نویسنده خوب، با خطر زندگی می کند

برچسب های این مطلب:
نویسنده - نویسنده خوب با خطر - نویسنده ‌ای بخواهد کارش خوب باشد - نویسنده ‌ها به خاطر مشکلات اقتصادی - نویسنده - ربی امروزه اگر نویسنده - به محدود شدن فهرست نویسنده - داشته باشند زمانی که نویسنده - نویسنده خوب - امروزه اگر نویسنده ‌ای بخواهد کارش - خوب، - با - با خطر زندگی می کندبه - با شد مجبور است - با خطر کردن زندگی کند - نویسنده خوب با - نویسنده‌ای بخواهد کارش خوب با - شد مجبور است با - به بسیاری فضاها با - خوب با خطر زندگی - کارش خوب با شد مجبور - خطر - خطر زندگی می کندبه اعتقاد - خطر کردن زندگی کند این - خطر زندگ 1740 - نویسنده خوب با خطر - مجبور است با خطر - سنده خوب با خطر - مجبور است با خطر - با خطر زندگی می - است با خطر کردن زندگی - زندگی - زندگی می کندبه اعتقاد مهدی - زندگی کند این داستان‌نویس اظهار - زندگی ‌اش در خدمت نوشتن باشد - خوب با خطر زندگی - است با خطر کردن زندگی - تمام‌وقت بوده و همه زندگی - با برترین خطر روش زندگی - با خطر زندگی می کندبه - خطر کردن زندگی کند این - می - می کندبه اعتقاد مهدی ربی - می ‌توان به دلایل سیاسی و - می زی کار ن - با خطر زندگی می - که از جمله آن‌ها می - فضاها با وجود م می - زی کار ن می - خطر زندگی می کندبه اعتقاد - جمله آن‌ها می ‌توان به دلایل - کند - کند به اعتقاد مهدی ربی - کند این داستان‌نویس اظهار کرد - کند این اتفاق بیش‌تر - با خطر زندگی می کند - با خطر کردن زندگی کند - زیستی و ذهنی تجربه کند - م 1740 کند - زندگی می کند به اعتقاد مهدی - کردن زندگی کند این داستان‌نویس

نویسنده خوب، با خطر زندگی می کند


به اعتقاد مهدی ربی، امروزه اگر نویسنده‌ای بخواهد کارش خوب باشد، مجبور است با خطر کردن زندگی کند.



مهدی ربیاین داستان‌نویس اظهار کرد:

خالی شدن داستان‌ها از مکان و زمان دلایل مختلفی دارد که از جمله آن‌ها می‌توان به دلایل سیاسی و اجتماعی در نتیجه فضای موجود اشاره کرد. این در حالی است که حتی در صورت پرداختن به بسیاری فضاها، با وجود ممیزی، کار نمی‌تواند چاپ شود.
از دیگر دلایل عمده این امر می‌توان به محدود شدن فهرست نویسنده‌ها به خاطر مشکلات اقتصادی و اجتماعی اشاره کرد. نویسندگان در گذشته از آزادی بیش‌تری برخوردار بودند که این امر باعث می‌شد تا تجربه‌های بسیاری را برای مخاطبان خود داشته باشند.
زمانی که نویسنده خیلی درگیر امرار معاش شد، قلم وی به فضاهای بسیار تکراری و بسته محدود خواهد شد که در نهایت منجر به نزدیک شدن فضای بسیاری از داستان‌هایی می‌شود که می‌خوانیم.
نزدیک بودن فضاهای داستانی امروز به یکدیگر به این معنا نیست که نویسندگان از یکدیگر کپی‌برداری کرده باشند؛ بلکه به دلیل یکی شدن شرایط زیستی آن‌هاست و این امکان را به نویسنده نمی‌دهد که چیز نوینی را از لحاظ زیستی و ذهنی تجربه کند. این اتفاق بیش‌تر مربوط به دهه 70 و حتی اوایل دهه 80 است.
دهه 80 برخوردار از نویسندگانی است که سعی کردند نوشتن را به امرار معاش‌شان ربط ندهند. نویسنده‌ای که متوجه شاداب نگه داشتن نوشته‌اش برای موفقیت بیش‌تر آن بود، سعی کرد تا نوشتن را وسیله امرار معاش خود قرار نداده؛ بلکه آن را به نوعی کار دوم خود بداند.

زمانی که نویسنده خیلی درگیر امرار معاش شد، قلم وی به فضاهای بسیار تکراری و بسته محدود خواهد شد که در نهایت منجر به نزدیک شدن فضای بسیاری از داستان‌هایی می‌شود که می‌خوانیم.

داستان‌نویسانی که سعی کردند نوشتن را از امرار معاش جدا کنند، در تلاش بودند تا در نوشتن عجله به خرج نداده و به بسیاری چیزها تن ندهند. از طرف دیگر، نویسندگانی وجود داشتند که بسیار درگیر معاش بوده‌اند و امکان دارد از نوشتن بازبمانند و نتوانند تمامی وقت‌شان را صرف ادبیات کنند.
کمال مطلوب در دنیای نویسندگی این است که نویسنده یک نویسنده تمام‌وقت بوده و همه زندگی‌اش در خدمت نوشتن باشد.
مهدی ربّی متولد مردادماه 1359 در اهواز است و درواقع تمام دوران کودکی‌اش را در جنگ گذرانده. از سال 1383 به طور جدی وارد حوزه ادبیات داستانی شده‌است. «برو ولگردی کن رفیق» عنوان دومین مجموعه داستان «مهدی ربّی» است که پس از مجموعه داستان «آن گوشه دنج سمت چپ» از سوی «نشر چشمه» منتشر شده است.

فرآوری: مهسا رضایی

بخش ادبیات تبیان



منبع: خبرگزاری دانشجویان ایران
... درحال بارگذاری


  

نویسنده : امید ; ساعت ٢:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۸
تگ ها : نویسنده ، خوب ، خطر ، زندگی