و در این صورت حال تعظیم ، گوش فرا دادن ، فهمیدن و حیا در او پیدا مى شود.
اگر موفق شد شکر این نعمت را آنطور که سزاوار است ، بجا آورد و با این عطیه الهى آنطور که باید، روبرو شد، خداوند مقام بهتر و بالاترى به او عنایت مى فرماید، بگونه اى که گوینده را در سخنش و صفات او را در کلماتش مى بیند؛ چنانچه امام صادق (علیه السلام ) بنابر روایتى در "توحید صدوق " مى فرماید: خداوند در کلامش براى بندگانش آشکار مى شود، ولى آنها نمى بینند. در این حال او فقط متوجه گوینده است و به خود یا قرائتش یا چیزهاى دیگر ابدا توجهى ندارد.

خداوندا بحق این مقام ، این مقام را به ما و جمیع مؤمنین عنایت فرما
و بحق اولیاى مقرب و دوستان سعادتمندت - که درود خدا بر همه آنان باد - این نعمت و حال را نصیب ما نیز بنما .
 
فرآوری : محمدی گروه دین و اندیشه تبیان
منبع : المراقبات، مرحوم آیت الله حاج میرزا جواد ملکى تبریزى (ره)


1- سوره مطففین آیات 13و 14.
 
... درحال بارگذاری

گوش کن خدا با تو حرف میزند!




  
نویسنده : امید ; ساعت ٥:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٩
تگ ها : گوش ، کن ، خدا ، حرف

آنجا که خدا هست و علی نیست کجاست؟

برچسب های این مطلب:
آنجا - آنجا که خدا هست و - آنجا که خدای من ثنا - آنجا که علی واسطه ی - آنجا - مدح مرتضی شرمم باد آنجا - علی است آنجا - خطاستبا مدعیّان کور باطن گوئـیـد آنجا - آنجا که خدا - شرمم باد آنجا که خدای - که - که خدا هست و علی - که خدای من ثنا خوان - که در اوست - آنجا که - مرتضی شرمم بادآنجا که - کوزه همان برون تراود که - است آنجا که - آنجا که خدا هست - شرمم بادآنجا که خدای من - خدا - خدا هست و علی نیست - خدا ی من ثنا خوان علی - خدا نام علی مشتق شد - آنجا که خدا - شرمم بادآنجا که خدا - علی نیست چرااز نام خدا - علی واسطه ی فیض خدا - آنجا که خدا هست و - بادآنجا که خدا ی من ثنا - هست - هست و علی نیست کجاست - هست و علی نیست کجاست - هست و علی نیست کجاست - آنجا که خدا هست - باطن گوئـیـدآنجا که خدا هست - آنجا که خدا هست - اینترنتی آنجا که خدا هست - که خدا هست و علی - که خدا هست و علی - و - و علی نیست کجاست دی - و ان قضا خطی ز دی - و ان علی استسُکان قدر - آنجا که خدا هست و - علی نیست کجاست دی و - ان قضا خطی ز دی و - فرمان علی استطبع من و - خدا هست و علی نیست - نیست کجاست دی و ان قضا خطی - علی - علی نیست کجاست دیوان قضا - علی استسُکان قدر در - علی استطبع من و مدح - که خدا هست و علی - قضا خطی ز دیوان علی - در یَدِ فرمان علی - خدای من ثنا خوان علی - هست و علی نیست کجاست - ز دیوان علی استسُکان قدر - نیست - نیست کجاست دیوان قضا خطی - نیست چرااز نام خدا نام - نیست کجاست محمد علی مردانی - خدا هست و علی نیست - مظهر حق ذات علی نیست - خدا هست و علی نیست - خدا هست و علی نیست - و علی نیست کجاست دیوان - ذات علی نیست چرااز نام - کجاست؟

آنجا که خدا هست و علی نیست کجاست؟


دیوان قضا خطی ز دیوان علی است

سُکان قدر، در یَدِ فرمان علی است


طبع من و مدح مرتضی، شرمم باد

آنجا که خدای من ثنا خوان علی است


***

تا حُبّ علی بُود مرا در رگ و پوست

رنجم ندهد سرزنش دشمن و دوست


جز نام علی لب به سخن وا نکنم

«از کوزه همان برون تراود که در اوست»


***

چون گاه ولادت ولّی حق شد

در خانه حق، علی به حق ملحق شد


گر مظهر حق ذات علی نیست چرا

از نام خدا نام علی مشتق شد؟


***

در برج ولا مهر جهانتاب علی است

در شهر علوم سرمدی، باب علی است


از اول خلقت جهان تا محشر

مظلوم ترین شهید محراب، علی است


***

آنجا که علی واسطه ی فیض خداست

برغیر علی هر که کند تکیه خطاست


با مدعیّان کور باطن گوئـیـد

آنجا که خدا هست و علی نیست کجاست؟


محمد علی مردانی

آنجا که خدا هست و علی نیست کجاست؟




  
نویسنده : امید ; ساعت ٧:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢
تگ ها : آنجا ، که ، خدا ، هست

از عید خون تا عید خدا

برچسب های این مطلب:
از - از عید خون تا عید - از قربانى به خداى سبحان - از د قربانگاهى که درس - از - را مى‏برد و آنچه از - به یاد قربانگاه ابراهیمى مى‏اند از - که به جاى پیروى از - از عید خون - و آنچه از قربانى به - عید - عید خون تا - عید خدا - عید خون همان - از عید - خون تا عید - خدا عید - خون همان عید - از عید خون تا - خون تا عید خدا - خون - خون تا عید خداعید - خون همان عید اضحى - خون نیست بلکه روح - از عید خون - تا عید خداعید خون - مى‏رسد گوشت و خون - از عید خون - از عید خون تا عید - عید خداعید خون همان - تا - تا عید خداعید خون همان - تا رگان آن روزى است - تا عید خدا عکس روش - از عید خون تا - ماه است در میان س تا - از عید خون تا - از عید خون تا - عید خون تا عید خداعید - در میان س تا رگان آن - عید - عید خون تا - عید خدا - عید خون همان - از عید - خون تا عید - خدا عید - خون همان عید - از عید خون تا - خون تا عید خدا - خدا - خدا عید خون همان عید - خدا ى سبحان مى‏رسد گوشت - خدا ى بزرگ را به فرزندانِ - عید خون تا عید خدا - آنچه از قربانى به خدا - و جهاد در راه خدا - و جهاد در راه خدا - تا عید خدا عید خون همان - قربانى به خدا ى سبحان مى‏رسد

از عید خون تا عید خدا

عید قربانعید خون همان «عید اضحى»، به معنى قربانى کردن است. در سرزمین مِنا با قربانى گوسفند، «مَنْ» به «ما» تبدیل مى‏شود؛ زیرا فلسفه عمل حج‏گزار و قربانى کننده این است که او با تمسک به حقیقت «ورع» گلوى دیوِ طمع را مى‏برد و آنچه از قربانى به خداى سبحان مى‏رسد، گوشت و خون نیست، بلکه روح کردار و جان عمل (تقوا) است و حاجى وارث ابراهیم خلیل الرحمن علیه‏السلام است که اسماعیل نفسش را به قربانگاه مى‏برد و آن را ذبح مى‏کند و به لقاء‎الله مى‏رسد. این سخن رهبر فقیدمان است که فرموده است:
«عید سعید قربان، عیدى است که انسان‎هاى آگاه را به یاد قربانگاه ابراهیمى مى‏اندازد. قربانگاهى که درس فداکارى و جهاد در راه خداى بزرگ را به فرزندانِ آدم و اصفیاء و اولیاء مى‏دهد.»(1)
قربانى در مِنا مقدمه رسیدن به غدیر است؛ چرا که اگر هواى نفس در مِنا قربانى نشود، در غدیرخم تسلیم حق شدن مشکل است و حضرت ابراهیم علیه‏السلام با ذبح اسماعیل مسلمانان را بیمه کرد که به جاى فرزندانشان، گوسفند قربانى کنند و حضرت محمد صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله بشریت را بیمه کرد که به جاى پیروى از ناحق، از حق که همان على است،(2) تبعیت کنند. و این چنین از پیوند قربان با غدیر، دین کامل شد.
عید سعید قربان، عیدى است که انسان‎هاى آگاه را به یاد قربانگاه ابراهیمى مى‏اندازد. قربانگاهى که درس فداکارى و جهاد در راه خداى بزرگ را به فرزندانِ آدم و اصفیاء و اولیاء مى‏دهد.

و در فضیلت این ایام همین بس که امام هشتم حضرت على بن موسى الرضا علیه‏السلام فرموده است:«إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَةِ زُفَّتْ أَرْبَعَةُ أَیَّامٍ إِلَى اللهِ کَمَا تُزَفُّ الْعَرُوسُ إِلَى خِدْرِهَا قیلَ ما هذِهِ الاْیّامُ قالَ: یَوْمُ الاَْضْحَى وَ یَوْمُ الْفِطْرِ وَ یَوْمُ الْجُمُعَةِ وَ یَوْمُ الْغَدِیرِ وَ إِنَّ یَوْمَ الْغَدِیرِ بَیْنَ‏الاَْضْحى وَ الْفِطْرِ وَ الْجُمُعَةِ کَالْقَمَرِ بَیْنَ الْکَوَاکِبِ وَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِى نَجَافِیهِ اِبْرَاهِیمُ الْخَلِیلُ مِنَ النَّارِ فَصَامَهُ شُکْرا للهِ وَ هُوَ الْیَومُ الَّذِى اَکْمَلَ اللهُ بِهِ الدِّینَ فِى اِقَامَةِ النَّبِىِّ صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله عَلِیّا اَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ عَلَما وَ اَبَانَ فَضِیلَتَهُ وَ وَصَاءَتَهُ فَصَامَ ذَلِکَ الْیَوْمَ وَ اِنَّهُ لَیَوْمُ الْکَمَالِ وَ یَوْمُ مَرغَمَةِ الشَّیْطَانِ وَ یَوْمُ تَقَبُّلِ اَعْمَالِ الشِّیعَةِ وَ مُحِبِّى آلِ مُحَمَّدٍ.(3)
در هنگام قیامت، چهار روز را آرایش کرده نزد خداى سبحان مى‏آورند؛ چنان که عروس را به حجله مى‏برند. از حضرت پرسیده شد: این ایام کدام‏اند؟ فرمود: روز قربان، روز فطر، روز جمعه و روز غدیر است. و روز «غدیر» بین روزِ فطر و روز جمعه مثل ماه است در میان ستارگان. آن روزى است که حضرت ابراهیم خلیل علیه‏السلام از آتش نجات پیدا کرد و روزه گرفت و از خدا تشکر کرد. روز غدیر روزى است که خداوند به وسیله آن دین را کامل کرد و پیامبر اکرم صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله على علیه‏السلام را به عنوان امیرالمؤمنین معرفى کرد و فضائل وى را برشمرد و جانشین بودن وى را [از طرف خداى سبحان به همگان] اعلام کرد و به میمنت این روز، روزه گرفت؛ چرا که روز کمال است و روز ناامیدى شیطان و روز قبولى اعمال شیعیان و دوستداران آل محمد صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله است.»
 
پی‎نوشت‎ها:
1- صحیفه نور، ج 18، ص 87 .
2- رسول اکرم صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله: «عَلِىٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِىٍّ؛ على با حق است و حق با على .»
3- مسند الامام الرضا علیه‏السلام، ج 2، صص 17 ـ 18.
 
منبع:
مجله ‏مبلغان، ش 74 ، سیدعباس رفیعى‏پور .
 

از عید خون تا عید خدا




  
نویسنده : امید ; ساعت ٩:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٧
تگ ها : عید ، خـــــون ، تا ، خدا

لعن خدا بر یزید در قرآن

برچسب های این مطلب:
لعن - لعن کرده است مُهَنّا بن - لعن ش نمى‌کنى احمد حنبل گفت - لعن ت نکنم با آنکه - در قرآن یزید را لعن - گفتم پس چرا لعن - چگونه یزید را لعن - آنکه خداوند او را لعن - یزید را لعن کرده است - پس چرا لعن ش نمى‌کنى احمد - خدا - خدا در قرآن یزید را - خدا و روز جزاء دارد - خدا وند او را لعن کرده - خدا - کسى که ایمان به خدا - نکنم با آنکه خدا - در کجاى قرآن خدا - خدا در قرآن - ایمان به خدا و روز - بر - بر را غارت کرده است - بر هفتصد نفر بالغ - بر رسول خدا رسیده - شده و مدینه پیام بر - مهاجر و انصار بر - طوری که خون به ق بر - اى که گفتى بر - و مدینه پیام بر را غارت - انصار بر هفتصد نفر - یزید - یزید در قرآن خرید اینترنتی - یزید در قرآن‎28 ژوئن 2010 - یزید در قرآن - لعن خدا بر یزید - خدا برنامه بر رایگان یزید - اینترنتی لعن خدا بر یزید - لعن خدا کاهش بر یزید - خدا بر یزید در قرآن - بر رایگان یزید در قرآن‎28 - در - در قرآن یزید را لعن - در باره یزید ابن معاویه چیست - در مردم به ما - خدا در - کرد نظر شما در - او گفتم اى پ در - دوستان یزید مى‌باشید وى در - خدا در قرآن یزید - نظر شما در باره یزید ابن - قرآن - قرآن یزید را لعن کرده - قرآن خداوند یزید را - قرآن روى بگردانید یا - خدا در قرآن - گفتم در کجاى قرآن - فرمان خداوند و اطاعت قرآن - جلوه هائى از نور قرآن - خدا در قرآن یزید را - در کجاى قرآن خداوند

خدا در قرآن یزید را لعن کرده است

 
قرآن الکریممُهَنّا بن یحیى، روزى از احمد بن حنبل (1) سؤال کرد: نظر شما درباره یزید ابن معاویه چیست ؟
او جواب داد: یزید همان کسى است که جنایات بزرگى مرتکب شده، و مدینه پیامبر را غارت کرده است.

پسرش صالح، مى گوید، روزى به او گفتم: اى پدر! مردم به ما مى‌گویند، شما از دوستان یزید مى‌باشید.
وى در جواب گفت: پسر جان! آیا کسى که ایمان به خدا و روز جزاء دارد دوستِ یزید مى شود؟
گفتم: پس چرا لعنش نمى‌کنى؟
احمد حنبل گفت: چگونه یزید را لعنت نکنم، با آنکه خداوند او را لعن کرده.
گفتم: در کجاى قرآن خداوند، یزید را مورد لعنت قرار داده است ؟
گفت: در آنجا که مى فرماید:
فَهَلْ عَسَیْتُمْ اِنْ تَوَلَّیتُمْ اَنْ تُفْسِدُوا فِى الاَْرْضِ وَ تُقَطِّعُوا اَرْحامَکُمْ، اُؤ لئِکَ الَّذینَ لَعَنَهُمُ اللّهُ فَاَصَّمَهُمْ وَ اَعْمى اَبْصارَهُمْ.(2) شما اگر از فرمان خداوند و اطاعت قرآن روى بگردانید، یا در زمین فساد و قطع رحم کنید، باز هم امیدِ نجات دارید؟ آنها کسانى هستند که خدا آنها را لعنت کرده و گوش و چشمشان را کر و کور گردانید.
پسرم! یزید چون حکومت یافت، سال اول قطع رحم کرد حسین علیه السّلام را کشت ، سال دوم ، فساد کرده و مدینه را به قتل و غارت کشید و سال سوم ، به کعبه جسارت کرده و به درک واصل شد.
آیا فسادى بزرگتر از قتل حسین علیه السّلام و سه روز قتل عام و غارت مدینه مى‌باشد؟ این در حالى بود که تعداد کشتگان بزرگان قبیله قریش‌، از مهاجر و انصار، بر هفتصد نفر، بالغ مى‌شد و تعداد کشتگان غیر معروف، از بنده و آزاد، زن و مرد، به ده هزار نفر مى رسید.
مداحی کربلا عاشورا نی نوا نینوا محرم حسین یاحسین شهادتمردم در دریاى خون شناور بودند، به طوری که خون به قبر رسول خدا رسیده ، روضه و مسجد پر از خون شده بود. بعد از آن به دستور یزید، در شهر مکّه منجنیقها نصب کرده کعبه را آتش ‍ زده و ویران کردند. در حالى که رسول خدا فرموده بود: «کشنده حسین، در تابوتى از آتش بوده و نصف عذاب اهل دنیا را مى‌چشد، به طوری که دست و پایش را به زنجیرهاى آهنین بسته ، او را با سر میان آتش ‍ مى افکنند».(3)
 
اى که گفتى بر یزید و آل او لعنت مکن
زآنکه شاید حق تعالى کرده باشد رحمتش
آنچه با آل نبى کرد او، اگر بخشد خداى
هم ببخشاید ترا، گر کرده باشى لعنتش



پی نوشت ها:
1- احمد بن حنبل شیبانى ، یکى از چهار امام اهل تسنن است. وى از ایرانیان عرب نژاد است و در سال 241 درگذشت.
2- سوره محمد صلی الله علیه و آله، آیات  22 - 23.
3- منهاج الکرامه از علاّمه حلّى ، ص 95.
 
جلوه هائى از نور قرآن، عبد الکریم پاک نیا
تنظیم : گروه دین و اندیشه  - عسگری

لعن خدا بر یزید در قرآن




  
نویسنده : امید ; ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۳٠
تگ ها : لعن ، خدا ، یزید ، قرآن