چرا به مهارت های جنسی توجهی نمی شود
چرا - چرا به مهارت ها - چرا به نرم افزار مهارت - چرا به مهارت ها - 1740 ن چرا - دانلود چرا - 1740 1740 چرا - دانلود چرا - چرا به مهارت - دانلود چرا به نرم - به - به نقیصه و مشکلی در - به ابرو نیاوری و عصبی - به خود جرات نوشتن در - مقداری جسارت که اگر به - شده ترسیم کند خم به - اهل این مقوله ندارم به - می دهد آن هم به - که اگر به نقیصه و - کند خم به ابرو نیاوری - مهارت - مهارت همسرداری ندارد چگونه می - مهارت ها 1740 - مهارت ها 1740 - عیال خود وامانده و مهارت - چرا به مهارت - چرا به نرم افزار مهارت - 1740 چرا به مهارت - وامانده و مهارت همسرداری ندارد - چرا به مهارت ها - های - های ی که به طلاق ختم - های ی که آقایانی مثل پناهیان - های ی جدی داشت و مشکلی - بودم که بسیاری از دعوا های - اصلا به کنایه های - اما فیلم واقعا کنایه های - از 6ماه پیش نشانه های - بسیاری از دعوا های ی که به - به کنایه های ی که آقایانی - جنسی - جنسی بهترین توجهی بهترین برای - بهترین های خرید اینترنتی جنسی - توجهی - توجهی بهترین برای نمی بیشترین - خرید اینترنتی جنسی بهترین توجهی - نمی - نمی شد پای اینترنت تهیه - نمی توانند علائق خود را - نمی دانند زندگی شان - تهیه گزارشی خبری که نمی - درصد زوج های ایرانی نمی - آنها به خاطر آنچه نمی - زندگی شان دوام نمی - خبری که نمی شد پای - های ایرانی نمی توانند علائق - شود - شود همین می - شود بنده ای که در - شود ریشه در آشپزخانه دارد - شده و گفته می شود - همین می شود - به طلاق ختم می شود - چند روز متوجه می شود - گفته می شود همین - همین می شود بنده ای
نوشتن از مسائلی درباره تیتر این مطلب قدری پر رویی می خواهد و مقداری جسارت که اگر به نقیصه و مشکلی در امور شخصی ات محکوم شدی یا اگر کسی تلاش کرد نیم رخ روانی ات را بر اساس آنچه در تیتر سئوال شده ترسیم کند خم به ابرو نیاوری و عصبی نشوی.
شاید همه اینگونه فکر کرده اند که کمتر درباره این موضوع نوشته شده و گفته می شود. همین می شود بنده ای که در این زمینه - تیتر بالا- دانشی در مقایسه با اهل این مقوله ندارم به خود جرات نوشتن در این باره می دهد آن هم به پشتوانه چند مشاهده و مصاحبه. شنیده بودم که بسیاری از دعواهایی که به طلاق ختم می شود ریشه در آشپزخانه دارد و اتاق خواب، تا اینکه پیش از ازدواج برای تهیه گزارشی خبری که نمی شد پای اینترنت تهیه اش کرد(!) به یکی از شعب دادگاه خانواده در مشهد رفتم. پرسه زدن در چند راهرو و گپ زدن با چند «خوانده» و «خواهان» فرضیه ام را تقریبا اثبات کرد. نتیجه ای که در گزارش نیامد و گوشه ای نوشتم این بود که تا وقتی طرف مقابل ات - در نقش همسر - نفهمد که دوستش داری ازدواجی رخ نداده حتی اگر نیم جین بچه هم داشته باشی!
همه این ها گذشت تا چند شب پیش فیلم « طلا و مس طلا و مس
» را در قالب «بغل شانه تخم مرغی» دیدم. اصلا به کنایه هایی که آقایانی مثل پناهیان و عباسی در نقد این فیلم گفتند کاری ندارم اما فیلم واقعا کنایه هایی جدی داشت و مشکلی عمومی را محدود به جامعه طلاب علوم دینی و روحانیت کرده بود.
داستان از این قرار است که طلبه ای برای ادامه تحصیل به تهران می آید و بعد از چند روز متوجه می شود که همسرش از 6ماه پیش نشانه های بیماری «ام اس» را در خود دیده و دم بر نیاورده و الان او مانده و همسری علیل که به راهنمایی پرستاری مهربان متوجه می شود که باید به همسرش عشق بورزد و به او بگوید که دوستش دارد. و حالا که دو تا فرزند هم دارند یادش بیاید که باید برای همسرش «بُرس صورتی» بخرد و به او «ادکلن» هم هدیه کند...
فیلم می گوید که تنهایی زن -زهرا سادات- در تهران باعث بیماری او نبوده و همه ناآگاهی های - سیدرضا- باعث شده که این بلا سر همسر طلبه بیاید.
با دیدن چنین فیلمی اولین پرسشی که در ذهن شما نقش می بندد این نیست که «طالب علم دینی که در مدیریت عیال خود وامانده و مهارت همسرداری ندارد چگونه می خواهد... ؟»

چون از اینجا به بعد سیاسی می شود کامل کردن پرسش با خودتان ولی آیا نقیصه ای که در بالا به آن اشاره شد فقط محدود به یک طبقه می شود؟ اگر اینگونه است بهانه طلاق های متعدد آن هم در میان تحصیل کردگان چیست؟
این خبر را بخوانید « مطالعات نشان می دهد 90 درصد زوج های ایرانی نمی توانند علائق خود را به خوبی با همسرشان در میان بگذارند.»
نتیجه این ناهمخوانی تا کنون چیزی جز طلاق نبوده، همان چیزی که از قضای روزگار همان خانم پرستار فیلم نیز به آن دچار است و وقتی پای حرفهای زهراسادات نشسته و از او شنیده که خوشبختی بسنده کردن به کوچکترین چیزها است فکر طلاق را از سرش بیرون کرده.
جامعه ما پر است از دختران و پسران، زن ها و شوهرهای تحصیل کرده ای که فکر می کنند درباره همه چیز می دانند اما از مدیریت خود و مدیریت روابط خود با نزدیک ترین عضو زندگی شان ناتوان هستند؛ برای این آدم ها طلاق بهترین و کم هزینه ترین راه است. آنها به خاطر آنچه نمی دانند، زندگی شان دوام نمی یابد، دقیقا همان چیزی که در کارهای گروهی نیز به آن دچاریم؛ چون قواعد و الزامات کار گروهی را نمی دانیم یا به فعالیت های گروهی تن نمی دهیم و یا اگر خود را مشارکت جو نشان می دهیم تلاش داریم طرف مقابل را دور بزنیم.
حالا با همه این حرفها آیا به جا بود دیواری کوتاه تر از طلاب علوم دینی را نشانه بروند!؟ طلا و مس
آنچه در «
» آمده بود فقط مشکل سید رضا و زهراسادات است یا مشکل قشرهای مختلف جامعه؟!

نظرات ()