تلاوت قرآن از آخر به اول

برچسب های این مطلب:
تلاوت - تلاوت قرآن از آخر به - تلاوت قرآن از آخر به - تلاوت قرآن از آخر به - تلاوت - قرآنی ص388 تلاوت - آخر به اول برای تلاوت - ‎ برای تلاوت - تلاوت قرآن از - ص388 تلاوت قرآن از - قرآن - قرآن از آخر به اولمرحوم - قرآن را از اول به - قرآن یعنی سوره مبارکه بقره - تلاوت قرآن - فرمودند می توانی قرآن - به خواندن بزرگترین سوره قرآن - مرتبط تعبیر خواب با قرآن - تلاوت قرآن از آخر - می توانی قرآن را از - از - از آخر به اولمرحوم آیت - از باران ایشان معروف است - از مراجع تقلید عظام شیعه - تلاوت قرآن از - تقی خوانساری – که نم از - ایشان معروف است از - بود ایشان پس از - تلاوت قرآن از آخر به - – که نم از باران ایشان - آخر - آخر به اولمرحوم آیت الله - آخر بخوانی گفت آری - آخر ین آیه به سمت آول - تلاوت قرآن از آخر - را از اول به آخر - سوره مبارکه بقره از آخر - بدون فکرو تامل از آخر - قرآن از آخر به اولمرحوم - اول به آخر بخوانی گفت - به - به اولمرحوم آیت الله العظمی - به او فرمودند می - به آخر بخوانی گفت - تلاوت قرآن از آخر به - کاظم را امتحان کردند به - قرآن را از اول به - آری وشروع کرد به - از آخر به اولمرحوم آیت - امتحان کردند به او فرمودند - اول - اول مرحوم آیت الله العظمی محمد - اول به آخر بخوانی گفت - اول بخوانم ولی این مرد - قرآن از آخر به اول - توانی قرآن را از اول - تامل از آخر به اول - قرآن از آخر به اول - آخر به اول مرحوم آیت الله - را از اول به آخر

تلاوت قرآن از آخر به اول

قرآن
مرحوم آیت الله العظمی محمد تقی خوانساری – که نماز باران ایشان معروف است- از مراجع تقلید عظام شیعه بود. ایشان پس از اینکه مرحوم کربلایی کاظم را امتحان کردند به او فرمودند :
می توانی قرآن را از اول به آخر بخوانی؟
گفت :آری. وشروع کرد به خواندن بزرگترین سوره قرآن یعنی سوره مبارکه بقره از آخرین آیه به سمت آول.
 مرحوم خوانساری فرمودند:
بسیار عجب است ! من شصت سال است سوره "قل هو الله احد" (سوره توحید)  را که چهار آیه است می خوانم و نمی توانم بدون فکرو تامل از آخر به اول بخوانم ولی این مرد عامی دهاتی سوره بقره را که 286 آیه است بدون تامل مستقیما و معکوسا از حفظ می خواند.

مقالات مرتبط:

تعبیر خواب با قرآن
یک معامله کلان در قرآن

پی نوشت:

ر.ک: قصه های قرآن، صص49-48، به نقل از : اعجاز ولایت
منبع:
محمدی، محمد حسین، هزارو یک حکایت قرآنی، ص388


تلاوت قرآن از آخر به اول




  
نویسنده : امید ; ساعت ۳:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱
تگ ها : تلاوت ، قرآن ، آخر ، اول

معنای واژه قرآن

برچسب های این مطلب:
معنای - معنای تلاوت کردن است - معنای قرآن وجوه پنج گانه - معنای جمع گرفته شده است - از ماده قرأ به معنای - کردن است در معنای - از قرء به معنای - از ماده قرا به معنای - قرأ به معنای تلاوت کردن - در معنای قرآن وجوه - واژه - واژه قرآنروشن ترین و مناسب - واژه قرآن - واژه پست قرآن‎24 مه 2011 - معانی واژه - این دو مورد واژه - معنا 1740 واژه - ر 1740 شه واژه - معانی واژه قرآنروشن ترین - مورد واژه قرآن - قرآن - قرآن روشن ترین و مناسب ترین - قرآن اشتقاق آن از - قرآن وجوه پنج گانه ای - معانی واژه قرآن - مناسب ترین معنا برای قرآن - است در معنای قرآن - تقسیم نمود 1ـ قرآن - معانی واژه قرآن روشن ترین و - معنا برای قرآن اشتقاق

معانی واژه قرآن




روشن ترین و مناسب ترین معنا برای قرآن، اشتقاق آن از ماده قرأ به معنای تلاوت کردن است.



قرآن حکیمدر معنای قرآن وجوه پنج گانه ای گفته شده است  که می توان آنها را به سه دسته تقسیم نمود:
1ـ قرآن، اسمی جامد و غیرمشتق و علم ارتجالی است و بدون آن که پیشینه استعمال در زبان عرب داشته باشد، خداوند به عنوان اسم خاص برای وحیی که بر پیغمبرش نازل فرموده، قرار داده است مثل تورات و انجیل که اسم برای کتاب های حضرت موسی(ع) و عیسی(ع) هستند (شافعی).
2ـ قرآن، اسمی است مشتق ولی غیرمهموز
الف) مشتق از قرن الشئ  بالشئ یعنی چیزی را به چیزی ضمیمه کردن. علت این نامگذاری، مقرون بودن سوره ها و آیات و حروف به یکدیگر است (اشعری و جمعی دیگر).
ب) قرآن، مشتق از قرائن، جمع قرینه است زیرا آیاتش همانند یکدیگرند و بعضی بعض دیگر را تایید می کنند. هر آیه از قرآن، قرینه آیات دیگر است (فراء).
3ـ قرآن مشتق و مهموز است
الف) از قرء به معنای جمع گرفته شده است. عرب وقتی بخواهد بگوید: آب را در حوض جمع کردم، می گوید: قرات الماء فی الحوض. علت این نامگذاری، آن است که این کتاب همه ثمرات کتب آسمانی پیشین را در خود جمع نموده است (ابن اثیر، زجاج و...).
ب) بر وزن رجحان و غفران، مشتق از ماده قرا به معنای تلاوت است. در این جا از باب تسمیه مفعول به مصدر، مقروء، یعنی خوانده شده و یا خواندنی، به نام قرآن، یعنی خواندن به کار رفته است; مثل آن که کتاب، که به معنای نوشتن است، به مکتوب (نوشته شده) اطلاق می گردد (لحیانی و جمعی دیگر).
از میان اقوال پنج گانه فوق، قول پنجم از همه قوی تر به نظر می رسد. زرقانی پس از رد سایر اقوال، همین قول را اختیار نموده است. راغب اصفهانی نیز می گوید:
القرائة ضم الحروف و الکلمات بعضها الی بعض فی الترتیل...قرائت به معنای پیوند و ضمیمه نمودن حروف و کلمات به یکدیگر در هنگام ترتیل است. به سخن دیگر، قرائت همان تلاوت آیات الهی است.

زبانت را به خواندن قرآن حرکت مده تا در خواندن آن عجله کنى ، که خواندن و جمع آن بر عهده ماست . و چون ما آن را خواندیم ، از خواندن آن پیروى کن (و همانطور بخوان که ما خوانده ایم )

دلیل دیگر که نظریه پنجم را تقویت می کند، امر «اقرا»در نخستین وحی بر پیامبر اکرم(ص) است که بی تردید به معنای «بخوان »است. لفظ قرآن نیز نخستین بار در آیه چهارم از سوره مزمل نازل شده که مطابق حدیث معروف جابر بن زید و ابن عباس، سومین سوره در ترتیب نزول سوره هاست در این آیه، دستور چنین است: و رتل القرآن ترتیلا و «قرآن »را شمرده شمرده بخوان. در آخرین آیه از همین سوره نیز بار دیگر در یک فرمان همگانی اعلام می شود: هرچه از «قرآن » میسر می شود، بخوانید. بدیهی است که منظور در هر دو آیه، قرآن خواندنی است.
نتیجه آن که روشن ترین و مناسب ترین معنا برای قرآن، اشتقاق آن از ماده قرأ به معنای تلاوت کردن است.
 «لَا تُحَرِّکْ بِهِ لِسَانَکَ لِتَعْجَلَ بِهِ إِنَّ عَلَیْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ » (آیات 16-18سوره قیامت)؛ زبانت را به خواندن قرآن حرکت مده تا در خواندن آن عجله کنى ، که خواندن و جمع آن بر عهده ماست . و چون ما آن را خواندیم ، از خواندن آن پیروى کن (و همانطور بخوان که ما خوانده ایم ).
قرآنپس در این دو مورد، واژه (قرآن ) مصدر و به معناى (خواندن ) آمده است . و اینکه خداوند متعال این کلمه را براى کتاب خود نام نهاده است ، شاید بدین جهت باشد که (قرآن ) به معناى (کتاب خواندن ) است . همیشه بر سر زبانها باشد. و دائم آن را بخوانند. و معانى آن را در دل داشته باشند. در این صورت ، قرآن که مصدر است به معناى مفعول ؛ یعنى (مقرو) است .
برخى نیز گفته اند که معناى لغوى (قرآن ) به معناى (جمع کردن ) است ؛  و قرآن ؛ یعنى : (جمع کننده حقایق و سخنان الهى ) ولى معناى اول مقبولتر است . و خود قرآن مجید نیز آن را تأیید مى کند. مرحوم علامه طباطبائى نیز در تفسیر المیزان آن را پذیرفته است . اما مرحوم طبرسى ، در ذیل آیه شریفه «شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِیَ أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ »(سوره بقره آیه 185)، قول دوم را پذیرفته است اما در مقدمه در (فن رابع ) هر دو قول را - بدون ترجیح یکى بر دیگرى - نقل کرده است .
 

گزیده مطالب:

اقوال در معانی قرآن عبارتند از:
1ـ قرآن اسم خاص کتاب مسلمانان و لفظی جامد است (شافعی).
2ـ قرآن هم ریشه با قرینه و معنای آن، همانند بودن آیاتش با یکدیگر است (فراء).
3ـ قرآن مشتق از قرن است; زیرا آیات و سوره های آن مقرون به یکدیگرند(اشعری و جمعی دیگر).
4ـ قرآن کلمه ای است مهموز و از قرء به معنای جمع، مشتق شده است; زیرا جامع ثمرات کتب آسمانی گذشته است (ابن اثیر و زجاج).
5ـ قرآن کلمه ای است مهموز و از قرا به معنای تلاوت و قرائت گرفته شده است. (کیانی و جمعی دیگر).

بخش قرآن تبیان


منبع : پایگاه حوزه ،وبلاگ یا مجیر،پایگاه گفتمان دینی

.SendToNetwork { width: 70px; clear: right; height: 16px; border: 1px solid #8A9CC2; direction: rtl; text-align: right; padding: 5px; font-size: 8pt; background: #EAE7D6; float: left; margin: 5px 10px; } .SendToNetwork_text, .SendToNetwork_icon { float: right; } .SendToNetwork_text { width: 50px; margin-top: 2px; line-height: 1; } .SendToNetwork_icon { width: 20px; } .SendToNetwork_icon img { cursor: pointer; } a img { border: none; } ارسال به شبکه اجتماعی تبیان function SendToWall() { var type = "1"; var id = ""; id = "166066"; if (id == "") id = "166066"; $.ajax({ type: "POST", url: "/webservices/Socialnetwork/SocialNetwork.asmx/SendToWall", data: "{ ID:"+id+", Type:"+type+"}", contentType: "application/json; charset=utf-8", dataType: "json", success: function (recdata) { var i = recdata.d; if (i == -1) ShowMessage("warning", "لطفاً ابتدا در سیستم شناسایی شوید."); if (i == -2) ShowMessage("success", "شما عضو شبکه اجتماعی تبیان نمی باشید."); if (i == 0) ShowMessage("success", "ارسال به شبکه اجتماعی تبیان با موفقیت انجام شد."); }, error: AjaxFailed }); function AjaxFailed(result) { ShowMessage("error", "برای ارسال لطفا ابتدا به شبکه اجتماعی تبیان بپیوندید."); } } function ShowMessage(MessageType, MessageText) { var w = ($(window).width() / 2) - 200; $("body").append("
" + MessageText + ""); $("div[id=" + MessageType + "]").slideDown(500).delay(3000).slideUp(500); }


  

نویسنده : امید ; ساعت ٦:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۳٠
تگ ها : معنای ، واژه ، قرآن

فیزیک ستارگان در قرآن

برچسب های این مطلب:
فیزیک - فیزیک ستارگان در قرآن قسمت - فیزیک ستارگان در قرآن آنلاین - فیزیک خرید دیدنی اینترنتی ستارگان - فیزیک - فیزیک - برای فیزیک - فیزیک ستارگان در - فیزیک ستارگان در - ستارگان - ستارگان در قرآن قسمت دوم - ستارگان را بسازند که کهکشان - ستارگان به وجود می‌آیند - فیزیک ستارگان - یعنی جزایر عظیم ستارگان - هسته ای در داخل ستارگان - کافی نبوده است تا ستارگان - فیزیک ستارگان در قرآن - جزایر عظیم ستارگان را بسازند - در - در قرآن قسمت دوم چگونگی - در سوره‌ی مبارکه انبیا آیه‌ی - در تفسیر المیزان ذیل این - فیزیک ستارگان در - ‌پیدایش‌ جهان قرآن مجید در - ایمان نمی آورند در - است که علم فکری در - فیزیک ستارگان در قرآن قسمت - قرآن مجید در سوره‌ی مبارکه - قرآن - قرآن قسمت دوم چگونگی ‌پیدایش‌ - قرآن مجید در سوره‌ی مبارکه - قرآن کریم می فرماید - فیزیک ستارگان در قرآن - دوم چگونگی ‌پیدایش‌ جهان قرآن - هم چنان که قرآن - فیزیک ستارگان در قرآن - ستارگان در قرآن قسمت دوم - ‌پیدایش‌ جهان قرآن مجید در

فیزیک ستارگان در قرآن

(قسمت دوم)
قرآن

چگونگی ‌پیدایش‌ جهان


قرآن مجید در سوره‌ی مبارکه انبیا آیه‌ی 30، به چگونگی آفرینش اولیه جهان اشاره کرده و می‌فرماید: أَوَلَمْ یَرَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ کَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء کُلَّ شَیْءٍ حَیٍّ أَفَلَا یُؤْمِنُونَ .
آیا کسانی که کافرند نمی دانند که آسمان‌ها و زمین پیوسته بود و ما از هم بازشان کردیم و هر چیز زنده را از آب آفریدیم پس چرا ایمان نمی آورند؟
در تفسیر المیزان ذیل این آیه چنین آمده:
مراد از «رؤیت» علم فکری است و اگر آن را رؤیت نامید به خاطر این است که علم فکری در هر امری آن را مانند رؤیت می سازد. دو کلمه «رتق» و «فتق» به دو معنای مقابل هم‌اند، راغب در مفردات گفته: کلمه‌ «رتق» به معنای ضمیمه کردن و به هم چسباندن دو چیز است، چه این که در اصل خلقت به هم چسبیده باشند و چه آن را با صنعت عمل بچسبانند، هم چنان که قرآن کریم می فرماید: کانتَا رتقاً ففتقناهما، زمین و آسمان به هم چسبیده بودند، از یکدیگر جداشان کردیم… یعنی یک موجود بوده، که دیگر امتیازی میان زمین و آسمان نبوده، یک موجود رتق و متصل الاجزاء ‌بوده….1
در سال 1992 (1371هـ .ش)، وقتی ماهواره‌ی کاشف زمینه کیهانی ناسا (cobe) «بذر» هایی را آشکار سازی کرد که چنین کهکشان‌هایی در گاز سرد شونده‌ی مهبانگ از آنها روییدند، یکی از واپسین تکه های پازل تصویر مهبانگ در جای خود قرار گرفت. اکنون کیهان‌شناسان معتقدند که می توانند مسیر تکوین عالم را از نخستین لحظه‌ی پیدایش تا به امروز ره‌گیری کنند.
در تفسیر نمونه نیز ذیل آیه‌ی فوق سه نوع تفسیر را اشاره کرده که یکی از آنها چنین است:
به هم پیوستگی آسمان و زمین اشاره به آغاز خلقت است که طبق نظرات دانشمندان، مجموعه‌ی این جهان به صورت توده‌ی واحد عظیمی از بخار سوزان بود که بر اثر انفجارات درونی و حرکت، تدریجاً تجزیه شد و کواکب و ستاره ها از جمله منظومه‌ی شمسی و کره‌ی زمین بوجود آمد و باز هم جهان در حال گسترش است.2
در اینجا به شرح مختصری در مورد نظریه‌ی دانشمندان فیزیک در خصوص پیدایش عالم که به «انفجار بزرگ = بیگ بانگ =مهبانگ» معروف است می پردازیم:
حدود پانزده میلیارد سال قبل، عالَم، طی یک انفجار عظیم (مهبانگ) می‌نامیم، از بطن هیچ بیرون آمد. در این لحظه بود که همه چیز: کلّ ماده، انرژی، حتی فضا و زمان، به وجود آمد. [إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَیْئًا أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ] (یس، 36/82) (خدای تعالی در ایجاد هر چیزی که ایجاد آن را اراده کند، به غیر از ذات متعالی خود به هیچ سبب دیگری نیازمند نیست و همین که هست شدن چیزی مورد اراده خدا قرار گرفت، بدون درنگ، لباس هستی می پوشد.) از آن پس، خمیره‌ی عالم در حال انبساط و سرد شدن بوده است. نخستین لحظات مهبانگ، عالم، حجم ناچیزی را اشغال می‌کرد و تا حدی غیر قابل تصور داغ بود. یک آتشگوی سوزان از تابش آمیخته با ذرات میکروسکوپی ماده بود. اما عاقبت، عالم چندان سرد شد که اتم‌ها تشکیل شدند. به تدریج، این اتم‌ها تحت تأثیر گرانش گردهم آمدند تا میلیاردها کهکشان، یعنی جزایر عظیم ستارگان را بسازند که کهکشان خود ما ـ کهکشان راه شیری ـ فقط یکی از آنهاست.
در سال 1992 (1371هـ .ش)، وقتی ماهواره‌ی کاشف زمینه کیهانی ناسا (cobe) «بذر» هایی را آشکار سازی کرد که چنین کهکشان‌هایی در گاز سرد شونده‌ی مهبانگ از آنها روییدند، یکی از واپسین تکه های پازل تصویر مهبانگ در جای خود قرار گرفت. اکنون کیهان‌شناسان معتقدند که می توانند مسیر تکوین عالم را از نخستین لحظه‌ی پیدایش تا به امروز ره‌گیری کنند.
 

نشانه‌های مهبانگ
مهبانگ

ستاره شناسان به کمک سه نشانه‌ی اساسی به مهبانگ هدایت شده اند. اوّلین و چشمگیرترین نشانه ها این است که کل عالم در حال انبساط است. همان طور که اشاره شد ادوین هابل در سال 1929 (1308 هـ. ش) کشف کرد که اجزای عمده‌ی سازنده‌ی عالم ـ‌کهکشان‌ها ـ مانند کهکشان خودمان ـ شبیه به ترکش‌های گلوله‌ی انفجاری کیهانی در لحظه‌ی‌پس از انفجار عظیمش، در حال گریختن از یکدیگرند.
اگر عالم در حال انبساط است، یک نتیجه اجتناب ناپذیر می نماید:عالم باید در گذشته کوچک‌تر بوده باشد. باید لحظه ای بوده باشد که این انفجار آغاز شده است: لحظه‌ی زایش عالم. اهمیّت واقعی کشف هابل در همین جاست. هر چند عالم قدیمی است، اما از ازل وجود نداشته است. اگر در خیال، این انفجار را به عقب برگردانیم، مانند فیلمی که به عقب بر می گردد، ستاره شناسان می توانند پی ببرند که عالم در پانزده میلیارد سال پیش، از بطن یک انفجار غول آسا، زاده شد.
اوّلین شاهدی که نظریه‌ی مهبانگ راتأییدمی کند، وجود تابش زمینه‌ی کیهانی، یعنی «پس ـ تاب» سرد شده آتشگوی مهبانگ است. عجب این که، این پس تاب هنوز هم برهر رخنه‌ی فضا، پس از گذشت پانزده میلیارد سال از آن رویداد نفوذ می کند. این آتشگوی که اکنون تا دمای 2/726 درجه‌ی کلوین (حدود ـc 273) سرد شده است، به صورت امواج رادیویی موج کوتاه، یا میکروموج، تجلّی پیدا می کند.
هر چند که تابش زمینه‌ی کیهانی، 99 درصد تمامی انرژی نورانی را در برمی گیرد که هم اکنون در عالم جاری است. اما این امر تا سال 1965 معلوم نشده بود، و کاملاً از روی تصادف به آن پی بردند. «آرنو پنزیاس»‌و «رابرت ویلسون»، دو ستاره شناس جوانی که در آزمایشگاه «بل» در نیوجرسی کار می کردند،به خاطر این کشف، مشترکاً جایزه‌ی نوبل سال 1978 در رشته‌ی فیزیک را از آن خود کردند.
 

در آغاز…


واپسین تکه از شواهدی که نوید دهنده‌ی نظریه‌ی مهبانگ است، عبارت ست از این دلیل که حدود 25 درصد جرم عالم به‌صورت عنصرهلیم است. هرچند که اکثر عناصر، مانند کربن و آهن را، حاصل هیدروژن می دانند که بر اثر واکنش هسته ای در داخل ستارگان به وجود می‌آیند، اما طول عمر عالم کافی نبوده است تا ستارگان فرصت داشته باشند چنین مقدار‌زیادی هلیم بسازند. موجّه ترین توضیح برای این موضوع عجیب و غریب این است که در زمانی که در گذشته تمامی عالم از یک مرحله‌ی چگال داغ عبور کرد که طی آن بر اثر واکنش‌های هسته‌ای قسمت اعظم هلیم از هیدروژن ساخته شد. محاسبات نشان می‌دهند که در این مرحله (یافاز) ـ یعنی مهبانگ داغ ـ تقریباً 25 درصد جرم عالم، به طوری که مشاهده شده،به هلیم تبدیل شده است. گیورگی (ژرژ) گاموف، فیزیکدان آمریکایی روس تبار، نخستین کسی بود که پی برد این مهبانگ یک مهبانگ داغ بوده است. علّت داغ بودن مهبانگ همان است که هوای داخل تلمبه‌ی دوچرخه در هنگام متراکم شدن، گرم می شود. در سال‌های 1940، گاموف با بهره گیری از فیزیک هسته ای، یعنی فیزیک ماده در دمای میلیون‌ها و میلیاردها درجه، به خاطر فهم آنچه که در چند دقیقه‌ی اوّل پیدایش عالم در آن پیش آمده، دقیقاً همین کار را انجام داد. گاموف به فیزیکدانان نشان داده است که چگونه به لحظه های اولیه مهبانگ «بنگرند». فیزیکدانان امروزی، به پیروی از وی، دانش خود را درباره‌ی ماده در دمایِ تریلیون‌ها درجه و حتی بیشتر به کار می بندند، که از آزمایش‌هایشان در شتابگرهای غول پیکر ذرات استنتاج کرده اند. اما، در حالی که گاموف در چند و چون، چند دقیقه پس از مهبانگ کند و کاو کرد، آنان شرایط نخستین هزارم‌های یک ثانیه‌ی اوّل و پیش از آن را با اطمینان پیش بینی می کنند. میراث گاموف این است: ما اکنون پی می‌بریم که پاسخ این پرسش غایی که منشأ عالم کجاست، فقط به کمک فیزیک ذرات انرژی بالا داده می شود.
عالم اوّلیه پاتیل جوشانی مملو از تابش الکترومغناطیسی، به شکل بسته های کوچک انرژی به نام فوتون، و ذرات میکروسکوپی مادّه بود. با اُفت دما، چون انرژی موجود برای ساختن ذرات از فوتون روبه کاهش نهاد، مخلوط ذراتی که بر عالم تسلط داشت، دستخوش تغییری بی وقفه شد…. 
اما در زمانی که یک هزارم ثانیه از عمر عالم می گذشت و دما به حدود هزار میلیارد درجه اُفت کرده بود، عالم پراز ذرات عجیب و غریبی بود که امروزه می توان به طور زودگذری آنها را در شتابگرهای ذرات تولید کرد. کوارک‌ها، اجزای تشکیل دهنده‌ی ذرات آشنای نوترون و پروتون از آن جمله اند.
قرآن مجید کے متعلق مستشرقین کا نظریہبعد از آن که حدود یک هزارم ثانیه از عمر عالم گذشت. ذرات آشنا:فوتون‌ها، الکترون‌ها، پوزیترون‌ها و نوترینوها بر آن مسلط شدند. کوارک‌ها به صورت سه تایی کنار هم قرار گرفتند تا نوترون‌ها و پروتون‌ها ساخته شوند.
رویداد مهم بعدی در تاریخ عالم وقتی اتفاق افتاد که عالم حدود صد ثانیه عمر داشت و دمای آن فقط به یک میلیارد درجه افت کرده بود. پروتون‌ها و نوترون‌ها اکنون چندان آهسته حرکت می کردند که مدتی طولانی درمجاورت یکدیگر توقف کنند تا چسب هسته آنها محکم شود. همین نیروست که پروتون‌ها و نوترون‌ها را در هسته‌ی اتم به یکدیگر می چسباند. بدین‌سان دوران «سنتز هسته ای» آغاز شد، در این دوره، هسته های اتمی سبک تشکیل شدند. این هسته ها شامل هلیم، دوّمین اتم سبک موجود در طبیعت، با دو پروتون و دو نوترون ، همراه با سایر عناصر سبکی چون «لیتیم» بودند….
رویداد مهم بعدی در حیات اوّلیه عالم عبارت بود از تشکیل اتم‌ها در حدود سیصد‌‌هزار سال پس از مهبانگ، وقتی دمای عالم تا سی‌هزار درجه افت کرده بود، که تقریباً معادل دمای سطح خورشید است، سرانجام به اندازه‌ی کافی سرد شده بود که اتم‌ها بتوانند تشکیل شوند….
و اما دوران واپسین پراکندگی، اهمیتش در این است که لحظه ای را مشخص کرده است که ماده و تابش مسیرهای جداگانه ای پیمودند. تا آن زمان، فوتون‌ها ذرات ماده را به همان سرعتی از هم جدا می کردند که این ذرات می توانستند، به هم نزدیک شوند. فقط وقتی ماده سرانجام از قید استبداد تابش رها شد، تحت گرانش شروع به توده شدن کرد و کهکشان‌ها را شکل داد…3
ملاحظه فرمودید که تمام کائنات اعم از زمین و ماه و خورشید و منظومه شمسی و کهکشان راه شیری و میلیاردها کهکشان وستاره و سیاره و قمر دیگر در آغاز آفرینش همه به هم فشرده بودند. به طوری که در-43 10 ثانیه بعد از انفجار بزرگ تمام کائنات درگلوله‌ی کوچکی جای داشته که تجسم آن در ذهن آدمی مشکل است. قطر این گلوله-32 10 سانتی متر بوده است. یعنی میلیاردها میلیاردها میلیاردها بار کوچک‌تر از هسته‌ی یک اتم. وزن مخصوص و درجه‌ی حرارت این گلوله غیر قابل تصور است. به طور مثال حرارت آن-32 10 درجه بوده یعنی عدد یک و به دنبال آن سی و دو صفر. اما چه چیزی قبل از این لحظه‌ی آفرینش رخ داده است؟ به نظر می رسد که علم قادر به توصیف یا حتی تصور چیزی منطقی، در عمیق ترین مفهوم کلمه، در لحظه‌ی ابتدایی نیست. هنگامی که هنوز زمان در صفر مطلق بوده و هنوز هیچ چیزی رخ نداده بوده است. در واقع فیزیکدانان تا همین لحظه‌ی-43 10 ثانیه پیش می روند، نه فراتر از آن وبه «دیوار پلانک»‌معروف برخورد می کنند که از پشت آن خبر ندارند.4
در اینجا یکبار دیگر آیه‌ی فوق را مرور می کنیم:
… انّ السّموات والارض کانتا رتقاً ففتقناهما
… آسمان‌ها و زمین بهم پیوسته بودند ما آنجا را از هم شکافتیم….
 
نویسنده: سیّد محمد حسین امیدیانی
تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان

1. ترجمه‌ی تفسیر المیزان، 14/391.
2. تفسیر نمونه، 13/394.
3. مارکوس چرون،26 Feb.1994 New scientist, ، ترجمه: بهرام معلمی (ماهنامه نجوم، شماره 35/8 ـ10 مرداد 1373.)
4. ژان گیتون، گریشکا بوگدانف ـ ایگور بوگدانف، خدا و علم، ترجمه: دکتر عباس آگاهی/31و36. تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1374.



فیزیک ستارگان در قرآن




  
نویسنده : امید ; ساعت ٧:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢۸
تگ ها : فیزیک ، ستارگان ، قرآن

محکم و متشابه در قرآن 2 - نقد نظر علامه طباطبایی

برچسب های این مطلب:
محکم - محکم ات و متشابهات در قرآنقسمت - محکم و متشابه در قرآن - محکم و متشابه در قرآن - محکم - است از مجموعه محکم - طباطبایی را درباره آیات محکم - تقدیم حضور می‌کنیم محکم - محکم ات و متشابهات - مجموعه محکم و متشابه - و - و متشابهات در قرآنقسمت د - و م نقد نظر علامه - و جهآنچه می‌خ - محکمات و - متشابهات در قرآنقسمت د و - نقد نظر علامه طباطباییت و - جهآنچه می‌خ و - محکمات و متشابهات در - در قرآنقسمت د و م نقد - متشابه - متشابه ات در قرآنقسمت دوم - متشابه در قرآن برای - متشابه در قرآن مورد مطالعه - محکمات و متشابه - مجموعه محکم و متشابه - درباره آیات محکم و متشابه - اقسام محکمات هستند متشابه - محکمات و متشابه ات در قرآنقسمت - محکم و متشابه در قرآن - در - در قرآنقسمت دوم نقد - در قرآن برای دیدن - در نوشتار پیشین نظر علامه - محکمات و متشابهات در - محکم و متشابه در - اینجا را کلیک کنید اشاره در - نظر علامه طباطبایی را در - و متشابهات در قرآنقسمت دوم - و متشابه در قرآن - قرآن - قرآن قسمت دوم نقد نظر - قرآن برای دیدن فهرست - قرآن مورد مطالعه قرار دادیم - محکمات و متشابهات در قرآن - محکم و متشابه در قرآن - محکم و متشابه در قرآن - می‌کنیم محکمات در قرآن - متشابهات در قرآن قسمت دوم - متشابه در قرآن برای - 2 - 2 قسم دوم آنکه - 2 درباره معراج - 2 معلوم مى شود که - لَوَجَدُواْ فِیهِ اخْتِلاَفًا کَثِیرًا 2 - اما یقینى نیست 2 - لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ 1 2 - سوره زمر آیه 2 - اخْتِلاَفًا کَثِیرًا 2 قسم دوم - نیست 2 - - - نقد - نقد نظر علامه طباطباییتوجهآنچه می‌خوانید - نقد نظر علامه طباطبایی نرم - نقد عکس نظر علامه طباطبایی‎29 - در قرآنقسمت دوم نقد - قرآن 2 نقد - قرآن 2 نقد - قرآن 2 نقد - دوم نقد نظر علامه - نقد نظر علامه - نظر - نظر علامه طباطباییتوجهآنچه می‌خوانید مقاله‌ای - نظر علامه طباطبایی را درباره - نظر جناب استاد سید على - قرآنقسمت دوم نقد نظر - کنید اشارهدر نوشتار پیشین نظر - وعده‌ای که داده بودیم نظر - که نگاهی انتقادی به نظر - نقد نظر علامه طباطباییتوجهآنچه - نوشتار پیشین نظر علامه طباطبایی - علامه - علامه طباطباییتوجهآنچه می‌خوانید مقاله‌ای است - علامه طباطبایی را درباره آیات - علامه دارد تقدیم حضور می‌کنیم - دوم نقد نظر علامه - اشارهدر نوشتار پیشین نظر علامه - نگاهی انتقادی به نظر علامه - آنچه مرحوم علامه - نقد نظر علامه طباطباییتوجهآنچه می‌خوانید - پیشین نظر علامه طباطبایی را - طباطبایی - طباطبایی نرم افزار محکم و - طباطبایی ‎29 آوریل 2010 - طباطبایی را درباره برای آیات - نقد نظر علامه طباطبایی - نقد عکس نظر علامه طباطبایی - نوشتار پیشین نظر علامه طباطبایی - بر نظریه سایت علامه طباطبایی - نظر علامه طباطبایی نرم افزار - نظر علامه طباطبایی ‎29 آوریل 2010

محکمات و متشابهات در قرآن

قسمت دوم: نقد نظر علامه طباطبایی

علامه طباطباییتوجه
آنچه می‌خوانید مقاله‌ای است از مجموعه "محکم و متشابه در قرآن" برای دیدن فهرست این مجموعه اینجا را کلیک کنید.
اشاره
در نوشتار پیشین نظر علامه طباطبایی را درباره آیات محکم و متشابه در قرآن مورد مطالعه قرار دادیم. اکنون بنابر وعده‌ای که داده بودیم نظر جناب استاد سید على اکبر قرشى را که نگاهی انتقادی به نظر علامه دارد تقدیم حضور می‌کنیم:
 
محکمات
در قرآن مجید، آیاتى هستند که معناى آنها واضح و مراد خداوند متعال از آنها معلوم و روشن است . و آنها تقریبا هشتاد درصد قرآن را تشکیل مى‌دهند. و مقدار زیادى از آنها در بادى امر، غیر معلوم مى باشند ولى به وسیله اخبار و آیات دیگر، معلوم مى شوند. همه اینها از اقسام محکمات هستند.
 
متشابهات
اما متشابهات دو قسم هستند؛
قسم اول آنکه: همه قرآن متشابهات است. یعنى در ارشاد، هدایت ، کلمات و معانى شبیه هم مى باشند چنانکه مى فرماید: «اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِیثِ کِتَابًا مُّتَشَابِهًا مَّثَانِیَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِینُ جُلُودُهُمْ وَقُلُوبُهُمْ إِلَى ذِکْرِ اللَّهِ ... »1
منظور از (متشابه ) - چنانکه گفته شد - شبیه هم بودن در تفهیم معانى و نشان دادن راه حق و باطل است . "مثانى" جمع "مثنیه" یعنى منعطف شونده، و مراد آن است که مطالب قرآن یکى به دیگرى میل مى کند. و یکى آن دیگرى را بیان و تایید مى کند بى آنکه نقیض یا مخالف هم باشند، چنانکه خداوند متعال مى فرماید: «أَفَلاَ یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ کَانَ مِنْ عِندِ غَیْرِ اللّهِ لَوَجَدُواْ فِیهِ اخْتِلاَفًا کَثِیرًا»2
 
قسم دوم آنکه : متشابهات در مقابل محکمات است. گویند: "متشابهات" آیاتى هستند که مراد حق تعالى از آنها معلوم نیست ؛ مثل اینکه بگوییم : "آن شیر است" اینجا براى شنونده معلوم نمى شود که آیا مراد "شیر نوشیدنى" است یا "حیوان درنده".
 
به عقیده این جانب مراد از آیات متشابه، آیاتى هستند که از حیث مصداق خارجى و پیاده شدن و خارج ، براى ما نامعلوم مى باشند. وگرنه از لحاظ الفاظ و مفاهیم ، متشابهى در میان نیست . این سخن بعد از نقل آیه آن ، کاملا روشن خواهد شد. آن آیه شریفه این است: «هُوَ الَّذِیَ أَنزَلَ عَلَیْکَ الْکِتَابَ مِنْهُ آیَاتٌ مُّحْکَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِینَ فی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِیلِهِ وَمَا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا یَذَّکَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الألْبَابِ»3
یعنى: خدا آن است که بر تو این را نازل کرده است . بعضى از آن آیات محکمات هستند و آنها اساس کتاب مى باشند و قسمتى دیگر متشابه مى باشند. اما آنهایى که در قلوبشان انحراف هست ، از متشابه پیروى مى کنند براى طلب فتنه و براى دانستن تاویل آن و حال آنکه تاویل متشابه را جز خدا کسى نمى داند. اما آنهایى که در دانش ثابت و استوارند، مى‌گویند: به متشابه ایمان آوردیم همه قرآن اعم از محکم و متشابه از طرف خداست از این سخن جز عاقلان پند نگیرند.
از حضرت رضا صلوات الله علیه نقل شده است: «من رد متـشابه الـقـرآن الـى محـکمه هدى الى صراط مستقیم» یعنى: هر کس که متشابه قرآن را به محکمات آن برگرداند، به راه راست هدایت شده است در اینجا چند مطلب را بررسى مى کنیم :
 
اول: قرآن مجید به دو قسمت تقسیم مى‌شود "محکمات و متشابهات" و محکمات اساس قرآن است ؛ زیرا آنها کاملا روشن است . و جنبه عملى دارند که مى دانیم و عمل مى کنیم . امام صادق علیه السلام مى‌فرماید: امّا المحکم فنؤمن به و نعمل و ندین به اما المتشابه فنؤ من به و لا نعمل به.4
یعنى: محکم آن است که به ایمان مى آوریم و عمل مى کنیم و متشابه آن است که به ایمان مى آوریم و عمل نمى کنیم.
اما متشابهات آیاتى است که مقصود از آنها متشبه مى باشد. ولى معناى آنها با برگردان به آیات محکم ، معلوم مى شود. در المیزان مى فرماید: محکمات به این جهت "ام الکتاب" نامیده شده که متشابهات به آنها برگردانده مى شوند پس بعض کتاب که متشابهند به بعض دیگر که محکمات هستند برگشت داده مى شود... "متشابه" آن است آیه طورى باشد که به محض شنیدن ، مراد از آن معلوم نباشد تا به آیه محکم برگردانده شود و معنایش معین و معلوم گردد. در آن صورت آیه متشابه نیز محکم مى شود.
قرآندوم : آنچه مرحوم علامه و دیگران فرموده‌اند از نظر ما به هیچ وجه قابل قبول نیست و گرنه در این احتیاج نبود که قرآن به دو بخش ‍ محکمات و متشابهات، تقسیم شود، بلکه لازم بود گفته شود: اکثر قرآن محکمات است، عده‌اى از آیات آن که متشابه و مبهم است با مراجعه به آیات دیگر و روایات، معلوم و از محکمات خواهند شد. و دیگر لازم نبود راسخون در علم در مقام تسلیم بگویند: "امنا به [متشابه] کل من عند ربنا".
ظهور و بلکه صریح آیه شریفه در آن است که "محکمات و متشابهات" هر یک در صف مستقلى ایستاده‌اند. و هیچ یک با دیگرى مخلوط نمى شود. و تا قیامت نیز همانطور خواهند ماند. کلام امیرالمؤمنین صلوات الله علیه در این که "متشابهات" قفلهاى ناگشودنى است و تا ابد پرده‌هاى آن برداشته نخواهد شد، صریح مى‌باشد.
آن جناب در خطبه اشباح به کسى که از او خواست تا خدا را توصیف کند، چنین فرمود: «واعلم یا عبدالله ان الراسخین فى العلم هم الذین اغنا هم الله عن الاقتحام على السدد المضروبة دون الغیوب اقرارا بجهل ما جهلوا تفسیره من الغیب المحجوب فقالوا: "امنا به کل من عند ربنا" و قد مدح الله اعترافهم بالعجز عن تناول ما لم یحیطوا بعلمه ، فسمى ترکهم التعمق فیما یکلفهم البحث عنه (عن کهنه ) رسوخا».5
یعنى: بدان اى بنده خدا! راسخون در علم کسانى هستند که خداوند آنها را بى نیاز کرده از داخل شده به درهایى که درهاى غیوب نامیده مى شوند. آنها اقرار مى کنند که تفسیر آن غیبهاى مستور را نمى دانند. لذا در مقام عجز گفته‌اند: "آمنا به کل من عند ربنا" خداوند در مقابل این اعتراف ، آنها را مدح فرموده و عملشان را در ترک تعمق در این گونه حقایق رسوخ در علم نامیده است .
پس معلوم مى شود که این گونه آیات ، پیوسته متشابه خواهند ماند و باید به مضمون آنها ایمان آورد و کشف حقیقت آنها را به خداوند واگذار نمود.
 
سوم: منظور از "متشابهات" به احتمال نزدیک به یقین و به طور اطمینان ، آن است که مصداق خارجى آنها و نحوه پیاده شدن آنها در خارج براى ما نامعلوم است و نامعلوم خواهند ماند. به عبارت دیگر: وقوع خارجى آنها بر ما نامعلوم است .
ناگفته نماند که عده‌اى از آیات شریفه از لحاظ مراد و مقصود متشابه و مجمل هستند؛ مانند بسیارى از آیات احکام و غیره. ولى این گونه آیات با مراجعه به روایات و تاریخ و آیات دیگر مراد از آنها نامعلوم مى شود. آنها به هیچ وجه جزء مشتابهات نمى باشند. اینک ذیلا مقدارى از آیات متشابه را به عنوان نمونه نقل مى نماییم:
 
1 - «وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَیْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِّنَ الْأَرْضِ تُکَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ کَانُوا بِآیَاتِنَا لَا یُوقِنُونَ »6 "چون وعده ما بر آنها تحقق یابد از زمین جنبنده‌اى را براى آنها خارج مى کنیم که با آنها سخن بگوید؛ زیرا مردم به آیات ما یقین ندارند".
این حقیقت به درستى معلوم نمى شود در بعضى از روایات به على - علیه السلام - تفسیر شده است اما یقینى نیست.
 
2 - درباره معراج حضرت رسول صلى الله علیه و آله مى‌خوانیم: «وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى  عِندَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى  عِندَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى إِذْ یَغْشَى السِّدْرَةَ مَا یَغْشَى  مَا زَاغَ الْبَصَرُ وَمَا طَغَى  لَقَدْ رَأَى مِنْ آیَاتِ رَبِّهِ الْکُبْرَى»7 "این آیات راجع به شب قدر و تعیین سرنوشت در آن مى باشد" ما قرآن را در یک شب پربرکت نازل کرده ایم . ما انذار کننده ایم . هر امر با حکمت در آن شب از هم جدا مى شود، روى فرمانى از جانب ما که ارسال کننده‌ایم".
وقوع خارجى این آیات چیست ، کارها چطور از هم جدا مى شود و نصیب هر کس چگونه به سوى او مى آید. اینها بر ما پوشیده است و تا ابد پوشیده خواهد ماند.
 
4 - «تَنَزَّلُ الْمَلَائِکَةُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن کُلِّ أَمْرٍ»8 "ملائکه و روح در آن شب (شب قدر) براى تمشیت هر کارى با اذن خداوند نازل مى شوند). اما چطور نازل مى شوند؟ و چگونه تمشیت مى دهند و... براى ما نامعلوم است".
5- و از این قبیل است ، جریان اصحاب کهف ، معجزات پیامبران ، حروف مقطعه در اول برخى از سوره هاى مبارکه و...
ملائکه و روح در آن شب (شب قدر) براى تمـشیت هـر کارى با اذن خداوند نازل مى شوند). اما چطور نازل مى شوند؟ و چگونه تمشیت مى دهند و... براى ما نامعلوم است".چهارم: از حضرت رضا صلوات الله علیه نقل شده است: «من رد متشابه القرآن الى محکمه هدى الى صراط مستقیم»9یعنى: هر کس که متشابه قرآن را به محکمات آن برگرداند، به راه راست هدایت شده است .
به نظر، مى آید که منظور حضرت راجع به بعضى از آیات است که با دقت در آیات دیگر، معناى آنها روشن مى شود؛ مثلا از دیدن آیات «وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ  إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ »10 به نظر مى آید که بشر واقعا به چهره خدا نگاه خواهد کرد و - نعوذ بالله - خدا چهره دارد. ولى با دقت در آیات: «لاَّ تُدْرِکُهُ الأَبْصَارُ وَهُوَ یُدْرِکُ الأَبْصَارَ»11 و «لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ»12 معلوم مى شود که مراد، تماشا کردن به نعمتهاى خداوندى است . وگرنه آیاتى که فوقا نقل شد با برگرداندن به آیات دیگر، محکم نخواهند شد.
از امیرالمومنین صلوات الله علیه در ضمن حدیثى نقل شده است که: علت وجود متشابه در قرآن مجید، آن است که مردم خود را از امامان علیهم السلام بى نیاز ندانند و در آموختن قرآن به آنها رجوع کنند «و انما فعل ذلک لئلا یدعى اهل الباطل من المستولین على میراث رسول الله من علم الکتاب ما لم یجعله لهم و لیقودهم الاضطرار الى الایتمار بمن ولاه.»13 به نظر مى آید که منظور آن حضرت، آیات احکام و مانند آنهاست که با کمک روایات ، معلوم مى شوند. و بدون رجوع به آنها علیهم السلام حکم خدا را نمى توان از آنها فهمید. و گرنه متشابهاتى که آن حضرت آنها را«سدد مضروبة دون الغیوب » نامیده است، چطور معلوم خواهد شد؛ زیرا ما در عالم ماده و مادى هستیم و از درک ماوراى ماده عاجز مى باشیم . و الله العالم.
 
پنجم: آیاتى از قبیل: «وَجَاء رَبُّکَ وَالْمَلَکُ صَفًّا صَفًّا 14 الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى 15 فَأَتَى اللّهُ بُنْیَانَهُم مِّنَ الْقَوَاعِدِ 16، وَالْمُطَلَّقَاتُ یَتَرَبَّصْنَ بِأَنفُسِهِنَّ ثَلاَثَةَ قُرُوَءٍ»18 که مراد از "قرء" حیض است یا طهر؟ از آیات متشابه نیستند؛ زیرا مراد از آنها روشن مى باشد.
 
ششم: به نظر من، علت وجود متشابهات در قرآن کریم آن است که ما در جهان مادى زندگى مى کنیم و فکر و درک ما در آن محور دور مى زند. و در قرآن مطالبى نقل مى شود که فراتر و وسیعتر از قالب الفاظ است . و به هر صورت که بیان شوند، بر ما روشن نخواهند شد. و عبارات از رساندن حقایق آنها و ما از فهمیدن حقایق آنها، ناتوان خواهیم بود.
برخى گفته‌اند علت وجود "متشابه" در قرآن کریم آن است که خداوند خواسته است با آن ، آیات چند بعدى قرآن را بحث انگیز نگاه دارد تا همیشه زنده بماند.
بعضى نیز گفته‌اند علت وجود "متشابه" آن است که مردم به طرف اولیاء الله بروند و از آنها بخواهند. اما علت اولى را که ما اختیار کردیم ، قانع کننده تر است.
و همچنین به نظر بعضى علت "متشابه"  آن است که قرائن و استثناهاى یک آیه در آیات دیگر و روایات آمده است. و بدون آنها، مقصود از آیه روشن نمى شود. این سخن فى نفسه درست است ولى چون آن آیات به وسیله آیات دیگر و روایات روشن شدند، دیگر متشابهى نمى ماند. و حال آنکه دو صف محکمات و متشابهات ، پیوسته خواهند بود.
 
نگاهى به قرآن، سید على اکبر قرشى
گروه دین و اندیشه - حسین عسگری





1. سوره زمر، آیه 23
2. سوره نساء، آیه 82
3. سوره آل عمران ، آیه 7. مشروح تفسیر آیه در کتاب : تفسیر احسن الحدیث ملاحظه فرمایید.
4. تفسیر عیاشى ، ذیل آیه
5. تفسسیر عیاشى ذیل آیه شریفه این سخنان در خطبه اشباح نیز آمده است .
6. سوره نمل آیه 82
7. سوره نجم ، آیه 14 - 18
8. سوره قدر، آیه 4
9. تفسیر صافى ، از عیون اخبار الرضا (ع)
10. سوره قیامت ، آیه 22 - 23
11. سوره انعام ، آیه 103
12. سوره شورى ، آیه 11.
13. تفسیر صافى به نقل از احتجاج .
14. سوره فجر، آیه 22.
15. سوره طه ، آیه 5.
16. سوره نحل ، آیه 26.
17. سوره بقره ، آیه 229.
 

محکم و متشابه در قرآن 2 - نقد نظر علامه طباطبایی




  
نویسنده : امید ; ساعت ٥:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢۸
تگ ها : محکم ، متشابه ، قرآن ، نقد

قرائت قلبی قرآن

برچسب های این مطلب:
قرائت - قرائت کند و به آیات - قرائت قلبی قرآن رایگان - قرائت قلب 1740 - خواهد کلام خدا را قرائت - شکوری قرائت - قلبی قرآن رایگان قرائت - در باب قرائت - خدا را قرائت کند و - قرائت قلبی قرآن - قلبی - قلبی ه را بگیرد و با - قلبی قرآن رایگان قرائت قلب - قلبی سایت قرآن کاهش - جامع الهی شفای امراض قلبی - شکوری قرائت قلبی - قرائت نرم افزار قلبی - شفای امراض قلبی ه را بگیرد - قرائت قلبی قرآن رایگان - قرآن - قرآن کنیم علاوه بر آنکه - قرآن یا اذان را وسیله - قرآن نیست و عمل - اگر گاهگاهی هم تلاوت قرآن - ارائه دهیم قرآن - و مقصد ما تلاوت قرآن - قرائت قلبی قرآن - هم تلاوت قرآن کنیم علاوه - قرآن یا اذان
"انسان که می خواهد کلام خدا را قرائت کند و به آیات الهیه ، قلب قاسی[1]  خود را مداوا کند و با کلام جامع الهی شفای امراض قلبیه را بگیرد و با نور هدایت این مصباح [2] منیر غیب را دریابد باید اسباب ظاهریه و باطنیه آن را فراهم کند و آداب صوریه و معنویه آن را فراهم کند، نه مثل ما که اگر گاهگاهی هم تلاوت قرآن کنیم علاوه بر آنکه از معانی و مقاصد آن و اوامر و نواهی [3] و وعظ [4] و زجر آن بکلی غافلیم ، و گویی آیاتی که در آن ذکر اوصاف جهنم و عذاب الیم  [5]آن یا بهشت و کیفیات نعیم آن گردیده، به ما ربطی ندارد.
نعوذبالله در خواندن کتاب قصه، حضور قلب ما بیشتر و حواس ‍ ما جمع تر است از کتاب کریم خدایی.
... ما هر وقت می خواهیم صورت حَسَن و آواز نیکوی خود را به مردم ارائه دهیم ، قرآن یا اذان را وسیله قرار می دهیم و مقصد ما تلاوت قرآن نیست، و عمل به این استحباب نمی باشد.
بالجمله مکائد[6] شیطان و نفس اماره بسیار است و غالبا حق را به باطل مشتبه [7] می کند و زشت و زیبا را با هم ملتبس [8] می نماید؛ باید از مکائد او به خداوند پناه برد[9].
 
پی نوشت :
[1] - سخت دل
[2] - چراغ
[3] - نهی شده ، خلاف امر
[4] – پند و اندرز
[5] - دردناک
[6] - حیله ها
[7] - شبیه ، نزدیک
[8] - پوشیده شده
[9] - چهل حدیث ، ص 428
تنظیم برای تبیان: شکوری
 

قرائت قلبی قرآن




  
نویسنده : امید ; ساعت ٥:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢۳
تگ ها : قرائت ، قلبی ، قرآن

سیری در ترجمه های فارسی قرآن (17)

برچسب های این مطلب:
سیری - سیری در ترجمه های فارسی - سیری است ساده و روان - سیری توجه کرده است - فراسوی ترجمه سیری - است این اثر تف سیری - ترجمه واژگان به معنای تف سیری - آزاد همراه با اضافات تف سیری - فراسوی ترجمه سیری در ترجمه - این اثر تف سیری است ساده - در - در ترجمه های فارسی قرآن - در هر شماره از این - در 8 مجلد که برای - فراسوی ترجمهسیری در - را ارائه نماید در - روان به زبان فارسی در - 1318 آغاز نموده و در - فراسوی ترجمهسیری در ترجمه های - نماید در هر شماره - ترجمه - ترجمه سیری در - ترجمه های فارسی قرآن - ترجمه تلاش دارد - فراسوی ترجمه - سیری در ترجمه - نوشتار فراسوی ترجمه - توصیفی و تاریخی از ترجمه - فراسوی ترجمه سیری در - سیری در ترجمه های فارسی - های - های فارسی قرآن 17 - های قرآن به زبان فارسی - های معاصر قرآن معرفی و - فراسوی ترجمهسیری در ترجمه های - و تاریخی از ترجمه های - تعدادی از ترجمه های - در بیان تاریخ و ویژگی های - در ترجمه های فارسی قرآن - از ترجمه های قرآن به - فارسی - فارسی قرآن 17 - فارسی و سیر تحول ترجمه - فارسی در 8 مجلد که - ترجمهسیری در ترجمه های فارسی - های قرآن به زبان فارسی - و روان به زبان فارسی - ساختار عبارات نیز کاملا فارسی - ترجمه های فارسی قرآن - به زبان فارسی و سیر - قرآن - قرآن 17 اشاره - قرآن به زبان فارسی و - قرآن را ارائه نماید - در ترجمه های فارسی قرآن - تاریخی از ترجمه های قرآن - سیر تحول ترجمه نگاری قرآن - از ترجمه های معاصر قرآن - های فارسی قرآن 17 - ترجمه های قرآن به زبان - (17)

فراسوی ترجمه
سیری در ترجمه های فارسی قرآن (17)
قرآن

اشاره:
سلسله نوشتار " فراسوی ترجمه " تلاش دارد تا با مطالعه مورد پژوهانه، گزارشی توصیفی و تاریخی از ترجمه های قرآن به زبان فارسی و سیر تحول ترجمه نگاری قرآن را ارائه نماید. در هر شماره از این سلسله، تعدادی از ترجمه های معاصر قرآن معرفی و تبیین می شود.
 

علیرضا خسروانی ( 1339 ش )

تفسیر خسروی اثرعلی رضا میرزا خسروانی (1270 – 1435 هـ) است این اثر تفسیری است ساده و روان به زبان فارسی در 8 مجلد که برای عامه مردم نوشته شده است. نویسنده نگارش این کتاب را از سال 1318 آغاز نموده و در سال 1339 به پایان رسانده است.[1]
ترجمه ارائه شده در این تفسیر نیز همانند خود تفسیر بسیار روان و قابل فهم است. مفسر ضمن ترجمه آیات تفسیر کوتاه آنها را نیز در هلالین آورده است و بدین گونه ترجمه ای آزاد همراه با تفسیر ارائه نموده است. مبنای این ترجمه و تفسیر در درجه نخست تفسیر مجمع البیان است گر چه از سایر تفاسیر نیز بهره جسته است در ترجمه واژگان به معنای تفسیری توجه کرده است. از این رو «متقین» را به" کسانی که بخواهند خویشتن را از عذاب پروردگار خود نگهداری کنند و از مخالفت باری تعالی پرهیز نمایند" ترجمه کرده است. ساختار عبارات نیز کاملا فارسی و روان است.

زین العابدین رهنما ( 1346 ش )

ترجمه زین العابدین رهنما در سال 1346 در دو جلد به چاپ رسید. ترجمه زین العابدین رهنما در سال 1346 در دو جلد به چاپ رسید. جلد نخست این اثر مشتمل بر یک مقدمه مبسوط هشتاد صفحه ای در بیان تاریخ و ویژگیهای قرآن و ضمیمه ای با عنوان «قرآن در ادب فارسی» است و در جلد دوم ترجمه و تفسیر کوتاه قرآن ارائه شده است. در این جلد در هر صفحه متن عربی در ستون راست و ترجمه آن در ستون مقابل آن آمده است. در قسمت پائین هر صفحه نیز تفسیر برخی آیات و کلمات نقل شده است از ویژگی های این ترجمه وجود مقدمه ای مبسوط در ابتدای هر سوره است که در آن به معرفی سوره و بیان خلاصه ای از محتوای آن پرداخته است. نکته قابل توجه دیگر این است که آیات هر سوره بر حسب ارتباط موضوعی میان آنها دسته بندی شده است و با عنوان بخش متمایز شده اند بر این اساس سوره بقره به چهل بخش تقسیم شده است.[2]
مترجم انگیزه خود را از نگاشتن این اثر ارائه ترجمه ای قابل فهم برای عموم مردم اعلام کرده است که جوابگوی پرسش ها و سئوالات آنان هنگام خواندن متن قرآن باشد از این رو آن را نوعی ترجمه و تفسیر دسترس دانسته است. نشر این ترجمه به شیوه ادبی شیوا و دقیق با حفظ ساختار آیات قرآنی است بر همین اساس مترجم تلاش نموده است که ترجمه اش حتی المقدور مطابقت کامل آیات قرآن داشته باشد. لذا توضیحات و اضافاتی را که در ترجمه وارد کرده داخل هلالین (پرانتز) وارده کرده است.[3]

حسین عمادزاده اصفهانی ( 1346 ش )

حسین عماد زاده دانشمند و قرآن پژوه معاصر( 1369 ـ 1284 هـ ش ) فرزند مرحوم ثقة المحدثین حاج میرزا احمد عماد زاده است. از استاد عماد زاده دهها اثر قرآنی برجای مانده که مهمترین آنها ترجمه ای است از قرآن که در سال 1346 منتشر شد.[4]ترجمه مرحوم عماد زاده ترجمه ای است آمیخته به تفسیر همراه با توضیحات در داخل متن که میان اصل ترجمه و توضیحات آن تفکیک صورت نگرفته است.علاوه بر توضیحات و افزوده هایی که در ضمن ترجمه آیه آمده توضیحاتی نیز در برخی موارد پس از پایان ترجمه آیه افزوده شده است.این توضیحات مشتمل بر معانی واژه ها، شأن نزول و تبیین مقصود آیه و امثال اینهاست.نثر ترجمه،نثری ادبی و روان می باشد که به زبان امروزی نگارش یافته است.شیوه ترجمه،آزاد همراه با اضافات تفسیری می باشد که در تمام ترجمه این اسلوب دنبال شده است.[5]
ترجمه فیض الاسلام که نزدیک به چهل سال از عمر آن می گذرد،از جهت دقت و انطباق با متن و رعایت نکات نحوی، ترجمه ای دقیق و موفق به حساب می آید، و نسبت به بسیاری از ترجمه های موجود چه بسا کم غلطتر باشد.

خلیل الله صبری ( 1344 ش )

خلیل الله صبری (متولد 1287 ه ش)و از وکلای دادگستری است.وی کتابی بنام طبقات آیات قرآن دارد که در آن آیات قرآن را همراه با ترجمه در 26 فصل طبقه بندی کرده است. این کتاب که در سال 1344 به چاپ رسید،[6] ترجمه ای آمیخته با توضیح ارائه شده است نثر این ترجمه که می توان آن را ترجمه ای آزاد از قرآن نامید نسبتا روان می باشد و در بسیار موارد از تعبیرات نا مأنوس و سنگین و به ویژه از واژه های عربی استفاده شده است.[7]
قرآن

احسان الله علی استخری ( 1346 ش )

این اثر تحت عنوان «کلمه علیا» توسط دکتر احسان الله علی استخری نگارش یافته و در سال 1346 توسط شرکت سهامی افست،به طبع رسیده است.[8] این کتاب تنها به ترجمه آیاتی می پردازد که به نوعی به پیامبر گرامی اسلام ارتباط دارد مترجم در هر سوره ای که این آیات وجود دارد آنها را به ترتیب سوره ها گزینش کرده و ابتدا به ترجمه آنها پرداخته و سپس تفسیر کوتاهی ارائه داده است.
نثر ترجمه نثری است ادبی همراه با توضیحات فراوان است که در میان پرانتز قرار گرفته است.مترجم پس از ترجمه هر آیه و یا هر چند آیه ای که با هم ارتباط دارند به تفسیر و بیان و شأن نزول و مراد آن آیه پرداخته است.تلاش مترجم بر آن بوده که ترجمه مطابقت کامل با متن داشته باشد،لذا توضیحات ضمن ترجمه بصورت دقیق داخل پرانتز آمده اما در عین حال پیوستگی ترجمه حفظ شده است.[9]

عبد المجید صادق نوبری ( 1348 ش )

این ترجمه نوبری از کلام الله مجید با عنوان "قرآن برای همه" است در اصل خلاصه ای از "تفسیر کشف الحقایق عن نکت الدقایق" اثر "میر محمد کریم بن جعفر علوی حسینی موسوی" است که توسط حاج عبد المجید نوبری از زبان ترکی استانبولی به فارسی بر گردانده شده است.[10] مترجم هدف خود را از این کار ارائه ترجمه قرآن برای کسانی که فرصت مطالعه کمتری دارند اعلام کرده است تا آنها هم از مطالب قرآن بهره ببرند.[11] در این اثر که متن ترجمه از توضیحات مفسر جدا نشده است برای هر آیه توضیحات نسبتا مفصلی وجود دارد که ضمن بیان مفهوم آیه ابهامات موجود در آن را نیز رفع می کند.در برخی آیات مانند بسم الله ـ حجم توضیحات بقدری زیاد است که دیگر نمی توان آن را ترجمه نامید.

علی نقی فیض الاسلام( 1348 ش )

ترجمه تفسیری عالم متقی، مرحوم سید علینقی فیض الاسلام که عنوان "ترجمه و تفسیر قرآن عظیم" را دارد از ترجمه های موفق پیش از انقلاب اسلامی است که نخست به خط زیبای نستعلیق مرحوم طاهر خوشنویس در سال 1348 منتشر شد.[12]
ترجمه فیض الاسلام که نزدیک به چهل سال از عمر آن می گذرد،از جهت دقت و انطباق با متن و رعایت نکات نحوی، ترجمه ای دقیق و موفق به حساب می آید، و نسبت به بسیاری از ترجمه های موجود چه بسا کم غلطتر باشد.اما از نظر نثر فارسی چندان سلیس و روان نیست،به ویژه آنکه استعمال فراوان کلمات مترادف و نیز توضیحات غیر ضروری، از شیوایی آن کاسته است گاه نقل مطالب غیر لازم به اندازه ای است که سبب ملال خواننده هم می شود.[13] به طور کلی این ترجمه دقیق و استوار است ولی توضیحات مفصل و طولانی مترجم آن را به شکل تفسیر مختصری در آورده است. گرچه همه توضیحات تفسیری در هلالین قرار دارد.

سید اسدالله مصطفوی ( 1355 ش )

ترجمه قرآن مجید به قلم سید اسدالله مصطفوی در سال 1355 چاپ شد.[14] روش این ترجمه بر اساس ترجمه آزاد و تفسیری است که توضیحات و تفسیر آیات در متن ترجمه آمده است علاوه بر این توضیحاتی نیز در پاورقی افزوده شده است. توضیحات تفسیری متن در میان پرانتز قرار گرفته است و مطابقت ترجمه با متن قرآن به خوبی رعایت شده است. نثر ترجمه گویا و روان به فارسی امروزی می باشد و ساختار نحوی آن بر اساس دستور زبان فارسی شکل گرفته است.[15]

مجتهده امین اصفهانی ( 1360 ش )

بانو نصرت امین معروف به بانوی اصفهانی (1313 – 1403 هـ ق) تفسیری فارسی در 15 جلد نگاشته است که به تفسیر "مخزن العرفان و کنز العرفان" شهرت دارد. این اثر که شامل تفسیر تمام قرآن است به سبک بیانی و تحلیلی و با گرایش اخلاقی و عرفانی به تفسیر آیات پرداخته است. روش مفسر در این اثر گرانقدر چنین است که در آغاز ترجمه دسته ای از آیات را در ذیل آیات آورده است آنگاه وارد تفسیر می شود با بیانی ساده و قابل فهم پیام قرآن را تشریح می کند.[16]
ترجمه بانو اصفهانی از آیات قرآنی ترجمه ای آزاد و تفسیری است. که در آن افزون بر ترجمه قرآن در صورت نیاز عبارات تفسیری بدون تفکیک از ترجمه آورده شده است. برخی از اضافات تفسیری از قبیل ارجاع ضمیر می باشد اما اکثر آنها جنبه تفسیری دارد مثلا «ان الذین کفروا» چنین ترجمه کرده است: "بدرستی کسانی که کافر شدند و نور ایمان را به ظلمت کفر پوشانیدند" این توضیحات برای آن است که مخاطب این تفسیر که بانوان درس تفسیر ایشان بوده اند بتوانند استفاده بیشتری از آن بنمایند.
 
نویسنده: محمد خامه گر
فرآوری: جهرمی زاده - گروه دین و اندیشه تبیان


پی نوشت ها:
[1] - میرزا خسروانی، علیرضا، تفسیر خسروی، با تصحیح محمد باقر بهبودی، چاپ اول 1390 هـ.ق (1350 هـ.ش)، انتشارات کتابفروشی اسلامیه.
[2] - نشریه مترجم سال سوم، شماره 10 ، ص 165)
[3] - اهتمام ایرانیان به قرآن کریم ص 116
[4] - عمادزاده اصفهانی، حسین، ترجمه قرآن کریم، چاپ اول، 1346، مکتب قرآن.
[5] - اهتمام ایرانیان به قرآن، ص 101.
[6] - صبری، خلیل الله، طبقات آیات، چاپ اول، 1344، انتشارات امیر کبیر.
[7] - دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، ص 1361.
[8] - علی استخری، احسان الله، کلمه علیا، چاپ اول، 1346، شرکت سهامی افست.
[9] - اهتمام ایرانیان به قرآن، ص 73.
[10] - علوی حسینی موسوی، میر محمد کریم بن جعفر، تفسیر کشف الحقایق عن النکت الدقایق، ترجمه عبدالمجید صادق نوبری، با عنوان "قرآن برای همه" ، چاپ اول، 1348 هـ.ش، شرکت سهامی اقبال، تهران.
[11] - قرآن برای همه، ص 5.
[12] - فیض الاسلام، علی نقی، ترجمه و تفسیر قرآن عظیم، چاپ اول، 1348، انتشارات...
[13] - ترجمان وحی، شماره 14، ص 15، مقاله معرفی و نقد ترجمه تفسیری فیض الاسلام از قرآن، محمد علی کوشا.
[14] - مصطفوی، سید اسدالله، ترجمه قرآن مجید، چاپ اول، 1355، انتشارات....
[15] - اهتمام ایرانیان قرآن، ص 123.




  
نویسنده : امید ; ساعت ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٩
تگ ها : سیری ، ترجمه ، فارسی ، قرآن

بانوی آزموده شده(شناختنامه قرآن 59)

برچسب های این مطلب:
بانوی - بانوی آزموده شدهسال هشتم هجرت - بانوی آزموده شده شناختنامه قرآن - بانوی آزموده روش شده شناختنامه - بانوی - و اندیشه شکوری بانوی - بانوی - بانوی آزموده شدهسال - شکوری بانوی آزموده شده - آزموده - آزموده شدهسال هشتم هجرت بود - آزموده شده شناختنامه قرآن 59 - آزموده شده شناختنامه قرآن 59 - بانوی آزموده - اندیشه شکوری بانوی آزموده - بانو 1740 آزموده - بانو 1740 آزموده - بانوی آزموده شدهسال هشتم - بانوی آزموده شده شناختنامه - شده(شناختنامه - قرآن - قرآن 59 برنامه بانو - قرآن 59 - قرآن 59 تاهل جواهرات - بانوی آزموده شده شناختنامه قرآن - آزموده شده شناختنامه قرآن - آزموده شده شناختنامه قرآن - 1740 شناختنامه رایگان قرآن - شده شناختنامه قرآن 59 - شده شناختنامه قرآن 59 - 59)

بانوی آزموده شده

سال هشتم هجرت بود، قریب به دو سال از جهاد سلحشورانه مسلمانان در جنگ " بدر" می گذشت.

در این پیکار پیروزمندانه، ریشه درخت شرک و الحاد با تبر ایمان مسلمانان سست شده و ضربتی دیگر کافی بود تا این شجره خبیثه را برای همیشه بخشکاند.
"ساره"، خواننده مشهور مکه که تا پیش از جنگ بدر مجالس بزم پررونقی داشت، اینک، حلقه بزمش رو به کساد نهاده سخت فقیر و تهیدست شده بود.
در یکی از همین روزها بر آن شد تا آهنگ مدینه کرده و از محضر رسول خدا تقاضای کمک نماید.
قرآنپیامبر(ص) بدو فرمود:
- آیا اسلام آورده ای؟
- خیر.
- به عنوان مهاجر آمده ای؟
- خیر.
- پس از چه روی به اینجا آمده ای؟
- شما اساس عشیره و آقای ما بودید، شما که رفتید سرپرستان من همگی رفتند، و من تنها و محتاج شدم. اکنون بدینجا آمده ام تا بر من، مرکب و جامه ای بخشش کنید.
- پس جوانان مکه کجا رفتند؟(اشاره به جوانانی که مایه رونق مجلس بزم او بودند)
- بعد از واقعه بدر، دیگر خریداری برای متاع خویش نیافتم.
پیامبر فرمود تا مسلمانان، جامه، مرکب، خرجی راه و اندکی آذوقه بدو کمک کنند.
بعضی آن را «ممتحنه» (به فتح حاء) خوانده اند، به اعتبار زنان مهاجری که مورد امتحان قرار می گرفتند، و بعضی ممتحنه (به کسر حاء) خوانده اند به خاطر این که خود سوره وسیله امتحان است
" حاطب بن ابى بلتعه"، تازه مسلمانانی که در جنگ بدر و بیعت رضوان شرکت و اینک دوشادوش مهاجران به مدینه هجرت کرده بود، به محض اطلاع از ماجرا، نزد "ساره" آمد و به ازای بخشش ده دینار و یک طاق پارچه بُردى از او خواست تا نامه ای سرّی به مشرکان مکه برساند.
در نامه "حاطب" خطاب به اهل مکه آمده بود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) عن قریب لشکری به سوی شما گسیل خواهد داشت، آماده دفاع از خویشتن باشید! "ساره" نامه را برگرفته آهنگ مکه کرد.
دیری نپایید که چبرییل امین، پرده از این خیانت برداشت و پیامبر را از این توطئه چینی مطلع ساخت.
پیامبر(ص)، على (علیه السلام) را به اتفاق تنی چند از اصحاب از جمله عمار و زبیر به یکی از منزلگاههاى میان راه فرستاد تا "ساره" را یافته نامه حاطب را از او باز پس گیرند.
اصحاب پیامبر آنگاه که بدان منزل رسیدند، آن زن را یافته، اسباب و انبان سفرش را تفتیش کرده اما چیزی نیافتند.
زبیر گفت: اکنون که چیزی نیافتیم پس باز گردیم.
اما على (علیه السلام) فرمود: به خداوند سوگند، نه فرشته وحی به محمد(ص) دروغ گفته و نه او به ما.
آنگاه شمشیر از نیام برکشیده به نشانه تهدید بالا آورد.
ساره که مرگ را در یک قدمی خود می دید، فریاد زد: صبر کنید! آن نامه در لای گیسوان من است، اکنون از من دور شوید تا آنرا بیرون آورده تحویل دهم.
حضرت، نامه را نزد پیامبر رسول خدا آورد.
و پیامبر(ص) "حاطب" را طلبیده فرمود:
- این نامه را مى‏شناسى؟!
- آری! من آنرا نگاشته ام.
- چه چیز ترا بر آن داشت تا به چنین اقدامی جسارت ورزی؟
- اى پیامبر! به خدا سوگند! از آن روز که به اسلام گرویده ام تا کنون لحظه ای کفر نورزیده ام! اکنون نیز نفاق پیشه نکرده ام و هرگز قصد خیانت نداشته ام لکن حقیقت آن است که تمام مهاجران کسانى را در مکه دارند که از خانواده آنها در برابر مشرکان حمایت مى‏کند، ولى من در میان آنها غریبم و خانواده من در چنگال آنها گرفتارند، خواستم از این طریق حقى به گردن آنها داشته باشم تا مزاحم خانواده من نشوند، در حالى که مى‏دانستم خداوند سرانجام آنها را گرفتار شکست مى‏کند و نامه من به حال ایشان سودى ندارد.
اینجا بود که آیات "یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَ عَدُوَّکُمْ أَوْلِیاءَ ... وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ"  از سوره مبارکه"ممتحنه" فرود آمد.(1)

سوره "امتحان"

نام بلند این سوره از آیه"یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا جاءَکُمُ الْمُؤْمِناتُ مُهاجِراتٍ فَامْتَحِنُوهُنَ‏..." برگرفته شده است.
بعضی آن را «ممتحنه» (به فتح حاء) خوانده اند، به اعتبار زنان مهاجری که مورد امتحان قرار می گرفتند، و بعضی ممتحنه (به کسر حاء) خوانده اند به خاطر این که خود سوره وسیله امتحان است.(2)

سوره "مودت"

پاره‏اى از مفسران نیز آن را سوره «مودّت» و دوستى خوانده‏اند، چرا که به دوستى شایسته‏کرداران فرمان مى‏دهد و از دوستى تاریک‏اندیشان هشدار.(3)
سوره یاد شده در سال دهم از هجرت نبوى، در مدینه فرود آمده است.
سنگ بنای این سوره از سیزده آیه، 348 واژه و 1510 حرف ساخته شده است.
در فضیلت تلاوت آن‏ همین بسکه از پیامبر رحمت و مودت درباره اش فرمود:
و مَنْ قراء سورة الممتحنة کان المؤمنون و المؤمنات لهُ شفآء یوم القیامة.(4)( هر کس سوره مبارکه «ممتحنه» را تلاوت نماید  همه زنان و مردان باایمان در روز رستاخیز شفاعتگر او خواهند بود.)

سیمای کلی سوره

سوره ی مبارکه ی ممتحنه، از دوستی مومنین با دشمنان خدا و رسول خدا - صلی الله علیه وآله - سخن گفته و به شدت آنان را از این کار برحذر می دارد. بخشی از سوره ی مبارکه ،درباره ی احکام زنان مهاجر و بیعت زنان مؤمنه است.
یکی از بخشهای سوره، تبری حضرت ابراهیم- علیه السلام- و پیروانش از دشمنان خدا است. آن حضرت چنین عرضه می دارد: «ربّنا علیک توکلنا و الیک أنبنا و الیک المصیر.» (5)
پس از بیزاری جستن از قومشان از پروردگار می خواهند که آنها را از تبعات این عمل حفظ کند و آنها را مورد غفران قرار داده و در مسیر ایمانشان آنها را ناکام نسازد. ابتدا حال خود را ذکر می کنند و می گویند ما در مرحله ای هستیم که باید به خودمان و امور زندگیمان رسیدگی کنیم.  خودمان را با انابه و رجوع به سوی تو، به تو می سپاریم و امورمان که تدبیرش بر عهده ی ماست را رها کرده خواست تو را به جای خواست خود قرار داده تو را وکیل خود می دانیم . امور ما را هر گونه می خواهی تدبیر کن ما به سوی تو مهاجرت کردیم و امور خود را به تو سپردیم. (6)
پی نوشت ها________________
1. این شان نزول را بخاری در صحیح خود (جلد 6 صفحه 185 و 186) و «فخررازی» در تفسیر خود، و همچنین در تفسیر «روح المعانی» و «روح البیان» و «فی ظلال» و «قرطبی» و «مراغی» و غیر اینها با تفاوتهائی نقل کرده اند.
2. تفسیر نمون، ذیل سوره ممتحنه
3. تفسیر مجمع البیان
4. همان
5. ممتحنه:60/4
6. تفسیر المیزان،ج19، صص 239-240




گروه دین و اندیشه_شکوری

بانوی آزموده شده(شناختنامه قرآن 59)




  
نویسنده : امید ; ساعت ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۱٥

قرآن چه می گوید - مجموعه شناختنامه قرآنی

برچسب های این مطلب:
قرآن - قرآن چه می گوید مجموعه - قرآن بیشترین برنامه - قرآن چه م 1740 - قرآن - گوید مجموعه خواندنی شناختنامه قرآن - بیشترین برنامه قرآن - مجموعه شناختنامه قرآن - قرآن چه می - خواندنی شناختنامه قرآن - چه - چه می گوید مجموعه خواندنی - چه م 1740 - چه م 1740 - قرآن چه - بیشترین برنامه قرآن چه - برنامه قرآن چه - قرآن 1740 ‎قرآن چه - قرآن چه می گوید - برنامه قرآن چه م - می - می گوید مجموعه خواندنی شناختنامه - می دانلود گوید رایگان - قرآن چه می - قرآن رایگان چه دیدنی می - قرآن چه می گوید مجموعه - گوید - گوید مجموعه خواندنی شناختنامه قرآن - گوید رایگان ارزان - قرآن چه می گوید - چه دیدنی می دانلود گوید - چه می گوید مجموعه خواندنی - - - مجموعه - مجموعه خواندنی شناختنامه قرآن - مجموعه شناختنامه قرآن 1740 - مجموعه شناختنامه قرآن 1740 - قرآن چه می گوید مجموعه - 1740 د مجموعه - 1740 د مجموعه - می گوید بیشترین مجموعه - می گوید مجموعه خواندنی شناختنامه - مجموعه شناختنامه قرآن - شناختنامه - شناختنامه قرآن بیشترین - شناختنامه قرآن 1740 ‎4 - شناختنامه قرآن 1740 ‎قرآن - می گوید مجموعه خواندنی شناختنامه - د مجموعه شناختنامه - د مجموعه شناختنامه - بیشترین مجموعه خواندنی شناختنامه - مجموعه خواندنی شناختنامه قرآن - مجموعه شناختنامه قرآن - قرآنی - قرآنی سوخت نرم افزار - کاهش شناختنامه خرید اینترنتی قرآنی

قرآن چه می گوید

 

مجموعه خواندنی شناختنامه قرآن
 
 

  

نویسنده : امید ; ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱٩
تگ ها : قرآن ، می ، گوید ، مجموعه

لعن خدا بر یزید در قرآن

برچسب های این مطلب:
لعن - لعن کرده است مُهَنّا بن - لعن ش نمى‌کنى احمد حنبل گفت - لعن ت نکنم با آنکه - در قرآن یزید را لعن - گفتم پس چرا لعن - چگونه یزید را لعن - آنکه خداوند او را لعن - یزید را لعن کرده است - پس چرا لعن ش نمى‌کنى احمد - خدا - خدا در قرآن یزید را - خدا و روز جزاء دارد - خدا وند او را لعن کرده - خدا - کسى که ایمان به خدا - نکنم با آنکه خدا - در کجاى قرآن خدا - خدا در قرآن - ایمان به خدا و روز - بر - بر را غارت کرده است - بر هفتصد نفر بالغ - بر رسول خدا رسیده - شده و مدینه پیام بر - مهاجر و انصار بر - طوری که خون به ق بر - اى که گفتى بر - و مدینه پیام بر را غارت - انصار بر هفتصد نفر - یزید - یزید در قرآن خرید اینترنتی - یزید در قرآن‎28 ژوئن 2010 - یزید در قرآن - لعن خدا بر یزید - خدا برنامه بر رایگان یزید - اینترنتی لعن خدا بر یزید - لعن خدا کاهش بر یزید - خدا بر یزید در قرآن - بر رایگان یزید در قرآن‎28 - در - در قرآن یزید را لعن - در باره یزید ابن معاویه چیست - در مردم به ما - خدا در - کرد نظر شما در - او گفتم اى پ در - دوستان یزید مى‌باشید وى در - خدا در قرآن یزید - نظر شما در باره یزید ابن - قرآن - قرآن یزید را لعن کرده - قرآن خداوند یزید را - قرآن روى بگردانید یا - خدا در قرآن - گفتم در کجاى قرآن - فرمان خداوند و اطاعت قرآن - جلوه هائى از نور قرآن - خدا در قرآن یزید را - در کجاى قرآن خداوند

خدا در قرآن یزید را لعن کرده است

 
قرآن الکریممُهَنّا بن یحیى، روزى از احمد بن حنبل (1) سؤال کرد: نظر شما درباره یزید ابن معاویه چیست ؟
او جواب داد: یزید همان کسى است که جنایات بزرگى مرتکب شده، و مدینه پیامبر را غارت کرده است.

پسرش صالح، مى گوید، روزى به او گفتم: اى پدر! مردم به ما مى‌گویند، شما از دوستان یزید مى‌باشید.
وى در جواب گفت: پسر جان! آیا کسى که ایمان به خدا و روز جزاء دارد دوستِ یزید مى شود؟
گفتم: پس چرا لعنش نمى‌کنى؟
احمد حنبل گفت: چگونه یزید را لعنت نکنم، با آنکه خداوند او را لعن کرده.
گفتم: در کجاى قرآن خداوند، یزید را مورد لعنت قرار داده است ؟
گفت: در آنجا که مى فرماید:
فَهَلْ عَسَیْتُمْ اِنْ تَوَلَّیتُمْ اَنْ تُفْسِدُوا فِى الاَْرْضِ وَ تُقَطِّعُوا اَرْحامَکُمْ، اُؤ لئِکَ الَّذینَ لَعَنَهُمُ اللّهُ فَاَصَّمَهُمْ وَ اَعْمى اَبْصارَهُمْ.(2) شما اگر از فرمان خداوند و اطاعت قرآن روى بگردانید، یا در زمین فساد و قطع رحم کنید، باز هم امیدِ نجات دارید؟ آنها کسانى هستند که خدا آنها را لعنت کرده و گوش و چشمشان را کر و کور گردانید.
پسرم! یزید چون حکومت یافت، سال اول قطع رحم کرد حسین علیه السّلام را کشت ، سال دوم ، فساد کرده و مدینه را به قتل و غارت کشید و سال سوم ، به کعبه جسارت کرده و به درک واصل شد.
آیا فسادى بزرگتر از قتل حسین علیه السّلام و سه روز قتل عام و غارت مدینه مى‌باشد؟ این در حالى بود که تعداد کشتگان بزرگان قبیله قریش‌، از مهاجر و انصار، بر هفتصد نفر، بالغ مى‌شد و تعداد کشتگان غیر معروف، از بنده و آزاد، زن و مرد، به ده هزار نفر مى رسید.
مداحی کربلا عاشورا نی نوا نینوا محرم حسین یاحسین شهادتمردم در دریاى خون شناور بودند، به طوری که خون به قبر رسول خدا رسیده ، روضه و مسجد پر از خون شده بود. بعد از آن به دستور یزید، در شهر مکّه منجنیقها نصب کرده کعبه را آتش ‍ زده و ویران کردند. در حالى که رسول خدا فرموده بود: «کشنده حسین، در تابوتى از آتش بوده و نصف عذاب اهل دنیا را مى‌چشد، به طوری که دست و پایش را به زنجیرهاى آهنین بسته ، او را با سر میان آتش ‍ مى افکنند».(3)
 
اى که گفتى بر یزید و آل او لعنت مکن
زآنکه شاید حق تعالى کرده باشد رحمتش
آنچه با آل نبى کرد او، اگر بخشد خداى
هم ببخشاید ترا، گر کرده باشى لعنتش



پی نوشت ها:
1- احمد بن حنبل شیبانى ، یکى از چهار امام اهل تسنن است. وى از ایرانیان عرب نژاد است و در سال 241 درگذشت.
2- سوره محمد صلی الله علیه و آله، آیات  22 - 23.
3- منهاج الکرامه از علاّمه حلّى ، ص 95.
 
جلوه هائى از نور قرآن، عبد الکریم پاک نیا
تنظیم : گروه دین و اندیشه  - عسگری

لعن خدا بر یزید در قرآن




  
نویسنده : امید ; ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۳٠
تگ ها : لعن ، خدا ، یزید ، قرآن