خوشگذرانی آفت زندگی

برچسب های این مطلب:
خوشگذرانی - خوشگذرانی خرید آفت سوخت رایگان - ‎ خوشگذرانی - آفت - آفت زندگ 1740 ‎3 - آفت سئو های خوشبختی نیز - آفت زندگ 1740 - خوشگذران 1740 آفت - از بزرگ دیدنی ترین آفت - زاد ترس آفت - 1740 د ترس آفت - 1740 آفت زندگ - دیدنی ترین آفت سئو های - زندگی - زندگی - خرید آفت سوخت رایگان زندگی
اللذات مفسدات 2 ؛ لذت ها و خوشگذرانى ها تباهى مى آورد.
انسان با اراده باید بتواند به مسائل اصلى زندگى برسد و بداند که خوشگذرانى ها پایان خوشى ندارد.
القوى من قمع لذته 3 ؛ نیرومند کسى است که لذت هاى حرام را در خود سرکوب کند .
این مسأله در دوران جوانی اهمیتش بیشتر است چرا که جوان مملو از از غرایز و احساسات است و اگر جهت دهی درستی به امیال و غرایزش ندهد چه بسا که برای تمام عمر و  آخرتش بدبخت گردد . مخصوصا در حال حاضر که وسایل انحراف و تحریکات به وفور در دسترس هستند و از هر سو سعادت و خوشبختی و سلامت جوانان را تهدید می کنند . و هر جوانی هر چند هم از سلامت اخلاقی برخوردار باشد نباید غافل از این عوامل خطر ساز باشد چرا که هر آن ممکن است به دام بیفتد. یک پک سیگار مساوی است با اعتیاد ، یه لبخند به نامحرم چه بسا که او را در دره تاریک زنا کاران بیندازد ، و به دنبال آن مبتلا به انواع بیماری های جسمی و آغشته به کثافات روحی شود که چه بسا پاک شدنش تنها آتش جهنم را بطلبد و بس.
امام متقیان علی علیه السلام می فرماید :رب لذه ساعه اورثت حسره طویله ؛ بسا یک ساعت خوشگذرانى که غصه طولانى در پى آورد.
و به قول شاعر :
                                       یک لحظه هوس رانی                     یک عمر پشیمانی
                                       کس این نکند یا رب                         من کردم و تو دانی
و این لذت های آنی هر لحظه ممکن است به تلخی ای ابدی در کام ما تبدیل شود پس عاقل کسی است که بر این لذات زود گذر چشم بپوشد و به واسطه همین خویشتن داری خود را به شیرینی نزدیکی به محبوب یکتا برساند. 
عار الفضیحه تذهب حلاوه اللذاه 4 ؛ ننگ رسوایى ، شیرینى لذت را مى برد.
خوشگذرانى ها جلوى پیشرفت انسان را مى گیرد و افراد شهوتران و خوشگذران هرگز به درجات عالیه انسانى و کمالات نخواهند رسید.
کم من لذه منعت سنى درجات 5 ؛ بسا لذت پستى که از رسیدن به درجات والایى جلوگیرى کند.
لا خیر فى لذه توجب ندما و شهوه تعقب الما 6 ؛ خیرى نیست در آن لذت که پشیمانى به بار آورد و شهوترانى که دردى از پى دارد.
انـسان شرافتمند هرگز دامن خود را به لذت هاى حیوانى نامشروع آلوده نمى سازد و عمر و فرصت هاى گران قیمت را در خوشگذرانى ها از دست نمى دهد.
خوشگذرانى ها جلوى پیشرفت انسان را مى گیرد و افراد شهوتران و خوشگذران هرگز به درجات عالیه انسانى و کمالات نخواهند رسید.نزهوا انفسکم عن دنس اللذات و تبعات الشهوات7 ؛ نفس گرانمایه خود را از آلودگى لذت ها و پیامدهاى ناگوار شهوت ها پاک کنید.
نجات از شبهه و شهوتلا یـکـونـن افـضـل مـا نـلت مـن دنـیـاک بـلوغ لذه و شـفـاء غـیـظ و لیـکن احیاء حق و امانته باطل 8 ؛ نـبـایـد هـدف تـو از دنـیـا تـنـهـا رسـیـدن بـه لذتـى یـا خـنـک کـردن دل از انتقام باشد. بلکه باید هدف ، زنده کردن حقى یا میراندن باطلى باشد.
سـرانجام باید دانست که شهوترانى و خوشگذرانى با بهشت برین و سعادت آن دنیا در تـضـاد اسـت . کـسى که طالب سعادت ابدى است ، باید در دنیا از لذت هاى بسیارى چشم بپوشد.
دنـیـا طـالبـان فاسد و ظالم ، بیشترین تلاش را براى اشاعه فساد و فحشاء مى کنند و جوانان کشور را که سرمایه زندگى هر کشور محسوب مى شوند، با سرگرم نمودن به شهوات و خوشگذرانى ها و پوچى بى هویت و از خلاقیت و پیشرفت دور مى کنند این جنایت بـزرگـى اسـت در حـق مـلت هـا و تـرویـج جـلسـات عـیـش و رقـص و اشـاعـه مـسائل جنسى و از طریق فیلم  و...به همین منظور است . جوانان باید خطر این گـرگ هـاى درنـده را درک نـمـایـنـد باید بیاموزند اول نگاه خود را کنترل کنند از آن چه که نباید دید چرا که " هر چه دیده بیند دل کند یاد" نباید هر  فیلمی را دید و به هر مجلسی وارد شد که اینها باعث میشود قباحت یک امر برایشان از بین برود و به انجام آن گستاخ شوند و بعد از آن معلوم نیست بازگشتی باشد برایشان یا نه ؟!!
ای جوانی که پری از تمایلات و امکان ازدواج هم نداری دیگر کنجکاوی در این مسائل چه دردی از تو دوا میکند ؟ چرا خودت را به عذابی دو چندان می افکنی ؟
الان که گل عمر شماست بکوشید بسازید خودتان را عمر به بطالت نگذرانید چرا که جوانی شما هم چون این دنیا در حال گذر است بکوشید عـمـر خـود را صـرف تـحـصـیـل و کسب کمالات کنید تا بتوانید فردا براى کشور و ملت خود مایه سرافرازى و افتخار باشند، نه مایه ننگ .

منبع : زندگى موفق رازهاى خوب زیستن ، عباس رحیمى

محمدی_گروه دین و اندیشه تبیان

پی نوشت ها :
1- غرر، ج 2، ص 405.
2- همان ...
3- غرر الحکم ، ج 2، ص 406.
4- همان ...
5- غرر، ج 2، ص 406.
6- بحارالانوار، ج 77، ص 214.
7- بحارالانوار، ج 33، ص 492.
8- غرر الحکم ، ص 240.
 



  

نویسنده : امید ; ساعت ٩:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٩

زندگی شاهانه با مال دزدی

برچسب های این مطلب:
زندگی - زندگی بسیار مجللی را برای - زندگی شاهانه‌ای برای خود فراهم - زندگی بسیار مجللی را برای - در خانه‌هایی ویلایی زندگی - که با اموال دزدی زندگی - در خانه‌هایی ویلایی زندگی - بزرگ قرار دهن زندگی - خانه‌هایی ویلایی زندگی بسیار مجللی - اموال دزدی زندگی شاهانه‌ای برای - شاهانه - شاهانه ‌ای برای خود فراهم کرده - شاهانه با مال دزدی خرید - شاهانه با مال دزدی - با اموال دزدی زندگی شاهانه - قرار دهن زندگی شاهانه - مال دزدی خرید زندگی شاهانه - خرید زندگی شاهانه - دزدی زندگی شاهانه ‌ای برای خود - زندگی شاهانه با مال - با - با ند سارقان فیوج که - با اموال دزدی زندگی شاهانه‌ای - با طرح شکایت‌های مشابه از - تهران امروز با - ند سارقان فیوج که با - اوایل سال گذشته با - تحقیقات انجام شده از مال با - امروز با ند سارقان فیوج - فیوج که با اموال دزدی - مال - مال الف در شهرک - مال باختگان مشخص شد که سارقان - مال باختگان کرده و در یک - در عظیمیه و ج مال - تحقیقات انجام شده از مال - اقدام به بازرسی مال - استان‌های کشور به‌ویژه استان‌های ش مال - و ج مال الف - شده از مال باختگان مشخص شد - دزدی - دزدی زندگی شاهانه‌ای برای خود - دزدی خرید زندگی شاهانه با - دزدی - فیوج که با اموال دزدی - زندگی شاهانه با مال دزدی - زندگی شاهانه با مال دزدی - زندگی شاهانه با مال دزدی - با اموال دزدی زندگی شاهانه‌ای - با مال دزدی خرید زندگی

اعضای گروه در بهترین نقاط شهر کرج، در خانه‌هایی ویلایی زندگی بسیار مجللی را برای خود فراهم کرده بودند؛ «فضل‌الله.الف» در شهرک بنفشه، «سعید.ع» در گلشهر، «یاسین.ع» در عظیمیه، «ایوب.ع» در جهانشهر، «ایمان.ع» در عظیمیه و «جمال.الف» در شهرک بنفشه و در داخل مخفیگاه‌های خود آنچنان تدابیر و مراقبت‌هایی را مدنظر قرار داده بودند که اطمینان داشتند به هیچ عنوان قابل شناسایی و دستگیری از سوی پلیس نخواهند بود.

تهران امروز: باند سارقان فیوج که با اموال دزدی زندگی شاهانه‌ای برای خود فراهم کرده بودند روانه زندان شدند.
اوایل سال گذشته با طرح شکایت‌های مشابه از سوی تعدادی از شهروندان در خصوص سرقت اموال آنها توسط سارقان تحت پوشش مأمور، پرونده‌ای در این خصوص در شعبه ششم دادیاری دادسرای جنایی تهران تشکیل شد.
در اطلاعات به‌دست آمده از تحقیقات انجام شده از مالباختگان مشخص شد که سارقان با استفاده از کارت‌های شناسایی مجعول و در حالی که بعضا ملبس به لباس نظامی و مجهز به گاز اشک آور، دستبند و بی‌سیم هستند خود را به عنوان مأمور معرفی و به بهانه «حمل و جابه‌جایی موادمخدر و یا پول‌های تقلبی» اقدام به بازرسی مالباختگان کرده و در یک لحظه با سوءاستفاده از اطمینان ایجاد شده به آنها در قالب مأمور، از غفلت افراد استفاده و در یک لحظه با سرقت وجوه نقد به سرعت از محل متواری می‌شوند. با توجه به شیوه و شگرد استفاده شده در سرقت‌ها که نشان از ارتکاب آنها از سوی متهمان طایفه فیوج داشت، کارآگاهان در اردیبهشت ماه سال 88، 2 سارق طایفه فیوج به اسامی حبیب.ع و محسن.ع (دو پسرعمو) را دستگیر کردند.
با آغاز تحقیقات از این دو متهم، آنها، سه همدست خود به اسامی «ایرج.گ»، «محمد.گ» ( برادر ایرج ) و «حسین.گ» ( پسرعموی ایرج و محمد ) را معرفی و با شناسایی مخفیگاه این 3 متهم در شهر کرج، کارآگاهان در دو عملیات جداگانه همزمان در تیرماه سال گذشته، آنها را دستگیر کردند.

کارآگاهان اداره پنجم در ادامه تحقیقات خود اطلاع پیدا کردند که سایر متهمان با متواری شدن از تهران و کرج، در طول مسیر حرکت خود به استان‌های غربی و شرقی کشور نیز اقدامات مجرمانه خود را در سایر استان‌های کشور به‌ویژه استان‌های شمالی، استان خراسان رضوی، همدان، قزوین و کرمانشاه تکرار کرده‌اند.
در این حال طبق اطلاعات واصله سارق سابقه‌دار طایفه فیوج به هویت «حسین.ع» با آموزش اعضای خانواده و بستگانش، در سال‌های گذشته اقدام به راه‌اندازی گروه‌های سرقت تحت پوشش مأمور در طایفه فیوج کرده و تمامی اعضای گروه و خانواده‌های آنها نیز توسط او هدایت می‌شوند.
در شرایطی که حسین و دیگر اعضای گروه پس از اطلاع پیدا کردن از دستگیری 5 عضو گروه توسط پلیس آگاهی از مخفیگاه‌های خود در منطقه باغستان کرج متواری و در سایر استان‌های کشور مخفی شده بودند، بار دیگر «حسین.ع» با تشکیل گروه‌های جدید سرقت و بازگشت به تهران، سرقت‌های خود را در تهران و استان‌های همجوار آن آغاز کرد. سرانجام با گذشت ماه‌ها کار شبانه‌روزی، کارآگاهان اداره پنجم موفق به شناسایی دیگر اعضای گروه سارقان طایفه فیوج به سرکردگی «حسین.ع» در شهر کرج شدند.
اعضای گروه در بهترین نقاط شهر کرج، در خانه‌هایی ویلایی زندگی بسیار مجللی را برای خود فراهم کرده بودند؛ «فضل‌الله.الف» در شهرک بنفشه، «سعید.ع» در گلشهر، «یاسین.ع» در عظیمیه، «ایوب.ع» در جهانشهر، «ایمان.ع» در عظیمیه و «جمال.الف» در شهرک بنفشه و در داخل مخفیگاه‌های خود آنچنان تدابیر و مراقبت‌هایی را مدنظر قرار داده بودند که اطمینان داشتند به هیچ عنوان قابل شناسایی و دستگیری از سوی پلیس نخواهند بود.
با شناسایی مخفیگاه تمامی اعضای گروه سارقان، در ساعت 3 بامداد روز 17 آبان امسال، در شرایطی که تمامی متهمان با آرامش و اطمینان در مخفیگاه‌های خود در حال استراحت بودند آخرین مرحله شناسایی و دستگیری متهمان به مرحله اجرا در آمد و در 6 عملیات همزمان و دقیق، حسین.ع و سایر همدستانش دستگیر و در بازرسی از مخفیگاه‌های آنها تعداد زیادی سلاح سرد، کارت شناسایی مجعول، ارزهای خارجی استفاده شده در سرقت‌های کف‌زنی، مقادیر زیادی وجوه نقد سرقت شده از مالباختگان و اسناد و مدارک متعلق به افراد غیر به همراه انواع خودروهای پژو 206، زانتیا، پراید، پژو پارس و تندر ال‌90 استفاده شده در سرقت ها، کشف شد.
سرهنگ عباسعلی محمدیان، رئیس پلیس آگاهی تهران بزرگ، ضمن اعلام دستور انتشار بدون پوشش چهره اعضای این گروه از سارقان طایفه فیوج، گفت: متهمان دستگیر شده به‌ویژه سرکرده آنها از مجرمان سابقه‌دار در زمینه سرقت‌های تحت پوشش مأمور هستند که بارها دستگیر و روانه زندان شده و برابر اعترافات صریح صورت گرفته به تعداد زیادی سرقت در نقاط مختلف شهر تهران به‌ویژه در مناطق غرب و جنوب غرب تهران، کرج، استان‌های شمالی کشور، استان‌های غربی و سایر استان‌ها اعتراف کرده اند؛ لذا از تمامی مالباختگانی که موفق به شناسایی متهمان شده‌اند دعوت می‌شود جهت طرح شکایات خود به اداره پنجم پلیس آگاهی تهران بزرگ، در خیابان وحدت اسلامی یا شعبه ششم دادیاری دادسرای جنایی تهران مراجعه کنند.
همچنین از تمامی شهروندان عزیزی که از هرگونه اقدامات مجرمانه متهمان به‌ویژه «حسین.ع» اطلاعاتی در اختیار دارند درخواست می‌شود تا اطلاعات خود را از طریق شماره تلفن‌های 51055504 و 51055505 در اختیار کارآگاهان اداره پنجم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار دهن


زندگی شاهانه با مال دزدی


persianv

  
نویسنده : امید ; ساعت ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٦
تگ ها : زندگی ، شاهانه ، مال ، دزدی

قانون طلایی زندگی جورج کلونی!!

برچسب های این مطلب:
قانون - قانون طلایی زندگی من - قانون طلایی برای خودم دارم - قانون طلایی زندگی جورج کلونی - قانون - من قانون - قانون - برترین قانون - قانون طلایی زندگی - من قانون طلایی برای - طلایی - طلایی زندگی من یک - طلایی برای خودم دارم که - طلایی زندگی جورج کلونی - قانون طلایی - من قانون طلایی - قانون طلایی - قانون سئو طلایی - قانون طلایی زندگی من - من قانون طلایی برای خودم - زندگی - زندگی من یک روز - زندگی نیست و به نظرم - زندگی جورج کلونی - قانون طلایی زندگی - دنیا جای خوبی برای زندگی - قانون طلایی زندگی - قانون سئو طلایی ارزان زندگی - قانون طلایی زندگی من - خوبی برای زندگی نیست و - جورج - جورج کلونی - جورج عکس کلون 1740 - جورج کلون 1740 - قانون طلایی زندگی جورج - زندگ 1740 جورج - مهارناشدن 1740 جورج - شخص 1740 جورج - طلایی زندگی جورج کلونی - 1740 جورج عکس کلون - کلونی!!
قانون طلایی زندگی جورج کلونی!!

زن به صورت من نگاه کرد و بدون مکث گفت: «و توی عالم واقعیت خیلی پیرتر از توی فیلم هستی» این زن، تنها چند قدم با من فاصله داشت و همه این جملات را دقیقا توی صورت من گفت. این جا بود که با خودم گفتم...

قانون طلایی زندگی من یک روز به مهمانی رفته بودم و زنی که نمی‌شناختم به طرف من آمد و خیلی ناگهانی گفت: «من از آخرین فیلم تو متنفرم‌» جواب دادم: «آها! ممنون به خاطر نظرتان» زن گفت: «با نگاه سیاسی ات هم موافق نیستم» جواب دادم: «بسیار خوب، همه ما نقطه نظر‌ها‌ی شخصی مان را داریم، مگر نه؟» زن به صورت من نگاه کرد و بدون مکث گفت: «و توی عالم واقعیت خیلی پیرتر از توی فیلم هستی» این زن، تنها چند قدم با من فاصله داشت و همه این جملات را دقیقا توی صورت من گفت. این جا بود که با خودم گفتم: «کافیه!» لبخند موزیانه ای زدم و گفتم: «می‌دانی، این 35 کیلو اضافه وزنی که با خودت این ور و آن ور می‌بری، خیلی به تو می‌آید» از دست من عصبانی شد، می‌شد این عصبانیت را در چهره اش دید و گفت: «منظورت از این حرفی که زدی، چی بود؟» جواب دادم: «من از تو تعریف کردم، با این وجود که به نظرم این اضافه وزن خیلی وحشتناک است» از دستم آن قدر عصبانی شد که حتی فحش ناجوری هم داد، اما بهش گفتم: «ببین، من فقط این جا ایستاده ام و تو، فقط به خاطر شغلی که من دارم، سراغ من می‌آیی و هر چیزی که دلت خواست می‌گویی، حتی اگر حرف بدی باشد. حالا کدام یکی از ما، از حریم خودش تجاوز کرده؟»
باز هم من جزو آدم‌ها‌ی خوش شانسی هستم که به چرندیاتی که آدم‌ها‌ در باره‌ام می‌گویند، اهمیتی نمی‌دهم. چون یک بازیگرم و به این گونه تفسیر‌ها‌ و نظر‌ها‌ی شخصی عادت دارم. اصلا این حرفه باعث شده که از این نظر خیلی هم پوست کلفت  باشم. اما نگران می‌شوم وقتی که می‌بینم این اتفاق برای آدم‌ها‌ی معمولی- آدم‌ها‌یی که چندان توی دید نیستند – هم می‌افتد، ‌مثلا دوست‌ها‌یم یا اعضای خانواده ام. چیزی که بیشتر نگرانم می‌کند این احساس وحشتناک و دردناک است که این اتفاق بیشتر و بیشتر شده.
  من قانون طلایی برای خودم دارم که خیلی ساده است و همه دنیا را در بر می‌گیرد و آن هم این است که «با آدم‌ها‌ همان طوری رفتار کن که دوست داری آن‌ها‌ با تو رفتار کنند». این جمله، حس خوبی به من می‌دهد و دنیا را هم جای بهتری می‌کند اما متاسفم چون این روز‌ها‌، دنیا جای خوبی برای زندگی نیست و به نظرم نامهربانی‌ها‌ و دشمنی‌ها‌ دنیا را فتح  کرده اند و روز به روز هم گسترده‌تر می‌شوند و ساده است، فقط باید بعضی از نظر‌ها‌ی شخصی‌مان را برای خودمان نگه داریم. آن هم در این روزها  که درباره هر اتفاقی که می‌افتد، نظری داریم که حتی اگر غلط است آن را به زبان می‌آوریم و اصلا برایمان مهم نیست که چقدر به دیگری زخم می‌زند یا آزارش می‌دهد.  گاهی از بعضی از آدم‌ها‌ درباره این اخلاقشان سئوال می‌کنم، از آن‌ها‌ می‌پرسم که چرا فکر می‌کنی باید این جمله‌ها‌ی آزار دهنده را به زبان بیاوری و آن‌ها‌ قیافه ای معصومانه ای می‌گیرند و می‌گویند: «خب، می‌دانی، فقط خواستم بگویم که نظرم چیست!» در این موقع، دلم می‌خواهد به همه‌شان بگویم که این راهش نیست، این که تو چه فکری می‌کنی هیچ اهمیتی ندارد. بعضی وقت‌ها‌ این تنها یک راه برای توست تا از زیر بار نگاه‌ها‌ی عمیق و آزار دهنده آدم‌ها‌ فرار کنی»
حالا، پیشنهادی هم دارم، هر وقت خواستید جمله ای شبیه به این به زبان بیاورید، این کار را نکنید، برای یک لحظه فکر کنید، فقط یک لحظه و به جای آن یک جمله بهتر برای گفتن پیدا کنید. این بهترین رفتاری است که ما می‌توانیم با هم داشته باشیم.  

قانون طلایی زندگی جورج کلونی!!


Seemorgh . com

  
نویسنده : امید ; ساعت ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٥
تگ ها : قانون ، طلایی ، زندگی ، جورج

صمیمیت در زندگی مشترک

برچسب های این مطلب:
صمیمیت - صمیمیت در ازدواج و تلاش - صمیمیت درباره ی خود - صمیمیت دست همسرت را بگیر - هدف جز از طریق صمیمیت - باورهای مثبت و احساس صمیمیت - چند پیشنهاد برای افزایش صمیمیت - باورهای مثبت و احساس صمیمیت - از طریق صمیمیت در ازدواج - و احساس صمیمیت درباره ی - در - در زمان مناسب به برآورده - در یک ازدواج منطقی‌واصولی مهیا - در ست و منطقی نوبت به - که بنحو مطلوب و در - این شرایط را می‌توان در - بعد از یک انتخاب در - جز از طریق صمیمیت در - مطلوب و در زمان مناسب - را می‌توان در یک ازدواج - زندگی - زندگی یکسری نیاز‌ها‌ی جسمانی وفیزیو‌لوژی - زندگی مشترک و رهایی از - زندگی مشترک موفق - برای بقاء و تداوم زندگی - عوامل مهم بهبود کیفیت زندگی - مشکلات می‏باشد در زندگی - داد ؛ با بحران‏های زندگی - و تداوم زندگی یکسری نیاز‌ها‌ی - بهبود کیفیت زندگی مشترک و - مشترک - مشترک و رهایی از مشکلات - مشترک موفق زوج - مشترک گذشته را به کلی - مهم بهبود کیفیت زندگی مشترک - می‏باشد در زندگی مشترک - کرده و روزهای خوب مشترک - که به دوام زندگی مشترک - کیفیت زندگی مشترک و رهایی - در زندگی مشترک موفق

تاریخ انتشار: پنجشنبه 21 مهر 1390  | تعداد مشاهده : 21  | ارسال به دوستان


یک راه مهم و موثر برای کم کردن استرس همسر، این است که همسرش دست او را بگیرد. محققان متوجه شدند بهترین اثر را گرفتن دست همسر دارد، زیرا فرد را از حالت هیجانی و برانگیخته، به وضعیتی آرام‌تر و متعادل‌تر می‌رساند. آن‌ها می‌گویند که این حس احتمالا یادآوری‌کننده دوران کودکی و آرامش و امنیتی است که از لمس
دست همسرت را بگیر!
ازدواج یکی از اساسی ترین و مطلوب ترین نیاز‌ هاست.انسان برای بقاء و تداوم زندگی یکسری نیاز‌ها‌ی جسمانی وفیزیو‌لوژی مانند نیاز به آب ،غذا،جنس مخالف و ... دارد و ازنظر روانی نیاز به ایمنی ،محبت، عزت نفس و... دارد برای اینکه بهداشت وسلامت جسمی وروانی انسان تأمین شودلازم است که بنحو مطلوب و در زمان مناسب به برآورده ساختن نیاز‌هایش اقدام کند. برای تأمین بهداشت وسلامت روانی داشتن فردی که بتواند بعنوان حامی، همدل ،همراز و همسر باشد از اهمیت زیادی برخوردار است و همه‌ی این شرایط را می‌توان در یک ازدواج منطقی‌واصولی مهیا کرد. البته این تازه اول راه است و بعد از یک انتخاب درست و منطقی نوبت به حفظ و تداوم این رابطه می رسد که این هدف جز از طریق صمیمیت در ازدواج و تلاش برای ارتباط درست با همسر امکان پذیر نیست. ارتباط درست و مثبت با همسر ، از عوامل مهم بهبود کیفیت زندگی مشترک و رهایی از مشکلات می‏باشد. در زندگی مشترک موفق ، زوج ها به رابطه‏ی خود با همسرشان اهمیت می‏دهند؛ به خواسته‏های هم توجه دارند؛بیشتر مواقع ، آرامش خود را حفظ می کنند ؛ سعی دارند همیشه خودشان باشند ؛ با مسائل به صورت مثبت برخورد کنند و خود را با شرایط وفق دهند؛ مصمم به تغییر خود هستند ولی درصدد تغییر همسر و دیگران بر نمی آیند چرا که می دانند هیچ کس را نمی توان تغییر داد ؛ با بحران‏های زندگی به آرامی برخورد و عبور کرده و روزهای خوب مشترک گذشته را به کلی نادیده نمی گیرند و به دنبال یافتن راه حل های مثبت و سازنده ای هستند که به دوام زندگی مشترکشان کمک کند.
در یک زندگی مشترک موفق ، زن و مرد به حرف‏های یکدیگر توجه دارند و احساسات خود را به راحتی نشان می دهند ، هر چند احتمال دارد که احساساتشان مورد توجه و تایید همسرشان نباشد.
برای تأمین بهداشت وسلامت روانی داشتن فردی که بتواند بعنوان حامی، همدل ،همراز وهمسر باشد از اهمیت زیادی برخوردار است همه‌ی این شرایط را می‌توان در یک ازدواج منطقی‌واصولی مهیا کرد
وقتی باورهای مثبت و احساس صمیمیت درباره ی خود، همسر و زندگی مشترک داشته باشیم به راحتی می توانیم به همسرمان و دیگر اعضای خانواده ، دلگرمی داده احساس‏های خوبی به وجود آوریم. با توجه به اینکه منشاء اصلی باورهای مثبت ، تایید و تصدیق خود است با استفاده از توصیه‏های مشاوران مجرب و تایید واقعی خود ، می توانیم باورهای مثبت را جایگزین باورهای منفی کرده و زندگی پربار و غنی را تجربه کنیم.

چند پیشنهاد برای افزایش صمیمیت
دست همسرت را بگیر!
درباره احساسی که دارید با هم حرف بزنید
از او بخواهید درباره حسی که دارد و افکار منفی که در ذهنش می‌چرخد، حرف بزند. مسایل پرتنش و گرفتاری‌های پرگره، وقتی از ذهن انسان، جدا می‌شود و به دنیای کلمه‌ها وارد می‌شود، ذهن را آزاد می‌کند. برای حرف زدن درباره ناراحتی‌ها، چه کسی بهتر از همسر عزیز؟

برنامه‌ریزی داشته باشید
وقتی زمان را درست مدیریت کنید، استرسها کم می‌شود. به همسرتان کمک کنید به برنامه‌هایش اولویت بدهد. کدام کارها لازم‌تر و حیاتی‌تر است و کدام کارها را می‌توان برای بعد گذاشت.

اوقات خوش خود را مرتب در ذهن مرور کنید
با همسر خود به گونه ای رفتار کنید که در روزهای ابتدای آشنایی رفتار می کردید. لیستی از کارهای لذت بخش دو نفره تان و آن چیزهایی که هر دو از آن لذت می برید تهیه کنید و هر وقت به مورد جدیدی رسیدید، آن را به لیست اضافه کنید. برای این اتفاقات برنامه ریزی کنید و سعی کنید موقعیت تکرار آنها را فراهم کنید.

تنها تصمیم نگیرید
شما و همسرتان یک تیم هستید، بنابر این تا جایی که می توانید با هم و در کنار هم باشید. باید احساس کنید که با همسرتان کامل می شوید و دو بخش از وجود یک نفر هستید، پس وقتی نیمع دیگر وجودتان حضور ندارد، تصمیم گیری نکنید. شرایط را با هم بسنجید و با هم تصمیم گیری کنید ؛ در مورد همه چیز، خواه موارد کوچک و خواه بزرگ باشد، خود را مشتاق سازش و سازگاری نشان دهید.

هماهنگی و سازگاری را در خود تقویت کنید
زن و شوهر ها به محض آنکه دعوایشان می شود، سراغ تفاوتهای دیگری با خود می روند در حالی که عاشقان شباهت های خود با طرف مقابلشان را از یاد نمی برند و از تفاوتهای دیگری زیرکانه بهره می برند. برنامه ای بچینید که طبق آن هر بار یکی به نفع دیگری کنار بیاید. اگر انتخاب شوهرتان منطبق با سلیقه و علاقه شما نیست، اعتراض و مبارزه نکنید، به یاد آورید که دفعه بعد نوبت شماست.
وقتی باورهای مثبت و احساس صمیمیت درباره ی خود، همسر و زندگی مشترک داشته باشیم به راحتی می توانیم به همسرمان و دیگر اعضای خانواده ، دلگرمی داده احساس‏های خوبی به وجود آوریم
سرزنش کردن را از زندگی خود حذف کنید
یافتن راه حل، گذشت و مهربانی را جایگزین سرزنش کنید. باهم مشکلات را حل کنید ، کنار هم بنشینید، دستهای هم را بگیرید و به دنبال راه چاره بگردید. نتایج آخرین تلاش‌های محققان می‌گوید که یک راه مهم و موثر برای کم کردن استرس همسر، این است که همسرش دست او را بگیرد. محققان متوجه شدند بهترین اثر را گرفتن دست همسر دارد، زیرا فرد را از حالت هیجانی و برانگیخته، به وضعیتی آرام‌تر و متعادل‌تر می‌رساند. آن‌ها می‌گویند که این حس احتمالا یادآوری‌کننده دوران کودکی و آرامش و امنیتی است که از لمس دست مادر، در آن دوران، به آن‌ها دست می‌داده است.

عادلانه و عاقلانه با هم بحث کنید
دست همسرت را بگیر!
هر از گاهی، وقتی را به بحث کردن با هم اختصاص دهید. مشکل پیش آمده را مطرح کنید، نقطه نظرات خود را بیان کنید و نظرات طرف مقابلتان را بشنوید و بدون موضع گیری و سعی در به کرسی نشاندن حرف خود ، با هم بهترین راهکار را انتخاب کنید. اگر هر دو طرف مطمئن باشید که دیگری قصد آزار شما را ندارد، پیشنهادات منطقی شما را می پذیرد، به علائق و حساسیت های شما احترام می گذارد و بدون خودخواهی سعی در حل مشکل دارد، همه چیز به راحتی حل خواهد شد.

گاهی خانه را در اختیار همسرتان قرار دهید
حتی در عاشقانه ترین و صمیمی ترین زندگی های زناشویی نیز طرفین نیاز دارند که گاهی تنها باشند. اگر روزی همسرتان خواست که تنها باشد ، این موقعیت را برای او فراهم کنید. اگر روزی خواست بدون شما در کنار دوستانش باشد، حتما” قبول کنید و به او نشان دهید از اینکه به او خوش بگذرد خوشحال می شوید. البته بهتر است بعد از بازگشت او هر دو در مورد ساعاتی که با هم نبوده اید با یکدیگر صحبت کنید و آنچه که بر شما گذشته است را برای هم تعریف کنید. فراموش نکنید اینها برنامه هایی است که گاه به گاه پیش می آیند و افراط در این برنامه ها نیز مثل افراط در هر چیز دیگری، مشکل ساز خواهد شد.


بخش خانواده ایرانی تبیان





  

نویسنده : امید ; ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۸
تگ ها : صمیمیت ، زندگی ، مشترک

با تو زندگی را تجربه می کنم

برچسب های این مطلب:
با - با تو زندگی را تجربه - با زی یک فعالیت طبیعی - با شد ولی متاسفانه بزرگتر - با - زندگی را تجربه می کنم با - دلخواه برای کودکان می با - در صورتی که با - با تو زندگی - تجربه می کنم با زی یک فعالیت - تو - تو زندگی را تجربه می - تو ان در جهت رشد و - تو ان به آن نگاه کرد - با تو - با بازی هدقدار می تو - کثیف شده که اصلا نمی‌ تو - باید بکنیم او می‌ تو - با تو زندگی را - هدقدار می تو ان در جهت - زندگی - زندگی را تجربه می کنمبازی - زندگی است و به کمک - زندگی نرم افزار را نرم - با تو زندگی - است چون تمرین مهارت‌های زندگی - با کاهش تو بیشترین زندگی - با تو زندگی را تجربه - تمرین مهارت‌های زندگی است و - را - را تجربه می کنمبازی یک - را ی کودکان می باشد - را جدی تلقی نمی کنند - با تو زندگی را - لذت بخش و دلخواه ب را - بزرگتر ها این حقیقت را - عروسکی دارد که از دو را - تو زندگی را تجربه می - و دلخواه ب را ی کودکان می - تجربه - تجربه می کنمبازی یک فعالیت - تجربه کند اکثر اوقات - تجربه و آشکار شدن آرزوها - با تو زندگی را تجربه - را از روی کنجکاوی تجربه - برقراری روابط توصیف تجربه - 1740 را تجربه - زندگی را تجربه می کنمبازی - روی کنجکاوی تجربه کند - می - می کنمبازی یک فعالیت طبیعی - می باشد ولی متاسفانه - می کنند در صورتی - تو زندگی را تجربه می - و دلخواه برای کودکان می - حقیقت را جدی تلقی ن می - که با بازی هدقدار می - را تجربه می کنمبازی یک - برای کودکان می باشد - کنم - کنم بازی یک فعالیت طبیعی - کنم ‎8 مه 2011 دیدنی - کنم ‎3 نوامبر 2010 - زندگی را تجربه می کنم - م 1740 کنم - زندگ 1740 کنم - زندگ 1740 کنم - تجربه می کنم بازی یک فعالیت - 1740 کنم ‎8 مه 2011

با تو زندگی را تجربه می کنم


بازی یک فعالیت طبیعی، لذت بخش و دلخواه برای کودکان می باشد. ولی متاسفانه بزرگتر ها این حقیقت را جدی تلقی نمی کنند. در صورتی که با بازی هدقدار می توان در جهت رشد و تربیت کودکان گام برداشت. گام هایی که از درچه لطافت بازی شروع شده، به دنیای خیال و رویا ها و اعاد احساسی، عاطفی، شناختی کودکان خاتمه می یابد.
کودک«دختر 6 ساله من یک خرس عروسکی دارد که از دوران کودکی با آن مانوس بوده و هنوز هم طوری به آن وابسته است که بدون آن، نه از خانه خارج می‌شود، نه به مهدکودک می‌رود و نه حتی می‌‌خوابد...
 این عروسک به قدری کهنه و کثیف شده که اصلا نمی‌توان به آن نگاه کرد. ما برایش خرس‌های عروسکی جدید و زیباتری خریده‌ایم اما هیچ‌کدام از آنها جای آن عروسک قدیمی‌اش را نمی‌گیرد. حالا او به سن مدرسه رسیده و ما نگرانیم که چه کار باید بکنیم؟ او می‌توانست عروسکش را با خودش به مهدکودک ببرد اما مدرسه، مطمئنا جای خرس عروسکی نیست! حالا همه ما به جنب‌وجوش افتاده‌ایم بلکه خرسی را از یاد او ببریم و حتی چند روزی آن را مصلحتی گم و گور کردیم اما او آنقدر جیغ و داد کرد که صدای همسایه‌ها درآمد و ما هم دوباره پیدایش کردیم...»
 
بازی یک فعالیت طبیعی، لذت بخش و دلخواه برای کودکان می باشد. ولی متاسفانه بزرگترها این حقیقت را جدی تلقی نمی کنند. در صورتی که با بازی هدفدار می توان در جهت رشد و تربیت کودکان گام برداشت. گام هایی که ازدریچه لطافت بازی شروع شده، به دنیای خیال و رویاها و ابعاد احساسی، عاطفی و شناختی کودکان خاتمه می یابد. به همین دلیل پرداختن به بازی خصوصاً بازی عروسکی، بررسی نزدیک ترین زاویه شخصیت کودکی می باشد. علاوه بر اینکه بازی، فرایند یادگیری را برای یادگیرنده یعنی کودک و نوجوان شیرین می کند. موجب کامروایی بسیاری ازنیازهای اساسی و زیربنایی کودک نیز می شود.
کودک می تواند در بازی عروسکی، انرژی های اضافی و روانی خود را تخلیه کند. کودک آن چنان به عروسکش اعتماد دارد و خودش را مثل او می بیند که کلیه احساسات و عواطفش را با عروسک فرافکن می کند و نسبت می دهد. این حالت نه تنها باعث تخلیه روانی شده بلکه درک و فهم بهتری را برای او باعث می گردد.
پس عروسک ها به کودک این اجازه را می دهند تا بدون واهمه از بزرگترها، خودش یک آدم بزرگ شود و یک سری مسائل را از روی کنجکاوی تجربه کند. اکثر اوقات، کودکان به تنهایی عروسک بازی می کنند چرا که والدین عروسک را برای آنها خریده اند که دیگر کاری به کارشان نداشته باشند و اگر هم با آنها بازی کنند، بزرگترها خواسته های خودشان را به خواسته های کودکانشان تحمیل می کنند. واضح  و روشن است که این کودک عروسکش را از خودش طرد کند و نیازهایش، در این ارتباط ناکام می گردد. نیازهای دیگری نیز برای کودک وجود دارد که در ارتباط با عروسک می توانند برآورده و ارضا شوند. از قبیل نیاز به پیشرفت و کسب موفقیت، نیاز به رهبری واداره کردن، نیاز به امنیت، نیاز به آزادی و ...

کودک می تواند در بازی عروسکی، انرژی های اضافی و روانی خود را تخلیه کند. کودک آن چنان به عروسکش اعتماد دارد و خودش را مثل او می بیند که کلیه احساسات و عواطفش را با عروسک فرافکن می کند و نسبت می دهد. این حالت نه تنها باعث تخلیه روانی شده بلکه درک و فهم بهتری را برای او باعث می گردد

اصلا بازی یعنی چه؟ آیا بازی کردن کودکان مهم است؟


در اصل بازی، وسیله‌ای برای بیان کودک است یا وسیله‌ای برای برقراری روابط، توصیف تجربه و آشکار شدن آرزوها. نباید تصور شود که بازی، اتلاف وقت است. یکی از بازی‌های جذاب به‌خصوص برای دختربچه‌ها، عروسک‌بازی است. در حال حاضر، کودکان زمان کمتری را صرف بازی با عروسک‌ها می‌کنند و بیشتر وقت آنها، صرف بازی‌های کامپیوتری و تماشای تلویزیون می‌شود. اما باید بدانیم که بازی با عروسک مهم است چون تمرین مهارت‌های زندگی است و به کمک آن می‌توان مسایل زیادی را به طور غیرمستقیم به کودک آموزش داد. یکی از نیازهای اساسی که باعث گرایش کودک به عروسک می شود، میل به داشتن هم صحبت است. عروسک برای کودک یک شخص محسوب می گردد و با او رابطه اجتماعی برقرار می کند. ضمن این که کودک با توجه به این که مسئول عروسک شناخته می شود ، در مسیر رشد مسئولیت پذیری و خلاقیت اجتماعی ، قرار می گیرد.  

از چه زمانی کودک به عروسک توجه نشان می‌دهد؟


از همان دوره نوزادی هم اگر عکس‌های مختلفی را به کودک نشان دهیم، نسبت به عکس انسان، واکنش بیشتری نشان خواهد داد. همین امر مشخص می‌کند که عروسک که تداعی‌کننده شکل انسان است، برای کوک کم‌سن و سال نیز جذابیت دارد. عروسک جزو اولین اسباب‌بازی‌های کودکان است به خصوص دختربچه‌ها. والدین هم اگر فرزندشان دختر باشد، از همان ابتدا عروسک را جزو اسباب‌بازی‌های وی در نظر می‌گیرند.  

آیا در انتخاب عروسک‌ها برای کودکان، باید به نکات خاصی توجه شود؟
کودک


البته! بهتر است که خانواده‌ها برای کودکان خود، عروسک‌های نرم را انتخاب کنند. کودکان با بغل کردن این عروسک‌های نرم، احساس آرامش و امنیت می‌کنند؛ به خصوص در کودکان کم‌سن و سال (زیر 3 سال) انتخاب این نوع عروسک‌ها بر عروسک‌های سفت و ... ارجحیت دارد. نکته دوم آن است که بهتر است برای کودکان زیر 3 سال، عروسک‌هایی انتخاب شود که صدا نداشته باشند. در بسیاری موارد کودکان از عروسک‌هایی که حرکت و صدا دارند، می‌ترسند. ذهنیت کودکان از عروسک، جسم جامد بی‌صداست؛ چیزی مانند لیوان، پس طبیعتا انتظار ندارند که این جسم جامد، از خودش صدا دربیاورد. بعضی پسرها هم ممکن است به بازی با عروسک تمایل داشته باشند. آیا چنین تمایلی غیرعادی است؟
صرف بازی پسربچه‌ها با عروسک، مساله نگران‌کننده‌ای نیست. اما اگر پسربچه، علاوه بر بازی با عروسک، تمایل به پوشیدن لباس‌های دخترانه و مثلا لوازم آرایش هم داشت، باید کمی نگران شد. اغلب بزرگسالانی که دچار اختلال در هویت جنسی هستند، در کودکی ضدیت آشکاری با جنس خود داشته‌اند. مثلا پسرانی بوده‌اند که تمام‌مدت تمایل به بازی با اسبا‌‌ب‌بازی‌های دخترانه داشته‌اند، از پوشیدن لباس‌های دخترانه لذت می‌بردند و علاقه به بلند کردن مو و آرایش داشته‌اند. البته نمی‌توان گفت که همه این کودکان در بزرگسالی دچار اختلال در هویت جنسی می‌شوند اما احتمال آن بالا است. در چنین شرایطی بهتر است که پدر و مادر اجازه بدهند که پسربچه با عروسک‌ بازی کند اما به او یاد بدهند که چگونه در بازی نقش مردانه‌ای داشته باشد. مثلا نقش او راننده یا پدر خانواده باشد. به این ترتیب می‌توان تا حدی بازی کودک را هدایت کرد.
 

بعضی از کودکان به شدت به عروسک‌شان وابسته می‌شوند. آیا چنین رفتاری از نظر روان‌پزشکان کودک، طبیعی است؟


نباید گفت که نگران‌کننده است. در بعضی مواقع که مثلا قرار است کودک به مهدکودک جدید برود، چون احساس امنیت نمی‌کند، ترجیح می‌دهد بعضی وسایل خودش را به آنجا ببرد. چنین رفتاری کاملا طبیعی است و اشکالی ندارد. چنین وابستگی‌هایی به تدریج کمرنگ می‌شود. مثلا حدود سن 8 تا 9 سالگی کودک وابستگی کمتری به عروسک‌هایش خواهد داشت. به عنوان نمونه با وجودی که به عروسک خود خیلی وابسته است اما خجالت می‌کشد که آن را در جمع دوستان خود بیاورد. همین امر وابستگی او را کمتر و کمتر می‌کند. اما اگر وابستگی کودک در سن بالای 10 سال هم همچنان شدید بود و به هیچ‌وجه کمرنگ نشد، باید ماجرا را جدی گرفت، بررسی کرد و به دنبال دلیل اصلی آن گشت. شاید اضطراب یا ترس یا کمبود اعتمادبه‌نفس از عواملی باشند که سبب وابستگی شدید کودک در سنین بالاتر به عروسک خاصی می‌شوند.

اگر پدر و مادر، در برخورد با او بی میلی کنند و یا برعکس رفتار مناسبی داشته باشند ، کودک این رفتارها را برای عروسکش بازگو می نماید و همین تعریف کردن اساس آرامش و تخلیه روانی کودک می گردد و در نهایت باعث تجلی و بروز برخی از بیانات و گفته های ناب و ارزشمند در ذهن کودک می شود
 

آیا والدین می‌توانند از عروسک‌ها در تربیت کودکان خود کمک بگیرند؟


بله. در بسیاری موارد، مادر یا پدر می‌توانند هنگام بازی کودک با عروسکش، همراه با عروسکی دیگر وارد بازی شوند و نفر سوم باشند و از زبان عروسک، به طور غیرمستقیم، آموزش‌های لازم را به او بدهند. در این دنیا مجازی که برای فرزندانمان ساخته ایم و به آن افتخار می کنیم که مدرن شده ایم، کودکان خود رای هستند اما با همین نمایش می توانیم کار گروهی، شجاعت، امور اخلاقی، اعتماد به نفس و ... را بدون آن که متوجه شوند که به آن ها آموزش داده می شود، به آن ها یاد داد. حتی مسائل بهداشتی را هم می توان به آن ها آموزش داد که متاسفانه آموزش و پرورش از این موضوع فرار می کند. کودکان هنگام بازی با عروسک خود را تخلیه روانی می‌کنند. مثلا اگر شاهد پرخاشگری پدر یا مادر خود با همسایه بوده‌اند، همان پرخاشگری را با عروسک خود خواهند کرد. حال پدر یا مادر باید وارد عمل شود و از زبان عروسک قصه‌ای را برای کودک تعریف کند که چرا بعضی اوقات بعضی افراد عصبانی می‌شوند و اگر چنین اتفاقی افتاد چه باید کرد. به این ترتیب به طور غیرمستقیم آموزش‌های تربیتی را به کودک می‌دهند.  

چه نکات مثبتی در بازی کودک با عروسک وجود دارد؟ آیا واقعا باید عروسک‌بازی کودکان‌مان را جدی بگیریم؟
کودک


عروسک، شنونده ماهری است که نه خسته می‌شود، نه خمیازه می‌کشد، نه کسل می‌شود، نه چشمانش را می‌بندد و نه اشکالات او را تصحیح می‌کند. نمی‌گوید که گرفتار است و باید برود. همه اینها عروسک را برای کودک، تبدیل به دوستی پابرجا می‌کند که همیشه و در هر زمان در دسترس کودک است، تنهایی او را جبران می‌کند و می‌تواند درد‌دلش را با او در میان بگذارد. والدین با گوش دادن به صحبت‌های کودک با عروسکش، می‌توانند به مسایل زیادی در مورد کودک خود پی ببرند و بهتر با دنیای کودک خود آشنا شوند. کودک احساس می‌کند که عروسک مال او است. از او مراقبت می‌کند و ارتباط نزدیکی با آن دارد. تمام مدت مواظب او است. چنین احساسی باعث می‌شود که کودک اعتماد به نفس داشته باشد. علاوه بر این اوقات فراغت وی لذت‌بخش می‌شود. در کنار اینها، به علت بروز بیانات کودک هنگام گفت‌وگو با عروسک، تکامل کلامی و حرکتی او نیز بهبود می‌یابد و خلاقیت او هم رشد پیدا می‌کند. پس، عروسک فقط یک ابزار زینتی نیست. بلکه عاملی برای تبادل احساسات، عاطفه و اندیشه کودک است.در هنگام بازی کودک با عروسک جهت دهی و تصمیم بزرگسالانه نداشته باشید. بلکه عروسک را همان گونه ببینید که کودکان می بیند و احساس می کنند. یعنی همانند کودک حس کرده و در نظر بگیرید.  در دیدگاه بعضی خانواده ها ، عروسک به عنوان یک دوست کودک می باشد نه وسیله ای در جهت سرگرمی کودک. به همین دلیل ، کودک کار کردی تحت عنوان راز و نیاز عروسک را برای خود مطرح می نماید و از آن به خوبی استفاده می کند. در سایه این نگرش ، خانواده بهتر می تواند احساس تنهایی و خلاء روانی کودک را جبران کند.
 

فراوری: کهتری

بخش خانواده ایرانی تبیان



منابع:
سلامت-  آیدا روشن ضمیر
نسل فردا
خبرگزاری آریا
 
مقالات مرتبط :
ارزش بازی کودکان
من و اسباب بازی هایم
بازی وسیله است نه هدف
.SendToNetwork { width: 70px; clear: right; height: 16px; border: 1px solid #8A9CC2; direction: rtl; text-align: right; padding: 5px; font-size: 8pt; background: #EAE7D6; float: left; margin: 5px 10px; } .SendToNetwork_text, .SendToNetwork_icon { float: right; } .SendToNetwork_text { width: 50px; margin-top: 2px; line-height: 1; } .SendToNetwork_icon { width: 20px; } .SendToNetwork_icon img { cursor: pointer; } a img { border: none; } ارسال به شبکه اجتماعی تبیان function SendToWall() { var type = "1"; var id = ""; id = "164129"; if (id == "") id = "164129"; $.ajax({ type: "POST", url: "/webservices/Socialnetwork/SocialNetwork.asmx/SendToWall", data: "{ ID:"+id+", Type:"+type+"}", contentType: "application/json; charset=utf-8", dataType: "json", success: function (recdata) { var i = recdata.d; if (i == -1) ShowMessage("warning", "لطفاً ابتدا در سیستم شناسایی شوید."); if (i == -2) ShowMessage("success", "شما عضو شبکه اجتماعی تبیان نمی باشید."); if (i == 0) ShowMessage("success", "ارسال به شبکه اجتماعی تبیان با موفقیت انجام شد."); }, error: AjaxFailed }); function AjaxFailed(result) { ShowMessage("error", "برای ارسال لطفا ابتدا به شبکه اجتماعی تبیان بپیوندید."); } } function ShowMessage(MessageType, MessageText) { var w = ($(window).width() / 2) - 200; $("body").append("
" + MessageText + ""); $("div[id=" + MessageType + "]").slideDown(500).delay(3000).slideUp(500); }


  

نویسنده : امید ; ساعت ۱:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٢٠
تگ ها : زندگی ، تجربه ، می ، کنم

نویسنده خوب، با خطر زندگی می کند

برچسب های این مطلب:
نویسنده - نویسنده خوب با خطر - نویسنده ‌ای بخواهد کارش خوب باشد - نویسنده ‌ها به خاطر مشکلات اقتصادی - نویسنده - ربی امروزه اگر نویسنده - به محدود شدن فهرست نویسنده - داشته باشند زمانی که نویسنده - نویسنده خوب - امروزه اگر نویسنده ‌ای بخواهد کارش - خوب، - با - با خطر زندگی می کندبه - با شد مجبور است - با خطر کردن زندگی کند - نویسنده خوب با - نویسنده‌ای بخواهد کارش خوب با - شد مجبور است با - به بسیاری فضاها با - خوب با خطر زندگی - کارش خوب با شد مجبور - خطر - خطر زندگی می کندبه اعتقاد - خطر کردن زندگی کند این - خطر زندگ 1740 - نویسنده خوب با خطر - مجبور است با خطر - سنده خوب با خطر - مجبور است با خطر - با خطر زندگی می - است با خطر کردن زندگی - زندگی - زندگی می کندبه اعتقاد مهدی - زندگی کند این داستان‌نویس اظهار - زندگی ‌اش در خدمت نوشتن باشد - خوب با خطر زندگی - است با خطر کردن زندگی - تمام‌وقت بوده و همه زندگی - با برترین خطر روش زندگی - با خطر زندگی می کندبه - خطر کردن زندگی کند این - می - می کندبه اعتقاد مهدی ربی - می ‌توان به دلایل سیاسی و - می زی کار ن - با خطر زندگی می - که از جمله آن‌ها می - فضاها با وجود م می - زی کار ن می - خطر زندگی می کندبه اعتقاد - جمله آن‌ها می ‌توان به دلایل - کند - کند به اعتقاد مهدی ربی - کند این داستان‌نویس اظهار کرد - کند این اتفاق بیش‌تر - با خطر زندگی می کند - با خطر کردن زندگی کند - زیستی و ذهنی تجربه کند - م 1740 کند - زندگی می کند به اعتقاد مهدی - کردن زندگی کند این داستان‌نویس

نویسنده خوب، با خطر زندگی می کند


به اعتقاد مهدی ربی، امروزه اگر نویسنده‌ای بخواهد کارش خوب باشد، مجبور است با خطر کردن زندگی کند.



مهدی ربیاین داستان‌نویس اظهار کرد:

خالی شدن داستان‌ها از مکان و زمان دلایل مختلفی دارد که از جمله آن‌ها می‌توان به دلایل سیاسی و اجتماعی در نتیجه فضای موجود اشاره کرد. این در حالی است که حتی در صورت پرداختن به بسیاری فضاها، با وجود ممیزی، کار نمی‌تواند چاپ شود.
از دیگر دلایل عمده این امر می‌توان به محدود شدن فهرست نویسنده‌ها به خاطر مشکلات اقتصادی و اجتماعی اشاره کرد. نویسندگان در گذشته از آزادی بیش‌تری برخوردار بودند که این امر باعث می‌شد تا تجربه‌های بسیاری را برای مخاطبان خود داشته باشند.
زمانی که نویسنده خیلی درگیر امرار معاش شد، قلم وی به فضاهای بسیار تکراری و بسته محدود خواهد شد که در نهایت منجر به نزدیک شدن فضای بسیاری از داستان‌هایی می‌شود که می‌خوانیم.
نزدیک بودن فضاهای داستانی امروز به یکدیگر به این معنا نیست که نویسندگان از یکدیگر کپی‌برداری کرده باشند؛ بلکه به دلیل یکی شدن شرایط زیستی آن‌هاست و این امکان را به نویسنده نمی‌دهد که چیز نوینی را از لحاظ زیستی و ذهنی تجربه کند. این اتفاق بیش‌تر مربوط به دهه 70 و حتی اوایل دهه 80 است.
دهه 80 برخوردار از نویسندگانی است که سعی کردند نوشتن را به امرار معاش‌شان ربط ندهند. نویسنده‌ای که متوجه شاداب نگه داشتن نوشته‌اش برای موفقیت بیش‌تر آن بود، سعی کرد تا نوشتن را وسیله امرار معاش خود قرار نداده؛ بلکه آن را به نوعی کار دوم خود بداند.

زمانی که نویسنده خیلی درگیر امرار معاش شد، قلم وی به فضاهای بسیار تکراری و بسته محدود خواهد شد که در نهایت منجر به نزدیک شدن فضای بسیاری از داستان‌هایی می‌شود که می‌خوانیم.

داستان‌نویسانی که سعی کردند نوشتن را از امرار معاش جدا کنند، در تلاش بودند تا در نوشتن عجله به خرج نداده و به بسیاری چیزها تن ندهند. از طرف دیگر، نویسندگانی وجود داشتند که بسیار درگیر معاش بوده‌اند و امکان دارد از نوشتن بازبمانند و نتوانند تمامی وقت‌شان را صرف ادبیات کنند.
کمال مطلوب در دنیای نویسندگی این است که نویسنده یک نویسنده تمام‌وقت بوده و همه زندگی‌اش در خدمت نوشتن باشد.
مهدی ربّی متولد مردادماه 1359 در اهواز است و درواقع تمام دوران کودکی‌اش را در جنگ گذرانده. از سال 1383 به طور جدی وارد حوزه ادبیات داستانی شده‌است. «برو ولگردی کن رفیق» عنوان دومین مجموعه داستان «مهدی ربّی» است که پس از مجموعه داستان «آن گوشه دنج سمت چپ» از سوی «نشر چشمه» منتشر شده است.

فرآوری: مهسا رضایی

بخش ادبیات تبیان



منبع: خبرگزاری دانشجویان ایران
... درحال بارگذاری


  

نویسنده : امید ; ساعت ٢:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۸
تگ ها : نویسنده ، خوب ، خطر ، زندگی