دردل

برچسب های این مطلب:
دردل - دردل کن برو - دردل ‎ - دردل ا 1740 - 1740 ا تو برای دردل - برای دردل - ‎ دردل - جا 1740 دردل - تو برای دردل کن برو - برای دردل ‎
"



چند روزه که بی ما میگذره.

ولی بدون من هنوز هستم

هر چند که ما نیستیم و من شدم

ولی به یادت هستم

امید وارم سالهای زیادی و به خوشی ببینی

دلم واسه گذشته دیگه تنگ نمی شه

سرنوشت این بود که جدا باشیم

اینه که هنوز بدون کلام کنار هم هستیم

گاهی وقتها خاطره روزهایی به دلت هجوم میاره

که مجبوری به یادش بیاری و بهش فکر کنی

و تو خلوت براش گریه کنی ،بعضی خاطره هایی که

یه زمانی از شادی اون اتفاق اشک می ریختی و گاهی از تلخی اون .

مثل حالای من که سر در گمم و منگ که نمیدونم

اشکی که دارم میریزم از شادی اومدن یا تلخی رفتن ...

یه زمانی این خاطره ها برات عزیز بودن ، با گذشتن و از دست دادن

فکر می کنی فراموش کردی ، اما نمیدونی دل تو باهوش تر از چیزی هست

که تو فکرش رو میکنی . دقیقا سر همون ساعت و همون لحظه و

همون روز ناخود آگاه تو رو رو میبره به سراغ چیزی که فکر میکردی

از یاد بردی . اما چه حالی داری وقتی اون خاطره با جای خالی

تصویر گر اون خاطره برات میشه یه زخم و تو از درد اون زخم

هی به خودت می پیچی و گریه میکنی ؟.

همه اینها شاید تلخ باشه . اما برای من هنوز تلخ نیست ..

هنوز خوشحالم در دلم جا دارند عزیزانی که برام ارزش دنیا رو داشتن و ...

شاید فقط به حرمت آن لحظه های نابی که روزی برای تو به هدیه آورد!

دلم از این ابرها گرفته است ...

 

 

 






  
نویسنده : امید ; ساعت ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱
تگ ها : دردل