حکایت خانه ویران پادشاهان

برچسب های این مطلب:
حکایت - حکایت خانه ویران پادشاهان آورده - حکایت دیدنی خانه ویران دانلود - حکایت - حکایت - حکایت خانه ویران - خانه - خانه ویران پادشاهان آورده اند - خانه های مردم سکنی گزینند - خانه های او را اشغال - حکایت خانه - خویش دستور داد در خانه - پنج عمارت سربازان خانه - بیا تقاضای تخلیه ی خانه - حکایت خانه ویران پادشاهان - داد در خانه های مردم - ویران - ویران پادشاهان آورده اند - ویران ه تبدیل شده است - ویران دانلود پادشاهان سوخت - حکایت خانه ویران - اثر ستمکاری به ویران - حکایت دیدنی خانه ویران - حکایت خانه ویران پادشاهان آورده - به ویران ه تبدیل شده - پادشاهان - پادشاهان آورده اند وقتی - پادشاهان وقتی وارد شهری می - پادشاهان ‎20 مارس 2011 - حکایت خانه ویران پادشاهان - 1 پادشاهان - و 1740 ران پادشاهان - و 1740 ران پادشاهان - خانه ویران پادشاهان آورده اند - 1 پادشاهان وقتی وارد

حکایت خانه ویران پادشاهان



آورده اند: وقتی عمرو بن لیث صفّار در زمستان بسیار سردی با لشکریانش وارد نیشابور شد، به سربازان خویش دستور داد در خانه های مردم سکنی گزینند. پیرزنی بود صاحب پنج عمارت، سربازان خانه های او را اشغال کردند. پیرزن به یکی از امرای عمرو شکایت کرد.


سپاه اسلام امیر گفت: فردا هنگامی که من نزد عمرو هستم بیا تقاضای تخلیه ی خانه ات را مطرح کن. پیرزن فردا همان موقع آمد و گفت: من زن پیری هستم که پنج خانه دارم؛ همه را سپاه تو گرفته اند و مرا با پنج دختر و عروس در یک خانه جا داده اند. باز در همان جا نیز سپاهیان تو هستند. مناسب نیست سربازان در منزلی که چند زن و دختر هستند، زندگی کنند. عمرو گفت: تو می گویی لشکر در این سرمای شدید به سر ببرند؟ دور شو!

پیرزن رفت. همین که دور شد، امیر به عمرو گفت: این زن پرهیزکار و عابد است، خوب است درباره ی او لطفی کنید. عمرو دستور داد پیرزن را برگردانند. وقتی او را آوردند، پرسید: قرآن خوانده ای! پیرزن جواب داد: آری. عمرو گفت: خدا در قرآن فرموده: «إ نَّ المُلُوکَ إِذا دَخَلُوا قَریَةً أَفسَدُوها وَ جَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهلِها أَذِلَّةً وَ کَذالِکَ یَفعَلُونَ؛ »[1] پادشاهان وقتی وارد شهری می شوند، آن را تباه می سازند، عزیزان آن دیار را خوار می کنند و این شیوه آنان است.

آیه چنان در عمرو تأثیر کرد که به لشکرش فرمان داد خانه های مردم را تخلیه کنند و دستور داد در شهر جار بزنند که پس از سه ساعت هر سربازی که در شهر یا خانه ی مردم دیده شود، کشته خواهد شد
پیرزن پاسخ داد: آری! درست است؛ ولی گویا امیر این آیه را [از همان سوره] نخوانده است که:« فَتِلکَ بُیُوتُهُم خاوِیَةً بِما ظَلَمُوا إِنَّ فی ذلِکَ لَآیَةً لِقَومٍ یَعلَمُونَ»[2] ؛ و این خانه های آن ها است که بر اثر ستمکاری، به ویرانه تبدیل شده است، به راستی که در این هلاکت، عبرت است برای مردم دانا.
این آیه چنان در عمرو تأثیر کرد که به لشکرش فرمان داد خانه های مردم را تخلیه کنند و دستور داد در شهر جار بزنند که پس از سه ساعت هر سربازی که در شهر یا خانه ی مردم دیده شود، کشته خواهد شد. آن گاه تمامی سپاه در خارج شهر در محلّی به نام "شادیاخ" – که اکنون باغستانی است – خیمه زدند![3]
 


پی نوشت ها :
[1]. نمل/34.
[2]. نمل/52.
[3]. نمونه هایی از تأثیر و نفوذ قرآن/122-124؛ به نقل از: تاریخ بحیره/19.

گروه دین تبیان






منبع : پایگاه تحقیقاتی آموزش مبلغین

 



  

نویسنده : امید ; ساعت ٧:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱٥