دنیا در سکوت زنگ میزند
دنیا - دنیا در سکوت زنگ میزندگفتوگو - دنیا آمد هماکنون ساکن - دنیا آمدن متولد شدن - دنیا - کنار دریاچه ارومیه به دنیا - اتفاقی بود؛ مثل به دنیا - را سر میبرد و دنیا - دنیا در سکوت - ارومیه به دنیا آمد - در - در سکوت زنگ میزندگفتوگو با - در یدا اگر واقعیت کافی - در زبانها و ژانرهای متفاوت - دنیا در - به قول ژاک در - و مخصوصا شعر باید در - مدام میان دو زبان در - دنیا در سکوت زنگ - قول ژاک در یدا اگر - سکوت - سکوت زنگ میزندگفتوگو با رسول - سکوت حوصله ما را سر - سکوت زنگ میزد همینطور - دنیا در سکوت - اگر زبان نبود سکوت - میبرد و دنیا در سکوت - اگر زبان نبود سکوت - دنیا در سکوت زنگ میزندگفتوگو - زبان نبود سکوت حوصله ما - زنگ - زنگ میزندگفتوگو با رسول یونان - زنگ میزد همینطور اگر - زنگ میزد همینطور اگر - دنیا در سکوت زنگ - و دنیا در سکوت زنگ - و دنیا در سکوت زنگ - 1740 ا در سکوت زنگ - در سکوت زنگ میزندگفتوگو با - در سکوت زنگ میزد - میزند - میزند گفتوگو با رسول یونان به - میزند و امروز اگر من - میزند خرید سایت - دنیا در سکوت زنگ میزند - دارد از اقیانوس حرف میزند - افزار سکوت دانلود زنگ میزند - سکوت زنگ میزند گفتوگو با رسول - اقیانوس حرف میزند و امروز
دنیا در سکوت زنگ میزند
گفتوگو با رسول یونان به بهانه چاپ مجموعه شعر ترکی تاکسی
آدمها بهخاطر نیازهای روحیشان به سراغ ادبیات میروند. به قول ژاک دریدا «اگر واقعیت کافی بود ادبیات بهوجود نمیآمد.» ادبیات باید جوابگوی نیازهای معنوی انسانها باشد و از اینروست که ادبیات و مخصوصا شعر باید در زبانها و ژانرهای متفاوت ارائه شود تا «گروهی این گروهی آن پسندند».
شاید بتوان از شاعران دوزبانه با عنوان «دوزیستهای زبانی» یاد کرد که مدام میان دو زبان درآمد و شدند؛ شاعرانی که مترجم روزانه دردهایند و در کنار زبان باز کردن به «زبان دری» میکوشند که بخت خویش را در «زبان مادری» نیز بیازمایند. شاعرانی چون واهه آرمن، فریاد شیری، رسول یونان و...
رسول یونان (زاده 1348) شاعر، نویسنده و مترجم ایرانی است.او در دهکدهای در کنار دریاچه ارومیه به دنیا آمد. هماکنون ساکن تهران است. او تاکنون چند دفتر شعر به چاپ رسانده است. رسول یونان برای طرفداران شعر و خوانندگان پیگیر شعر معاصر، اسم آشنایی است. اسم او نخستین بار سال 1380 و با چاپ دفتر شعر «رور بخیر محبوب من» مطرح شد.
درباره ی شاعر شدنش چنین می گوید: « شاعر شدنم کاملا اتفاقی بود؛ مثل به دنیا آمدن (متولد شدن). 16- 15 ساله بودم که درناها دیر کرده بودند، ما کنار دریاچه ارومیه زندگی میکردیم. یک شعر ترکی برای درناها گفتم با این مضمون که قرار نیست همه با ما سر ناسازگاری داشته باشند؛ شما چرا دیر کردید؟ از همان موقع شروع کردم به شعر گفتن.»
به بهانه چاپ جدیدترین مجموعه شعر ترکی رسول یونان با نام «تاکسی» با وی پیرامون این کتاب و شعر بومی به گفتوگو نشستهایم.
شاعران دوزبانه یا خیلی خوششانس از آب درمیآیند یا خیلی بدشانس و شعرهایشان یا از هر دو سو خوانده میشوند یا از هر دو سو رانده میشوند شما خودتان را جزو کدام دسته میدانید؟
من به این مقوله از این منظر نگاه نمیکنم شعر به هر زبانی گفته شود و خوب گفته شود خواه و ناخواه مورد استقبال واقع میشود. من از هیچ طرف رانده نشدهام و حالا آیا به قول شما اینکه خوانده شدهام یا نه سوالی است که باید از ناشران و خوانندگان پرسید.
در مصاحبهای عنوان کردهاید که از ترس اینکه واژههایم زودتر تمام نشوند شعرهای فارسیام اغلب کوتاهند. حالا کوتاهی شعرهای ترکیتان را چگونه توجیه میکنید؟
سوال جالبی است! اصولا من از نظر اقتصادی ضعیف و بیبنیهام، حالا چه اقتصاد کلمات باشد و چه اقتصاد مالی. من در آن مصاحبه دروغ گفتم یا به قول اهل فن «در گفتن حقیقت صرفهجویی کردم». چون اغلب شعرهای ترکی من هم کوتاه هستند و شما با کوتاهترین شعرهای من در این مجموعه روبهرو میشوید: هئی تاکسی نگهدار/ و اگه راست میگویی/ مرا به بهشت ببر.
به نظر شما تشبیه شاعران دوزبانه به فرهنگهای لغت دوسویه چقدر مقرون به حقیقت است؟
سوال خوبی است، اما من جواب خوبی برای آن ندارم و فکر نمیکنم بتوانم به این سوال شما پاسخ بدهم. گاهی وقتها سوالها بیجواب بمانند زیباتر هستند. این را هم علاوه کنم که فرهنگهای دوسویه چندان هم دوسویه نیستند.
آقای یونان شاعران دوزبانه آدم را به یاد داستان آن مردی میاندازند که زن جوانش موهای سفیدش را میکند و زن پیرش موهای سیاهش را و سرانجام او در این میان بیمو ماند.
خوشبختانه قهرمان داستان که من باشم موی چندانی ندارم. ببینید آدمها بهخاطر نیازهای روحیشان به سراغ ادبیات میروند. به قول ژاک دریدا «اگر واقعیت کافی بود ادبیات بهوجود نمیآمد.» ادبیات باید جوابگوی نیازهای معنوی انسانها باشد و از اینروست که ادبیات و مخصوصا شعر باید در زبانها و ژانرهای متفاوت ارائه شود تا «گروهی این گروهی آن پسندند».
به نظر من زبان تنها نام دیگری برای «حرفزدن» است. زبان مفسر رویاها و زندگی روزمره ماست. اگر زبان نبود سکوت حوصله ما را سر میبرد و دنیا در سکوت زنگ میزد. همینطور اگر زبان نبود بینام بودن اشیا ما را رنج میداد.
میانه شما با شاعران دوزبانه یا دوگانهسرا چگونه است؟
برای من شاعر یگانهسرا یا دوگانهسرا مطرح نیست. من به دنبال شعر خوب در هر زبانی هستم. من با تمام شاعرانی که دوزبانه شعر میسرایند دوستم مثل واهه آرمن (که ارمنی میسراید)، فریاد شیری (که به کردی شعر میگوید)، جلیل قیصری (که شعرهای کوتاه گیلکی موسوم به هسا شعری میسراید) و... من با آنها میانه خوبی دارم و با ترجمههایی که خودشان از شعرهایشان میکنند مرا وارد دنیاهای جدید میکنند.
به نظر شما ادبیات اقوام ایرانی میتواند پیشنهادهای تازهای برای ادبیات ملی داشته باشد؟
حتما همینطور است. گرهخوردگی ادبیات بومی با رویاها و شگفتیها بسیار است. شما مارکز را در نظر بگیرید، شما اگر دهکده مارکز را از کتابهایش حذف کنید دیگر نوشتههایش این اندازه شگفتآور نخواهند بود. در جاهای بکر و دورافتاده، طبیعت بدون دستخوردگی حضور دارد، پرندگان بدون ترس میخوانند، کسی با روباهها کاری ندارد و این بکر بودنها به شعر و داستان و فیلم قدرت میبخشند. یک شاعر پرویی میگوید: این بیشه را ترک مکن/ که در آن پیشاپیش میدانی/ باد شمال از کدامسو میآید و باد جنوب به کجا میرود.
«مرگ جغرافیا» که از پیامدهای جهانی شدن است تا چه اندازه توانسته در رشد شعر بومی تاثیر داشته باشد با توجه به اینکه این مساله باعث شده آنها به آبشخورهای تازهای دسترسی داشته باشند؟
پدیده جهانیشدن باعث حذف محدودیتهای جغرافیایی و به قول معروف باعث «مرگ جغرافیا» شده و این خود جغرافیای شعر را هم گسترش داده و باعث شده ما به منابع و آبشخورهای بیشتری دست پیدا کنیم. اگر سالها قبل میخواستیم به سراغ ادبیات و شعر ملل دیگر برویم با منابع و کتابهای انگشتشماری روبهرو بودیم ولی حالا با یک Search ساده در گوگل میتوانیم به سراغ هر شاعری که دوست داریم برویم و به آثارش دسترسی داشته باشیم. یادم هست که سالها پیش میخواستم یک آنتولوژی شعر ترک کار کنم. نمیدانید چقدر سختی کشیدم. اینترنت مثل حالا رایج نبود، کتاب نبود و اگر هم بود به دست من نمیرسید. بالاخره توانستم یک کتاب از رضا سیدحسینی امانت بگیرم که البته آن کتاب را هم بعد از ترجمه گم کردم و خدابیامرز شهرام شیدایی هر وقت مرا میدید میگفت استاد سراغ کتابش را میگیرد و من هم میگفتم بگو من به ده برگشتهام. ترجمه این کتاب را بعدا به نام «روزهای چوبی» چاپ کردم که علاوه بر شعر ترک، شعرهایی از زبانهای دیگر را هم شامل میشد.
آقای یونان میگویند شما در اشعار ترکیتان به یک زبان مشترک ترکی (اورتاق دیل) دست یافتهاید، یعنی اگر شعرهای شما در باکو و استانبول هم خوانده شود شنونده خواهد داشت، نظر شما چیست؟
آنها لطف دارند. البته من موقعی که به ترکی شعر میگویم اصلا به این موضوع فکر نمیکنم اما مثل اینکه حق با شماست. من بیشتر از کلمات و اصطلاحاتی بهره میگیرم که در گویشهای مختلف ترکی رواج دارند و به عبارت دیگر شعرهای ترکی من خیلی هم محلی نیستند.
طبق نظریه زبانی ساپیر- ورف ما طبیعت را در راستای زبان مادریمان برش میدهیم. بهعنوان شاعری که زبان ابزار کار شماست این نظر را چگونه مییابید؟
حق با آنهاست، چون زمانی که آدمی چشم به جهان باز میکند پیش از تمامی آموزشکدهها طبیعت را مادر آدم به آدم معرفی میکند مثلا مادر من برای من طوری از دریاچه ارومیه حرف میزد که انگار دارد از اقیانوس حرف میزند و امروز اگر من صدبار هم در کتابها بخوانم که آن دریاچه اقیانوس نیست، باور نمیکنم. میگویند قبیلهای در سومالی هست که اعتقاد دارد چون ما کوچ میکنیم پس پاییز است. شاید شما داستان آن زبانشناس را هم شنیدهاید که از یک اسکیمو میخواهد جمله «یک سفیدپوست شش خرس را کشت» را به اسکیمویی ترجمه کند. اسکیمو میگوید: «این جمله قابل ترجمه نیست» و وقتی علت را جویا میشود جواب میشنود که «هیچ مرد سفیدپوستی نمیتواند در یک روز شش تا خرس شکار کند.»
همه این مثالها موید تاثیر زبان مادری در تفسیر محیط اطراف است و شاید از همینروست که مدام به من میگویند در شعرهای فارسیام از رویاهای ترکی بهره میگیرم.
چه تعریفی از زبان دارید و آیا چیزی به نام زبان سوگلی وجود دارد؟
به نظر من زبان تنها نام دیگری برای «حرفزدن» است. زبان مفسر رویاها و زندگی روزمره ماست. اگر زبان نبود سکوت حوصله ما را سر میبرد و دنیا در سکوت زنگ میزد. همینطور اگر زبان نبود بینام بودن اشیا ما را رنج میداد. در جواب قسمت دوم سوالتان هم بگویم که ما چیزی به نام زبان سوگلی نداریم. سخن گفتن از بهترین و بدترین زبانها همان اندازه بیمعنی است که مثلا بپرسیم کاج بهتر است یا نخل یا میخ خوب است یا سوزن. البته هر زبانی ویژگیهای منحصربهفرد خود را داراست که باید متکلم به این زبان با شی که بتوانی به این زوایا سرک بکشی.
شما چرا کتابهای ترکیتان را دوزبانه چاپ نمیکنید؟ همان کاری را که مرحوم عمران صلاحی با کتاب «آینالار» (آئینهها) انجام داد و به قول خودش دست به «خودگردانی» زد؟
خب هرکسی شیوه خاص خود را دارد. بهنظر من اینگونه کتابها بیشتر در زمره کتابهای آموزشی قرار میگیرند که من با این نوع کتابها میانه چندان خوبی ندارم. اما این کتاب عمران صلاحی را دوست دارم چون او «عمران» شعر ماست و وقتی به کارنامهاش نگاه میکنی در آن خرابی به چشم نمیخورد.
بهعنوان آخرین سوال، یونان چرا به سراغ تاکسی رفت؟ شاید هم تاکسی به سراغ یونان آمد؟
من شخصا از تاکسی خیلی خوشم میآید. تاکسی هم دیگر به جرگه عناصر نوستالژیک پیوسته است؛ هرچند در میان دیگر ماشینها به زور نفس میکشد. تاکسی یکی از نامهای گذشته زندگی اجتماعی ماست درست مثل رادیو ولی به نظر من نه رادیو شکست خواهد خورد و نه تاکسی و من در یکی از شعرهای این مجموعه به دفاع از این دو برخاستهام: آهنگهای رادیو شنیدنی است/ حتی اگر تو در کنارم نباشی/ این هم برای خودش شعری است.
فرآوری: مهسا رضایی
بخش ادبیات تبیان
منابع:فرهیختگان- آیدین روشن، ویکی پدیا، همشهری جوان
.SendToNetwork
{
width: 70px;
clear: right;
height: 16px;
border: 1px solid #8A9CC2;
direction: rtl;
text-align: right;
padding: 5px;
font-size: 8pt;
background: #EAE7D6;
float: left;
margin: 5px 10px;
}
.SendToNetwork_text, .SendToNetwork_icon
{
float: right;
}
.SendToNetwork_text
{
width: 50px;
margin-top: 2px;
line-height: 1;
}
.SendToNetwork_icon
{
width: 20px;
}
.SendToNetwork_icon img
{
cursor: pointer;
}
a img
{
border: none;
}
ارسال به
function SendToWall() {
var type = "1";
var id = "";
id = "176313";
if (id == "") id = "176313";
$.ajax({
type: "POST",
url: "/webservices/Socialnetwork/SocialNetwork.asmx/SendToWall",
data: "{ ID:"+id+", Type:"+type+"}",
contentType: "application/json; charset=utf-8",
dataType: "json",
success: function (recdata) {
var i = recdata.d;
if (i == -1) ShowMessage("warning", "لطفاً ابتدا در سیستم شناسایی شوید.");
if (i == -2) ShowMessage("success", "شما عضو شبکه اجتماعی تبیان نمی باشید.");
if (i == 0) ShowMessage("success", "ارسال به شبکه اجتماعی تبیان با موفقیت انجام شد.");
},
error: AjaxFailed
});
function AjaxFailed(result) {
ShowMessage("error", "برای ارسال لطفا ابتدا به شبکه اجتماعی تبیان بپیوندید.");
}
}
function ShowMessage(MessageType, MessageText) {
var w = ($(window).width() / 2) - 200;
$("body").append("
" + MessageText + "");
$("div[id=" + MessageType + "]").slideDown(500).delay(3000).slideUp(500);
}
برترین اخلاق در دنیا و آخرت
برترین - برترین اخلاق در دنیا و - برترین خطاها 1740 - برترین گفتگو و سئو انجمن - برترین - 1740 ده گرفتن برترین - آخرت تالار برترین - و آخرت برترین - برترین اخلاق در - ده گرفتن برترین خطاها - اخلاق - اخلاق در دنیا و آخرتعفو - اخلاق و آداب معاشرت و - اخلاق دنیا وآخرترسول اکرم - برترین اخلاق - از مکارم و محاسن اخلاق - بهترین اخلاق - و اغماض را بهترین اخلاق - برترین اخلاق در دنیا - و محاسن اخلاق و آداب - در - در دنیا و آخرتعفو گذشت - در قرآن کریم آمده است - در توصیف اهل ایمان میفرماید - برترین اخلاق در - اهل ایمان است در - همچنین آن حضرت در - همان 311 در - برترین اخلاق در دنیا و - است در قرآن کریم - دنیا - دنیا و آخرتعفو گذشت از - دنیا وآخرترسول اکرم صلی - دنیا و آخرت می شمارد - برترین اخلاق در دنیا - بهترین اخلاق دنیا - اغماض را بهترین اخلاق دنیا - را از بهترین اخلاق دنیا - اخلاق در دنیا و آخرتعفو - بهترین اخلاق دنیا وآخرترسول اکرم - و - و آخرتعف - و گذشت از تقصیر دیگران - و نادیده گرفتن خطاهای آنان - برترین اخلاق در دنیا و - آخرتعف و - گذشت از تقصیر دیگران و - آنان از مکارم و - در دنیا و آخرتعف - آخرتعف و گذشت از - آخرت - آخرت عفو گذشت از تقصیر دیگران - آخرت رسول اکرم صلی الله - آخرت می شمارد و میفرماید - اخلاق در دنیا و آخرت - بهترین اخلاق دنیا و آخرت - بهترین اخلاق دنیا و آخرت - بهترین اخلاق دنیا و آخرت - دنیا و آخرت عفو گذشت از - اخلاق دنیا و آخرت رسول اکرم
برترین اخلاق در دنیا و آخرت
عفو گذشت از تقصیر دیگران و نادیده گرفتن خطاهای آنان، از مکارم و محاسن اخلاق و آداب معاشرت و از ویژگیهای بارز اهل ایمان است. در قرآن کریم آمده است: «و ان تعفوا و تصفحوا و تغفروا فان الله غفور رحیم؛ اگر عفو کنید و صرف نظر نمایید و ببخشید (خداوند شما را میبخشد) چرا که خداوند آمرزنده و مهربان است» (تغابن/14).
امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) میفرماید: «المؤمن یعفو عمّن ظلمه؛ انسان مؤمن از جفاکاران خود گذشت میکند». همچنین آن حضرت در توصیف اهل ایمان میفرماید: «عفوه یغلبوا حقده؛ مؤمن گذشتش بر کینهاش غلبه دارد» (همان/311)، در جای دیگر نیز میفرماید: «المؤمن اذا قدر عفا ؛ مؤمن در وقت اقتدار (به جای کینه ورزی) گذشت میکند». در قرآن کریم نیز، عفو و گذشت از ویژگیهای پرهیزکاران دانسته شده است. خداوند سبحان میفرماید: «الذین ینفقون فی السراء و الضراء و الکاظمین الغیظ و العافین عن الناس والله یحب المحسنین؛ (پرهیزکاران) آنها هستند که در وسعت و پریشانی انفاق میکنند و خشم خود را فرو میبرند و از خطاهای مردم درمی گذرند و خدا نیکوکاران را دوست میدارد» (آل عمران ،134).
نیکوترین صفت پروردگار
در اهمیت عفو و گذشت همین بس که از نیکوترین صفات پروردگار است و امام سجاد (علیه السلام) در مقام ثنا و ستایش خداوند متعال او را با این وصف یاد میکند و میگوید: «انت الذی سمیت نفسک بالعفو فاعف عنی؛ این تویی که نام اقدس و اعلای خود را بخشاینده گذاشتهای پس بر من ببخشای».بهترین اخلاق دنیا وآخرت
رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) در ضمن حدیثی؛ عفو و اغماض را بهترین اخلاق دنیا و آخرت می شمارد و میفرماید: «آیا شما را از بهترین اخلاق دنیا و آخرت آگاه نسازم؟ پیوند با کسی که با تو قطع رابطه نموده، احسان به کسی که تو را محروم ساخته و گذشت از کسی که به تو ظلم کرده است».امام صادق (علیهالسلام) نیز عفو و گذشت هنگام قدرت را، سیره و روش فرستادگان الهی و اهل تقوا معرفی نمودهاند: «العفو عند القدره من سنن المرسلین و المتقین»
محبوبترین افراد نزد خداوند
در روایت دیگری از آن حضرت، عفو و گذشت مایه عزت انسان معرفی شده است: «عفو و گذشت را شیوه خود قرار دهید زیرا بخشش و گذشت جز بر عزت انسان نیفزاید پس نسبت به یکدیگر گذشت داشته باشید تا خدا شما را عزیز کند». نیز میفرمایند: «حضرت موسی (علیه السلام) به خداوند عرض کرد: خدایا کدامیک از بندگانت نزد تو محبوبترند؟ خداوند متعال فرمودند: آن کس که هنگام قدرت عفو و گذشت کند».در سیره پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) آمده است: «در ماجرای فتح مکه هنگامی که ابوسفیان و عبدالله بن امیه که پیامبر را آزار میدادند، اظهار ندامت کردند، امیرالمؤمنین (علیه السلام) به آنها فرمود: بروید در مقابل پیامبر (صلی الله علیه وآله) بنشینید و همان جملهای را که برادران حضرت یوسف در مقام عذرخواهی از حضرت یوسف اظهار داشتند، بر زبان جاری کنید، پیامبر شما را خواهد بخشید. آنان نیز خدمت رسول خدا (صلی الله علیه وآله) آمدند و گفتند: تالله لقد اثرک الله علینا و ان کنا لخاطئین؛ به خدا سوگند، خداوند تو را بر ما برتری داد و ما سخت در اشتباه بودیم (یوسف/91)سپس از پیامبر تقاضای عفو کردند. حضرت نیز این آیه را تلاوت کرد و از خطای آنها درگذشت: «لا تثریب علیکم الیوم یغفر الله لکم و هو ارحم الراحمین؛ امروز ملامت و توبیخی بر شما نیست. خداوند شما را میبخشد و او ارحم الراحمین است». (یوسف/92)از حضرت علی (علیه السلام) نیز روایت شده: «هنگامی که بر دشمن خود پیروز شدی، عفو و گذشت را شکرانه این پیروزی قرار ده».
عفو و گذشت، روش فرستادگان خداوند است!
امام صادق (علیهالسلام) نیز عفو و گذشت هنگام قدرت را، سیره و روش فرستادگان الهی و اهل تقوا معرفی نمودهاند: «العفو عند القدره من سنن المرسلین و المتقین». نقل شده: «یکی از منسوبین خلیفه عباسی هر وقت امام کاظم (علیهالسلام) را میدید، به آن حضرت ناسزا میگفت و به ساحت مقدس امیر مؤمنان علی (علیهالسلام) جسارت میکرد. روزی جمعی از دوستان امام کاظم (علیهالسلام) به آن حضرت عرض کردند: اجازه دهید ما او را به قتل برسانیم.
امام کاظم (علیهالسلام) آنان را از چنین اقدامی بازداشت و از حال آن مرد جویا شد. گفتند: در فلان مزرعه مشغول کشاورزی است. امام سوار بر مرکب خود شده و به سوی آن مزرعه رفت و وارد کشت و زرع او شد. او فریاد زد: کشت مرا پایمال نکن. حضرت همچنان سواره به سوی او رفت. وقتی به او رسید، پیاده شد و با کمال خوشرویی با او برخورد کرد و به او فرمود: چقدر خرج این کشت کردهای؟ او جواب داد: صد دینار. امام (علیهالسلام) فرمود: چقدر امید داری که از این مزرعه محصول به دست آوری؟ گفت: دویست دینار. امام (علیهالسلام) کیسهای که سیصد دینار در آن بود به او داد و فرمود: این را بگیر و کشت و زرع تو نیز برای خودت باشد و آنچه از خدا امید داری به تو برسد. آن مرد تحت تأثیر عظمت اخلاق امام کاظم (علیهالسلام) قرار گرفت، برخاست و سر حضرت را بوسید و عرض کرد: مرا ببخش و از گستاخیهای من بگذر. امام کاظم (علیهالسلام) هنگام بازگشت به خانه، به آنان که اجازه کشتن آن مرد را از وی خواسته بودند، فرمود: کدام یک از این دو راه بهتر بود، آنچه شما میخواستید یا آنچه من انجام دادم و از شرّ او آسوده شدم!؟ .»
گروه دین تبیان
منبع : پایگاه آفتاب
.SendToNetwork
{
width: 70px;
clear: right;
height: 16px;
border: 1px solid #8A9CC2;
direction: rtl;
text-align: right;
padding: 5px;
font-size: 8pt;
background: #EAE7D6;
float: left;
margin: 5px 10px;
}
.SendToNetwork_text, .SendToNetwork_icon
{
float: right;
}
.SendToNetwork_text
{
width: 50px;
margin-top: 2px;
line-height: 1;
}
.SendToNetwork_icon
{
width: 20px;
}
.SendToNetwork_icon img
{
cursor: pointer;
}
a img
{
border: none;
}
ارسال به
function SendToWall() {
var type = "1";
var id = "";
id = "171270";
if (id == "") id = "171270";
$.ajax({
type: "POST",
url: "/webservices/Socialnetwork/SocialNetwork.asmx/SendToWall",
data: "{ ID:"+id+", Type:"+type+"}",
contentType: "application/json; charset=utf-8",
dataType: "json",
success: function (recdata) {
var i = recdata.d;
if (i == -1) ShowMessage("warning", "لطفاً ابتدا در سیستم شناسایی شوید.");
if (i == -2) ShowMessage("success", "شما عضو شبکه اجتماعی تبیان نمی باشید.");
if (i == 0) ShowMessage("success", "ارسال به شبکه اجتماعی تبیان با موفقیت انجام شد.");
},
error: AjaxFailed
});
function AjaxFailed(result) {
ShowMessage("error", "برای ارسال لطفا ابتدا به شبکه اجتماعی تبیان بپیوندید.");
}
}
function ShowMessage(MessageType, MessageText) {
var w = ($(window).width() / 2) - 200;
$("body").append("
" + MessageText + "");
$("div[id=" + MessageType + "]").slideDown(500).delay(3000).slideUp(500);
}
تصویری:سه قلوی همسان به دنیا آمد
تصویری:سه - قلوی - قلوی همسان دختر به دنیا - قلوی همسان؛ یک در 200 - قلوی همسان به دنیا آمد - لندن سه قلوی - به دنیا آمدن سه قلوی - تصویری سه قلوی - سایت مجموعه خرید اینترنتی قلوی - سه قلوی همسان دختر - آمدن سه قلوی همسان؛ یک - همسان - همسان دختر به دنیا آورد - همسان ؛ یک در 200 میلیون - همسان به دنیا آمد - سه قلوی همسان - دنیا آمدن سه قلوی همسان - تصویری سه قلوی همسان - قلو 1740 همسان - سه قلوی همسان دختر به - سه قلوی همسان ؛ یک در - به - به دنیا آورد و حسابی - به شهرت رسید - به گزارش روز شن - سه قلوی همسان دختر به - دنیا آورد و حسابی به - به - گزارش روز شن به - همسان دختر به دنیا آورد - و حسابی به شهرت رسید - دنیا - دنیا آورد و حسابی به - دنیا آورد که هفت هفته - دنیا آمدن سه قلوی همسان؛ - قلوی همسان دختر به دنیا - سه قلو به دنیا - رفتند احتمال به دنیا - بار سه قلو به دنیا - دختر به دنیا آورد و - به دنیا آورد که - آمد - آمد ن سه قلوی همسان؛ یک - آمد خرید - آمد سرگرم - احتمال به دنیا آمد - قلوی همسان به دنیا آمد - 1740 ا مجموعه آمد - پست 1740 آمد - به دنیا آمد ن سه قلوی - به دنیا آمد

تهران- خبرگزاری ایسکانیوز:یک ماما در شمال لندن ، سه قلوی همسان دختر به دنیا آورد و حسابی به شهرت رسید.
به گزارش روز شنبه گروه حوادث ایسکانیوز: «کارملا تستا»24 ساله با همسرش «ریچارد» در شهر «پیتربارو» زندگی می کند و هفته دوازدهم بارداری فهمید باید منتظر سه قلو باشد.
زن 23 ساله انگلیسی که خودش ماماست به خاطر فشار خون بالا در زایشگاه «پیتربا» بستری شد و در حالی با سزارین «سه قلو» به دنیا آورد که هفت هفته به وقت زایمان مانده بود.
خواهران سه قلو به نام های «اولیویا، گابریلا و آلیسیا» یک کیلو و 470 گرم تا یک کیلو و 600 گرم وزن داشتند و سه هفته در دستگاه نوزادان زودرس نگهداری شدند.
دختران چشم آبی که شباهت بسیار زیادی به هم دارند دیروز مرخص شدند و به خانه پدر رفتند.
احتمال به دنیا آمدن سه قلوی همسان؛ یک در 200 میلیون است و چنین پدیده ای بیشتر زمانی رقم
می خورد که از شیوه بارورسازی مصنوعی استفاده شود.
پیش تر، زنی در ایالت «اوهایو» آمریکا برای دومین بار سه قلو به دنیا آورد.
«ویکتوریا لاسیتا» هشت سال پیش ازدواج کرد و در نخستین بارداری، سه قلو به دنیا آورد.
او و شوهرش پس ازچهار سال تصمیم گرفتند فرزند دیگری داشته باشند. بنابراین «ویکتوریا» برای دومین بار به طور طبیعی حامله شد.گزارش ایسکانیوز می افزاید، این زن در زایشگاه بزرگ «اوهایو»باز هم با سزارین، سه قلو زایید و شگفتی ساز شد.525/120
تصویری:سه قلوی همسان به دنیا آمد
siterooz . com
دنیا با طعم و بویی دیگر
دنیا - دنیا با طعم و بویی - دنیا و آینده را به - دنیا را از زاویهای دیگر - دنیا - بیشتر مردم خودشان دنیا - سعی کنید مدتی دنیا - دنیا - دنیا با طعم - خودشان دنیا و آینده - با - با طعم و بویی دیگرحتماً - با شد تحقیقات نشان میدهد - با شد امیدوارتر خواهیم بود - دنیا با - پیش داریم برایمان ارزشمند با - برایمان ارزش بیشتری داشته با - هیچ مانعی وجود نداشته با - دنیا با طعم و - برایمان ارزشمند با شد تحقیقات - طعم - طعم و بویی دیگرحتماً شنیدهاید - طعم و بو 1740 - طعم و بو 1740 - دنیا با طعم - 1740 ا با طعم - 1740 ا با طعم - 1740 ا با طعم - دنیا با طعم و بویی - ا با طعم و بو - و - و ب - و یی دیگرحتماً شنیدهاید که میگ - و یند انسان به امید زنده - دنیا با طعم و - ب و - یی دیگرحتماً شنیدهاید که میگ و - دادن هیچ کاری ندارد و - با طعم و ب - ب و یی دیگرحتماً شنیدهاید - بویی - بویی دیگرحتماً شنیدهاید که میگویند - بویی پست دیگر آنلاین - دنیا با طعم و بویی - طعم رایگان و بهترین بویی - طعم و بویی دیگرحتماً شنیدهاید - دیگر - دیگر حتماً شنیدهاید که میگویند انسان - دیگر انگیزهای برای انجام دادن - دیگر دیدن را میدهد - با طعم و بویی دیگر - به صفر برسد دیگر - خلاقیت و به گونهای دیگر - خواهیم بود شرط دیگر - و بویی دیگر حتماً شنیدهاید که - برسد دیگر انگیزهای برای
دنیا با طعم و بویی دیگر

حتماً شنیدهاید که میگویند انسان به امید زنده است. این حرف کاملاً درست است، چرا که هرگاه امید آدم به صفر برسد، دیگر انگیزهای برای انجام دادن هیچ کاری ندارد و تبدیل به انسانی مرده میشود. شاید بتوان گفت که داشتن امید و خوش بینی در کارآفرینی از هر چیز مهمتر است. امید و خوشبینی است که به شخص اجازه خلاقیت و به گونهای دیگر دیدن را میدهد. تحقیقات نشان داده است که کارآفرینان موفق همواره افرادی خوشبین و امیدوارند. امید به منزله توانایی طراحی راههایی به سوی هدفهای مطلوب به رغم موانع موجود و داشتن انگیزه برای استفاده از این راههاست. ما انسانها وقتی امید زیادی داریم که هدفی که در پیش داریم برایمان ارزشمند باشد. تحقیقات نشان میدهد که هر چه هدفی که در جستوجوی آن هستیم برایمان ارزش بیشتری داشته باشد امیدوارتر خواهیم بود.
شرط دیگر امیدوار بودن این است که موانعی را که بر سر راه رسیدن به هدفهایمان وجود دارند برطرفشدنی بدانیم. اگر احتمال برطرف شدن موانع را ندهیم، از امید هم خبری نیست و البته، اگر در راه رسیدن به اهداف هم هیچ مانعی وجود نداشته باشد، کلاً امید بیمعناست. به بیان دیگر، امید هنگام وجود موانع و مشکلات است که معنا و جان میگیرد. اما چه میشود که برخی انسانها زمانی که موانع و مشکلات به وجود میآید بسیار امیدوارند و برخی دیگر نه؟ اولین پاسخ این است که برخی افراد وقتی دری بسته میشود، به درهای دیگری که ممکن است باز شود فکر نمیکنند. تفکر آنان به گونهای است که برخورد با موانع را به معنای شکست میدانند و فکر میکنند برای دستیابی به هر هدفی تنها یک راه وجود دارد. اما افراد امیدوار به سایر راههایی که میتوان از طریق آنها به اهدافشان دست یافت امیدوارند. ذهن آنان به گونهای است که در برخورد با موانع به سرعت به سایر گزینهها و راههای ممکن میاندیشند و امید دارند که این راهها برای رسیدن به هدف میتواند مؤثر باشد. به علاوه افراد امیدوار از توانمندیهای خود اطمینان دارند و میدانند که قادرند با وجود موانع، به اهداف خود دست یابند. این افراد خودشان را افرادی میدانند که قادرند فعالانه روی مسائل و عوامل تأثیر بگذارند و در واقع، باور دارند که تلاشهایشان مؤثر است.
امید به منزله توانایی طراحی راههایی به سوی هدفهای مطلوب به رغم موانع موجود و داشتن انگیزه برای استفاده از این راههاست. افراد امیدوار در برخورد با ناملایمات به وجه مثبت درونیشان تکیه میکنند و مثلاً به خودشان میگویند من از عهدهاش برمیآیم یا تسلیم نمیشوم و به این ترتیب، در برخورد با موانع کمتر دچار هیجانهای منفی میشوند. اما افرادی که امید کمی دارند در برخورد با موانع، ابتدا احساس خشم میکنند، بعد یأس و بعد هم بیاحساسی.
از دیگر ویژگیهای افراد امیدوار میتوان به این موارد اشاره کرد: توان برانگیختن خود، قوت قلب دادن به خود زمانی که در تنگنا قرار میگیرند برخورداری از انعطافپذیری لازم برای یافتن راههای گوناگون به منظور دستیابی به اهداف خود، یا در صورت لزوم و عدم موفقیت، توانایی جابهجایی این اهداف با اهداف دیگر و داشتن این منطق که هر تکلیف دشوار را به بخشهای کوچکتر قابل انجام تقسیم کنند. اما چرا برخی افراد در زندگی امیدوارند و برخی دیگر با بروز کوچکترین مشکل ناامید میشوند؟ پاسخ این پرسش را در بررسی صفت خوشبینی بررسی میکنیم.
تحقیقات نشان داده است که مغز ما طوری طراحی شده که به جای اندیشیدن به طریق واقعبینانه یا منفی به شیوه مثبت میاندیشیم. بیشتر مردم خودشان، دنیا و آینده را به گونهای مثبت میبینند. اما برخی تجارب در طول زندگی و به خصوص در دوران کودکی موجب می شود که برخی از مردم این حالت سرشتی خویش را از دست بدهند. خوشبینی به معنای امید و اطمینان قلبی و پایدار داشتن به این است که در کار و زندگی، همه چیز علیرغم شکستها، زیانها، سختیها و ناکامیها به خوبی پیش خواهد رفت.
افراد خوشبین در رویارویی با دشواریها به پیگیری هدفهای با ارزش خود میپردازند و با شیوههای کنار آمدن مؤثر، خودشان و حالات خودشان را تنظیم میکنند تا بتوانند به اهدافشان دست یابند.اما افراد بدبین با بروز کوچکترین مشکلی از پا درمیآیند و کار خویش را رها میکنند. خوشبینی سلامت جسمانی بالاتر را به دنبال دارد و موجب تأثیر بیشتر درمانهای پزشکی میشود. افراد خوشبین راحتتر میتوانند از لذتهای آنی بگذرند، چرا که امید دارند از این راه، در آینده به اهداف خود دست خواهند یافت. خوشبینی موفقیت در زندگی اجتماعی را نیز رقم میزند. از روی میزان خوشبینی میتوان موفقیت در مشاغل گوناگون مثل بازاریابی را پیشبینی کرد. در یک تحقیق نشان داده شده که مقدار فروش افراد خوشبین 88 درصد بیش از مقدار فروش افراد بدبین است.
افراد خوشبین رویدادها و تجارب منفی را به عوامل بیرونی، گذرا و خاص نسبت میدهند. مثلاً وقتی در پیشبرد مقاصد شرکت تازهتأسیس خود با موانع و شکستهایی روبهرو میشوند، این شکست را به اوضاع اقتصادی جامعه نسبت میدهند، آن را موقتی میدانند و به خودشان میگویند که این شکست تنها در این مورد خاص اتفاق افتاده و در جنبههای دیگر زندگی من مشکلی پیش نیامده است. اما افراد بدبین تجربههای منفی را به عوامل درونی، پایدار و فراگیر نسبت میدهند. مثلاً در همین مورد بالا علت شکست را بیعرضگی خودشان میدانند، این شکست را امری همیشگی میدانند که برطرفنشدنی است و به طور کلی، خود را فردی شکستخورده تلقی میکنند که در همه ابعاد زندگی با شکستهای زیادی مواجه شده است و در آینده نیز اینگونه خواهد بود.
چگونه از بدبینی رها شویم؟
همانطور که گفتیم، میزان خوشبینی یا بدبینی ما را تجارب زندگی و تا حدی ژنتیک تعیین میکند، اما اینگونه نیست که این صفات قابل تغییر نباشند. گفتیم که بدبینی موجب ایجاد عواطف و خلقیات منفی در انسان میشوند؛ از آنجا که همواره عواطف در دسترس انسان قرار دارند، میتوانیم با توجه به آنها به افکار و تبیینهای منفی خویش پی ببریم. خلق منفی نشان میدهد که فکری منفی و بدبینانه در ذهن ما وجود دارد. به محض آنکه متوجه خلق یا فکری منفی در خود شدید سعی کنید یادداشت کنید که در چه موقعیت و در چه زمان و مکانی دچار این حالات شدید. بعد هم افکار و احساسات خود را یادداشت کنید. اگر مدتی این کار را پیوسته انجام دهید، متوجه میشوید که آنچه باعث احساسات منفی در شما میشود و موجب میشود که شما ناامید شوید و دست از ادامه فعالیت بکشید همان افکار منفی است. اگر افکار و احساسات مثبت خود را نیز یادداشت کنید، بهتر میتوانید آنها را مقایسه کنید و به نتیجه برسید.
برای اینکه راحت بتوانید از قید افکار منفی رها شوید یکی از کارهایی که میتوانید انجام دهید آن است که وقتی درگیر افکار بدبینانه شدید، از تکنیک حواسپرتی استفاده کنید، به این شکل که خودتان را به کار و فعالیتی مشغول کنید تا تمام توجهتان به آن فعالیت جلب شود و در نتیجه، افکار منفی خاتمه یابند. بهتر است که خودتان را درگیر فعالیتی جسمی کنید. مهم آن است که به محض مواجهه با این افکار، از این روش استفاده کنید و نگذارید که ادامه پیدا کنند.
افراد امیدوار به سایر راههایی که میتوان از طریق آنها به اهدافشان دست یافت امیدوارند. ذهن آنان به گونهای است که در برخورد با موانع به سرعت به سایر گزینهها و راههای ممکن میاندیشند چیز دیگری که باید بیاموزید این است که بدانید افکار و تفسیرهای ما از موقعیتها تنها یکی از تفسیرهای ممکن درباره آن موقعیت است، نه عین واقعیت. همیشه این امکان وجود دارد که تفسیر ما از موقعیت نادرست باشد. افکار به خودی خود ارزشی ندارند و میآیند و میروند، مگر آنکه با شواهد و دلایل ثابت شود که فلان فکر درست است. پس بهتر است تا وقتی که شواهد قطعی در مورد فکری بدبینانه در دست ندارید، در درست بودنش تردید کنید. وقتی بتوانید در افکار و تبیینهای خود تردید کنید، دریچههای دیگری به روی شما باز میشود. دریچههایی که میتوانید از خلال آنها به گونهای دیگر به قضایا و ناملایمات نگاه کنید، نگاهی ارزشمندتر و خوشبینانهتر که تا وقتی در افکار خود هیچ تردیدی نداشتید، از افق فکرتان دور بود. به محض آنکه بتوانید خود را از نیروی فکر منفی خویش جدا کنید، خواهید دید که راههای بسیار زیاد دیگری هم وجود دارد که میتوانید قضایا را تبیین کنید.
وقتی با استفاده از روشهای حواسپرتی و تردید توانستید خود را از میدان افکار منفی دور کنید، درباره افکار، تبیینها و باورهای خود چهار پرسش را از خود بپرسید: 1- برای آن تبیین و باور چه شواهدی وجود دارد؟ آیا شواهدی برای نادرستیاش وجود دارد؟
2- آیا برای ناملایمات تبیینهای خوشبینانه جایگزین وجود دارد که بتوانم این ناملایمات را به عوامل بیرونی اختصاصی و موقتی نسبت بدهم؟
3- اگر نتوانم تبیین خوشبینانهای پیدا کنم، آیا پیامد تبیین بدبینانه در بلندمدت فاجعهآمیز خواهد بود یا آنکه فقط دردسری موقتی است؟
4- اگر نتوانم تصمیم بگیرم که شواهد بیشتری برای یک تبیین خوشبینانه یا بدبینانه وجود دارد، برای داشتن روحیه مثبت و دستیابی به اهدافم سودمندترین تبیین کدام است؟ خوشبینانه یا بدبینانه؟
وقتی به اینجا رسیدید، یک خودکار قرمز بردارید و سراغ یادداشتهایتان بروید. سعی کنید خطاهای افکارتان را تصحیح کنید. هر جا به افکاری برخوردید که ناملایمات را به مسائل درونی، کلی و همیشگی نسبت میدهد ببینید میتوانید آنها را به عوامل بیرونی، اختصاصی و موقتی نسبت دهید یا نه. سعی کنید مدتی دنیا را از زاویهای دیگر نگاه کنید و بعد، تصمیم بگیرید که کدام بهتر است.
هدی سادات احمدی
سپیده دانایی
مقالات مرتبط
از ویروس حسد در امان باشید
سهمیه بندی نگرانی ها
شانس، بی معنی یا با معنی؟
تشنگان خوشبختی بخوانند
یک عمر چشم به راه تو بودم
با خودت حرفای خوب بزن
بزرگترین هواپیمای دنیا
بزرگترین - بزرگترین هواپیمای دنیاآیا این هواپیما - بزرگترین هواپیمای حال حاضر جهان - بزرگترین هواپیماهای آن زمان بزرگتر - بزرگترین - دنیاست آنتونف 225 بزرگترین - 50 از بزرگترین - دانش وفناوری بزرگترین - بزرگترین هواپیمای دنیاآیا - آنتونف 225 بزرگترین هواپیمای حال - هواپیمای - هواپیمای دنیاآیا این هواپیما را - هواپیمای دنیاست آنتونف 225 - هواپیمای حال حاضر جهان می - بزرگترین هواپیمای - را میشناسید این غولپیکرترین هواپیمای - آنتونف 225 بزرگترین هواپیمای - دفتری که قبلا هم هواپیمای - بزرگترین هواپیمای دنیاآیا این - این غولپیکرترین هواپیمای دنیاست - دنیا - دنیا آیا این هواپیما را میشناسید - دنیا ست آنتونف 225 بزرگترین - دنیا کشیدند پیکر بندی - بزرگترین هواپیمای دنیا - میشناسید این غولپیکرترین هواپیمای دنیا - خود را به رخ دنیا - بزرگترین هواپیمای دنیا - بزرگترین هواپیمای دنیا آیا این هواپیما - غولپیکرترین هواپیمای دنیا ست آنتونف
بزرگترین هواپیمای دنیا
آیا این هواپیما را میشناسید؟این غولپیکرترین هواپیمای دنیاست، آنتونف 225 بزرگترین هواپیمای حال حاضر جهان می باشد،زمانیکه این هواپیما ساخته شد ، 50 % از بزرگترین هواپیماهای آن زمان بزرگتر بود ؛ هنگامی که در مقابل آن ایستاده اید احساس ترس خواهید کرد ، در مورد بزرگی آن همین بس که بوئینگ 747 در مقابل آن کوچک به نظر میرسد این هواپیما برای حمل شاتل فضایی "بوران" توسط دفتر طراحی آنتونوف در اوکراین طراحی شد. دفتری که قبلا هم هواپیمای خوب و بزرگ ترابری آنتونوف 124 را ساخته بود.
در هنگام فرود اصلا احساس نمیکنید که یک هواپیما میخواهد بنشیند بلکه بیشتر شبیه فرود یک کشتی غول پیکر ازآسمان به زمین است.در لحظه فرود صدای غرش ان واقعا ترسناک است. وجود 30 چرخ در ارابه فرود آن انسان را متحیر میکند.اگر نگاهی به سالن داخل آن بیاندازید متوجه میشوید که براحتی میتواند تانک واتوبوس حمل کند،براستی که روسها با ساخت این هواپیما قدرت صنعت هواپیماسازی خود را به رخ دنیا کشیدند.
پیکر بندی آنتونف 225 همانند آنتونوف 124 بوده ولی در آنتونوف 225 بدنه درازتر بوده و در تا شو قسمت عقب را ندارد.بلکه این در در قسمت جلوی آن قرار دارد.
برای این هواپیما 6 موتور توربو فن در نظر گرفته شده است. حداکثر وزن برخاست آن 600 تن می باشد. طول این هواپیما 84 متر ، طول بالهای آن 84.4 متر و ارتفاع آن 18.10 متر می باشد . آنتونف 225 قابلیت حمل 250 تن بار را دارد،حداکثر سرعت آن 850 کیلومتر بر ساعت می باشد و مداومت پروازی آن با حداکثر بار 4500 کیلومتر می باشد که البته بدون بار این مقدار به 15400 کیلومتر می رسد.آنتونوف 225 امریا (به معنی رویا) یک هواپیمای نظامی نیست ولی به خاطر قابلیتهای کم نظیری که دارد می تواند در امور نظامی نیز بکار گرفته شود.
این هواپیما برای اولین بار در اوایل 1988 به پرواز درآمد و در سال 1989 وارد خدمت شد.اولین پرواز آن 75 دقیقه بطول انجامید. بعد از لغو برنامه فضایی بوران تنها آنتونف 225 ساخته شده در سال 1994 نگهداری شده و موتور های آن در آنتونف 124 استفاده شد. در سال 2001 این هواپیما برای انجام عملیات هوایی دوباره مهیا شد و اولین پرواز خود را در هفتم می همان سال انجام داد. شایعه هایی وجود دارد مبنی بر اینکه آژانس فضایی اروپا نقشه هایی برای شروع ساخت هواپیمای بدون سرنشین Hotol (فرود و برخاست افقی) از روی آنتونف 225 دارد، با اینکه بنظر می رسد این شایعه ها بی اساس باشند.دومین آنتونف 225 نیز تا حدی ساخته شد ولی قبل از اتمام آن انبار شد. در اوایل 2002 آنتونوف بر روی دومین نمونه این هواپیما نیز کار می کرد تا آن را به وضعیت پروازی برساند که این کار اکنون نیز ادامه دارد. این امکان وجود دارد که در آینده شاهد گونه های بیشتری از این نوع هواپیماها با توجه به نیاز بازار داد و ستد هواپیما باشیم.
نظرات ()